نقد و باز خواني نظريه پالايش منابع حديثي معتبر از روايات تقيه‌اي - صفحه 156

با واقع ما را مکلف به تکلیفی نماید.
به نظر می‏‏رسد این نظریه از جهتی مشابه نظریه مرحوم بحرانی در الحدائق الناضره و بزرگان اخباری است؛ با این تفاوت که آنها ‏‏قایل به پالایش اخبار از احادیث ضعیف و غیر موثق توسط محدثان بزرگوار هستند و می‏‏گویند: در کتب روایی ‏‏معتبری که در دست ماست، دیگر خبر ضعیفی نیست‏‏ و به شدت، تقسیم خبر به صحیح و ضعیف و... را انکار می‏‏کنند و بر این ادعای خود چنین استدلال کرده‌اند که محدثان تلاش‏‏های وافری در کنار گذاشتن احادیث ضعیف داشته‌اند۱ نظریه مذکور (پالایش کتب روایی ‏‏معتبر از احادیث تقیه‏‏ای) نیز همان ادعا را در بار‏‏ه احادیث تقیه‌ای دارند. جالب اینجاست که نظریه اخباریان با این که دارای شواهد و مؤیدات زیادتری است، از سوی مجتهدان و قایلان
این نظریه به شدت رد شده،‏‏ و لکن مشابه آن را با شواهدی بسیار اندک در این بحث تقویت نموده‌اند!

نتیجه

از آن چه در این نوشتار مطرح شد، به دست می‏‏آید که نظریه پالایش منابع حدیثی معتبر از روایات تقیه‏‏ای توسط اصحاب، سخن درستی نیست و این گونه روایات در منابع روایی ‏‏ما وجود دارد و روش فقهای بزرگوار نیز در دروس تخصصی فقه خود، شاهد بر این ادعاست؛ زیرا آنان در استنباط احکام به بررسی روایات از جهات مختلف، و از جمله، ‏‏از جهت صدور آن به موضوع تقیه می‏‏پردازند. آن چه هم به صاحبان این دیدگاه نسبت داده شد، در صورت صحت انتساب، یک امر اجتهادی است که برای فقها و مجتهدان دیگر حجیت نخواهد داشت.

کتابنامه

_ اختیار معرفة الرجال، محمد بن حسن طوسی، تحقیق: میرداماد، محمد باقر حسینی و

1.ر.ک: الحدائق الناظره، ج۱، ص۶ به بعد: «و لم یتفطنوا إلی ان هذه الاحادیث التی بایدینا، إنما وصلت بعد أن سهرت العیون فی تصحیحها و ذابت الابدان فی تنقیحها، و قطعوا فی تحصیلها من معادنها البلدان، و هجروا فی تنقیتها الاولاد و النسوان، كما لا یخفی علی من تتبع السیر و الاخبار، و طالع الكتب المدونة فی تلک الآثار، فان المستفاد منها _ علی وجه لا یزاحمه الریب و لا یداخله القدح و العیب _ انه كان دأب قدماء اصحابنا المعاصرین لهم علیهم السلام إلی وقت المحمدین الثلاثة فی مدة تزید علی ثلاثمئة سنة ضبط الاحادیث و تدوینها فی مجالس الائمة و المسارعة إلی اثبات ما یسمعونة خوفاً من تطرق السهو و النسیان، و عرض ذلک علیهم، و قد صنفوا تلک الاصول الاربعمائة المنقولة كلها من اجوبتهم علیهم السلام و انهم ما كانوا یستحلون روایة ما لم یجزموا بصحته...».

صفحه از 156