ترجیح میدهد.
ثانیاً، اگرچه مؤثر تام (یعنی خداوند متعال) قدیم است، لکن فاعلیتش بالذات نیست تا گفته شود: «تخلف ما بالذات از ذات محال است»، و نتیجه گرفته شود که: «عالم قدیم است»،۱ بلکه فاعلیتش همان ایجاد اوست که حادث است، ایجادی که تنها به قدرت و سلطنت تامّه او _ سبحانه و تعالی _ وابسته است، نه به اراده دیگر تا تسلسل را در پی داشته باشد. ۲
گریز: به نظر میرسد که اعتقاد به فاعل مختار بودنِ الله تعالی، که در قرآنکریم با بیانات متنوعی به آن تصریح شده است،۳ با اعتقاد به علت تامه _ ی مصطلح _ بودن ذاتش نسبت به «ماسوی» قابل جمع نباشد، چرا که در اصطلاحِ فلاسفه، علت تامه عبارت است از: چیزی که به سبب وجودش، وجود شیء دیگر به صورت همزمان واجب باشد؛ ۴ بنابراین وقتی علت، تامه شد، بایستی معلول تحقق پیدا کند و اصلاً علت تامه و معلول آن، انفکاکی از یکدیگر ندارند و از علت تامه فیض صادر میشود، چه بخواهد و چه نخواهد، چه شعور داشته باشد و چه شعور نداشته باشد. بنابراین، با اعتقاد به علت تامه بودن ذات باریتعالی نسبت به «ماسوی»، اگرچه «قِدَم ماسوی» بسیار تقویت میشود،۵ لکن علاوه بر اینکه ممکن است به انکار اصل خلقت و تنظیر صدور فیض از ناحیه الله تعالی، به شعاع خورشید از خورشید و یا صدور حرارت از آتش منجر شود، همچنین به نظر میرسد که سرانجامی جز انکار قدرت و سلطنت قادر متعال نداشته باشد (آن هم به دلیل وجوب صدور ماسوی از ناحیه او). البته چنین سرانجامی را برخی نپذیرفته، دفاعیهای تنظیم کردهاند که در دو بخش به آن اشاره میشود؛
1.. هزار و یک نکته، ص۱۰۳.
2.. چنانچه در صحیحۀ عمر بن اُذَینه، امامصادق علیه السلام فرمودند: «خَلَقَ الله الْمَشِیَّةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْیَاءَ بِالْمَشِیَّة»؛ الکافی، ج ۱، ص۱۱۰، ش۴.
3.. ر.ک: نحل، آیۀ۴۰ ؛ بقره، آیۀ ۱۱۷؛ مائده، آیۀ ۱۷؛ آل عمران، آیۀ ۴۷؛ ابراهیم، آیۀ۱۹؛ فاطر، آیۀ ۱۶ و... .
4.. ر.ک: شرح حکمةالاشراق، شهرزوری، القسم الاول، الفصل الثالث، ج۲، ص۶۲، «مجموعه مصنفات شیخ اشراق» و الاسفار، المرحلة السادسة، فصل اول، ج۲، ص ۱۲۷_ «الشیء الذی یحصل من وجوده...» و نهایةالحکمة، المرحلة الثانیة، الفصل الثالث، ص۲۰۵، «فی وجوب وجود المعلول...».
5.. چرا که تقدم و تأخر علت و معلول، به حکم عقل است – مانند حرکت دست و حرکت کلید، که عقل حاکم است بر تقدم حرکت دست بر کلید – ولی در واقع، از حیث زمان معاصر و مقارناند.