با واقع ما را مکلف به تکلیفی نماید.
به نظر میرسد این نظریه از جهتی مشابه نظریه مرحوم بحرانی در الحدائق الناضره و بزرگان اخباری است؛ با این تفاوت که آنها قایل به پالایش اخبار از احادیث ضعیف و غیر موثق توسط محدثان بزرگوار هستند و میگویند: در کتب روایی معتبری که در دست ماست، دیگر خبر ضعیفی نیست و به شدت، تقسیم خبر به صحیح و ضعیف و... را انکار میکنند و بر این ادعای خود چنین استدلال کردهاند که محدثان تلاشهای وافری در کنار گذاشتن احادیث ضعیف داشتهاند۱ نظریه مذکور (پالایش کتب روایی معتبر از احادیث تقیهای) نیز همان ادعا را در باره احادیث تقیهای دارند. جالب اینجاست که نظریه اخباریان با این که دارای شواهد و مؤیدات زیادتری است، از سوی مجتهدان و قایلان
این نظریه به شدت رد شده، و لکن مشابه آن را با شواهدی بسیار اندک در این بحث تقویت نمودهاند!
نتیجه
از آن چه در این نوشتار مطرح شد، به دست میآید که نظریه پالایش منابع حدیثی معتبر از روایات تقیهای توسط اصحاب، سخن درستی نیست و این گونه روایات در منابع روایی ما وجود دارد و روش فقهای بزرگوار نیز در دروس تخصصی فقه خود، شاهد بر این ادعاست؛ زیرا آنان در استنباط احکام به بررسی روایات از جهات مختلف، و از جمله، از جهت صدور آن به موضوع تقیه میپردازند. آن چه هم به صاحبان این دیدگاه نسبت داده شد، در صورت صحت انتساب، یک امر اجتهادی است که برای فقها و مجتهدان دیگر حجیت نخواهد داشت.
کتابنامه
_ اختیار معرفة الرجال، محمد بن حسن طوسی، تحقیق: میرداماد، محمد باقر حسینی و
1.ر.ک: الحدائق الناظره، ج۱، ص۶ به بعد: «و لم یتفطنوا إلی ان هذه الاحادیث التی بایدینا، إنما وصلت بعد أن سهرت العیون فی تصحیحها و ذابت الابدان فی تنقیحها، و قطعوا فی تحصیلها من معادنها البلدان، و هجروا فی تنقیتها الاولاد و النسوان، كما لا یخفی علی من تتبع السیر و الاخبار، و طالع الكتب المدونة فی تلک الآثار، فان المستفاد منها _ علی وجه لا یزاحمه الریب و لا یداخله القدح و العیب _ انه كان دأب قدماء اصحابنا المعاصرین لهم علیهم السلام إلی وقت المحمدین الثلاثة فی مدة تزید علی ثلاثمئة سنة ضبط الاحادیث و تدوینها فی مجالس الائمة و المسارعة إلی اثبات ما یسمعونة خوفاً من تطرق السهو و النسیان، و عرض ذلک علیهم، و قد صنفوا تلک الاصول الاربعمائة المنقولة كلها من اجوبتهم علیهم السلام و انهم ما كانوا یستحلون روایة ما لم یجزموا بصحته...».