اينان به حكومت ظاهرى دست يافتند. ثانياً: حسن بن على(ع) هم از امامان شيعه بود و هم از اهل بيت رسول(ص) و هم به خلافت و حكومت دست يافته بود، پس چرا ابن كثير ايشان را در شمار خلفاى پيامبر(ص) نام نبرده است؟ مگر در عمر بن عبدالعزيز چه امتيازى وجود داشته كه ابن كثير از او به عنوان خليفه رسول خدا(ص) نام مى برد، ولى از فرزند رسول خدا(ص) نام نمى برد؟
ابن كثير، براى مشروعيت خلافت همين پنج نفر نيز هيچ دليلى از صاحب شريعت ذكر نكرده است، و به عبارت ديگر، جز بر خلافت اميرالمؤمنين(ع)، بر خلافت ساير افراد ياد شده دليلى وجود نداشته تا ابن كثير از آن ياد كند.
و . سفينه حديث صحيحى از رسول خدا(ص) نقل مى كند كه فرمود:
دوران خلافت در امت من سى سال است و پس از آن پادشاهى است. ۱
چنانكه مى دانيم حكومت عمر بن عبدالعزيز پس از مدت ياد شده و در سال 99 هجرى تحقق يافته است. ۲ بنابراين عمر بن عبدالعزيز را نيز نمى توان جزء خلفا دانست، بلكه او نيز در زمره پادشاهان اموى قرار دارد.
سعيد بن جمهان كه روايت فوق را از سفينه نقل كرده است مى گويد:
سفينه به من گفت: دوران خلافت ابوبكر و عمر و عثمان را حساب كن و دوران خلافت على(ع) را بر آن بيفزا؛ آن را سى سال خواهى يافت. سعيد مى گويد: به سفينه گفتم: بنى اميه گمان مى كنند كه خلافت در ميان آنها است. سفينه گفت: دروغ مى گويند پسران زنِ چشم كبود، بلكه آنان از پادشاهانند، آن هم از بدترينِ پادشاهان.
مى بينيم كه آراى تعدادى از صحابه و تنى چند از دانشمندان اهل سنت درباره خلفاى دوازده گانه پيامبر، چقدر با هم متفاوت است، تا آنجا كه عبدالله بن عمر، معاويه و يزيد را انسانهايى صالح و جانشين رسول خدا مى دانند، امّا «سفينه» كه او نيز از صحابه است،
1.سنن الترمذى، كتاب الفتن، باب ۴۸؛ التاج الجامع للاصول، ج۳، ص۴۰؛ كنزالعمال، ج۶، ص۸۷؛ تاريخ الخلفاء، دارالقلم، ص۱۷ با تصريح به صحت حديث.
2.تاريخ الخلفاء، ص۲۶۱