شيوه هاي جمع و تأويل اخبار در تهذيب الأحكام - صفحه 36

شيخ مفيد در مقنعه بوده آورده، سپس در برخى موارد، احاديث مخالف و متنافى با آن را مى آورد و سپس جهت رفع تخالف به تأويل احاديث مى پردازد. و مبناى تأويل در اكثر موارد، وجود احاديث متواتر در آن موضوع است.
در اين جا به ذكر نمونه هايى از تأويل ها مى پردازيم:
* در باب «الأحداث الموجبة للطهارة»، روايت هاى متعددى مبنى بر ناقض بودن نوم آورده، سپس دو روايت دالّ بر عدم ناقضيت نوم را نقل مى كند:
فأمّا الخبر الّذى رواه محمد بن أحمد بن يحيى، عن العباس، عن أبى شعيب، عن عمران بن حُمران، أنّه سمع عبداً صالحاً يقول: من نام و هو جالس لا يتعمّد النوم فلا وضوء عليه. ۱
سپس اين دو دسته روايات را جمع بندى كرده و تأويل نموده و مؤيداتى هم براى اين تأويل ذكر مى كند:
وكذلك سائر الأخبار الّتى وردت ممّا يتضمّن نفى إعادة الوضوء من النوم لأنّها كثيرة.
فمعناها انّه إذا لم يغلب على العقل و يكون الإنسان معه متماسكاً ضابطاً لمّا يكون منه، والّذى يدلّ على هذا التأويل، ما أخبرنى به الشيخ.... ۲
* در همين باب، روايت متعارضى مبنى بر حدث بودن خون دماغ مى آورد:
والحديث الذى رواه أحمد بن محمد بن عيسى، عن الحسن بن على بن بنت إلياس، قال: سمعته يقول: رأيت أبى صلوات اللّه عليه و قد رعف بعد ما توضأ دماً سائلاً، فتوضأ. ۳
سپس به تأويل حديث پرداخته، مى گويد: مراد، وضوى اصطلاحى نيست، بلكه مقصود، شستن عضو است و براى اين تأويل، رواياتى (مؤيداتى) مى آورد از جمله:
أخبرنى أحمد بن محمد بن الحسن، عن أبيه، عن سعد بن عبدالله، عن محمد بن

1.همان، ج ۱، ص ۶، ح ۶.

2.همان.

3.همان، ج ۱، ص ۱۳ ۱۴، ح ۲۹.

صفحه از 56