وحیانی که ناظر به وحدانیت الله تعالی و نفی معاصرت ماسوی با او میباشد، مورد استشهاد قرار گرفت.نگاه دوم نیز ناظر به لا من شیء بودنِ پیدایشِ ماسوی بوده و پیامش این است: آغاز ماسوی، بدون هیچ ماده و نمونه قبلی بوده و بودش بعد از نبودش بوده است. نگاه سوم نیز از مستنداتی بهره جسته که اراده حق تعالی را فعلی و حادث دانسته و به تبع آن «مراد» (ماسوی) را حادث میداند. و در پایان نیز در نگاه چهارم، با استفاده از سنّت، بیان شد که به دلیل محالبودن ازلیت ماسوی، جود و فیض حضرت حق، به شیء ازلی تعلق نمیگیرد؛ در نتیجه، به نظر میرسد با تمسک به تعالیم قطعی داوران معصوم علیهم السلام ، به طور قطع باید گفت، ماسوی بدون هیچ استثنایی حادث بوده و ابتدا دارد؛ یعنی نبوده و بود شده است.(و الله یعلم)
البته بنا بر اعتقاد کسانی که، برخلاف نصوصِ وحیانی، آنچه در دار وجود است را عین ذات الله تعالی دانسته۱ و اصلاً مجالی برای غیرِ او در عالمِ وجود نمیبینند۲ و حتی ذاتش را ظاهر در صورت حمار و حیوان میبینند۳ (معاذ الله) و در نتیجه، عالم را امری متوهم۴ و بحث از امکان (ممکنات) را تنها برای سرگرمی میدانند،۵ مسئله حدوث، سالبه به انتفای موضوع بوده و هر چه در متن وجود است، قدیم خواهد بود.
پیشنهاد پژوهشی
_ بیان رابطه اعتقاد به «تباین»، «سنخیّت و عینیّت» در اعتقاد به «حدوث» و «قِدَم» عالم.
_ بیان نقش اعتقاد به افسانهبودن وجود خارجیِ ممکنات (ماسوی)، در پافشاری بر قِدَم عا
1.. ر.ک: الاسفار، ج۲، ص۲۹۲، «عین ذاته».
2.. علی بن موسی الرضا و الفلسفة الالهیة، ص۴۶، «فلا مجال ...».
3.. فصوص الحکم، ص۲۵۴، «بصورة الحمار ...».
4.. الاسفار، ج۲، ص۲۹۴، «فالعالم متوهم».
5.. ممد الهمم، ص۱۰۷.