بازشناسي جايگاه رجالي «اسحاق بن عمار» - صفحه 192

بشّاش برخورد می‌کرده‌اند و این روگردانی امام علیه السلام از وی نیز موقتی و فقط برای این بوده که خطای او را به وی گوش‌زد کرده و او را از این انحراف نادانسته، باز دارند.
3. شیخ کلینی رحمه الله علیه در کتاب شریف کافی می‌نویسد:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِالله علیه السلام رُبَّمَا ضَرَبْتُ الْغُلَامَ فِی بَعْضِ مَا یَحْرُمُ فَقَالَ وَ کَمْ تَضْرِبُهُ فَقُلْتُ رُبَّمَا ضَرَبْتُهُ مِائَةً فَقَالَ مِائَةً مِائَةً فَأَعَادَ ذَلِکَ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ قَالَ حَدَّ الزِّنَى اتَّقِ الله فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَکَمْ یَنْبَغِی لِی أَنْ أَضْرِبَهُ فَقَالَ وَاحِداً فَقُلْتُ وَالله لَوْ عَلِمَ أَنِّی لَا أَضْرِبُهُ إِلَّا وَاحِداً مَا تَرَکَ لِی شَیْئاً إِلَّا أَفْسَدَهُ فَقَالَ فَاثْنَتَیْنِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا هُوَ هَلَاکِی إِذاً قَالَ فَلَمْ أَزَلْ أُمَاکِسُهُ حَتَّى بَلَغَ خَمْسَةً ثُمَّ غَضِبَ فَقَالَ یَا إِسْحَاقُ إِنْ کُنْتَ تَدْرِی حَدَّ مَا أَجْرَمَ فَأَقِمِ الْحَدَّ فِیهِ وَ لَا تَعَدَّ حُدُودَ الله؛۱اسحاق‌بن‌عمار می‌گوید: به امام‌صادق علیه السلام عرض کردم: گاهی می‌شود که عبدی را به خاطر کار ناشایستی که مرتکب شده است، می‌زنم. حضرت فرمود: «چقدر او را می‌زنی؟» گفتم: گاهی تا صد ضربه هم می‌زنم. ایشان (با تعجب) دو بار فرمود: صد تا؟! به اندازه حدّ زنا؟! از خدا بترس». گفتم: فدای شما شوم! پس خوب است چند ضربه بزنم؟ ایشان فرمودند: «یکی». گفتم: اگر او بداند که من فقط یک ضربه به او می‌زنم، همه زندگی‌ام را خراب می‌کند. فرمود: «پس دو ضربه». گفتم: فدای شما شوم! این هم مرا بیچاره می‌کند! پس همین‌طور با حضرت بحث کردم تا حضرت فرمود: «پنج ضربه». پس از آن ایشان با ناراحتی فرمود: «اسحاق، اگر خودت (را عالم به احکام الله می‌دانی و خیال می‌کنی که) مقدار جزای او را می‌دانی، پس به نظر خودت عمل کن و از حدود الهی فراتر نرو!»
بحث اسحاق با امام علیه السلام نیز دلالتی بر انحراف عقیده، ضعف مذهب و یا ذمّ وی ندارد، بلکه دلالت بر سرسختی وی در پذیرش مطالب علمی دارد که تا وقتی به حدّ افراط نرسد، روحیه پسندیده‌ا‌ی هم هست.
خلاصه آن‌که هیچ یک از این سه روایت، بیان‌گر انحراف مذهب اسحاق‌بن‌عمّار بالعموم و فطحی بودن وی بالخصوص نیستند.

نتیجه

آن‌چه گذشت، مختصری از اقوال مطرح‌شده درباره یکی از راویان پرروایت شیعه به

1.. الکافی، ج۷، ص۲۶۷.

صفحه از 194