قول ديگرى نيز از پيامبر, با تفاوت اندكى, بيان شده است. بر اساس آن روايت, عمر از پيامبر درخواست نمود كه به او اجازه بدهد تا رواياتى (احاديث) را كه از يهوديان شنيده, بنگارد. پيامبر فرمود: آيا تو دنبال روى مسيحيان و يهوديان درگمراهيشان هستى؟ من (دين يا قرآن) پاك و روشن آوردم. اگر موسى زنده بود, مى بايست از من پيروى مى كرد. ۱
روايت, بيان مى دارد كه برخى از مسلمانان به نزد پيامبر كتاب هايى آوردند كه آنها را از كتاب هاى يهوديان رونويسى كرده بودند. پيامبر فرمود: براى مردمان, اين ضلالت (و به خطا رفتن) كافى است كه از آن چه كه خدا بر نبيشان نازل كرده, روى گردانده و به آن چه بر انبياى ديگر فرو فرستاده شده است يا كتاب ديگرى غير از كتاب پيامبرانشان رجوع كنند.
آيه 51 سوره 29 در پى اين ماجرا نازل گرديد: (و لم يكفيهم إنا أنزلنا عليك الكتاب يتلى عليهم.۲
پيامبر ,نظر صريحش را درباره مطالعه تورات در پاسخ عمر بيان نموده بود. عمر از ايشان درباره مطالعه تورات پرسيده كه پيامبر فرمود: تورات را مطالعه نكن; بلكه آن چه را كه به تو از طريق وى (قرآن) رسيده است, بخوان و بدان معتقد باش. ۳ عمر نيز رونويسى يا خواندن كتب مسيحيان و يهوديان را ممنوع نمود. بر اساس روايتى, مردى نزد عمر آمد و به او از كتابى شگفت انگيز خبر داد كه در زمان حمله مسلمين و فتح مداين
1.الفائق, الزمخشرى, تحقيق على محمّد البيجاوى و محمّد ابوالفضل ابراهيم, قاهره, ۱۳۶۷ق/ ۱۹۴۸م, ج ۳, ص۲۱۸; غريب الحديث, ابوعبيد, حيدرآباد, ۱۳۸۵ق/ ۱۹۶۶م, ج ۳, ص ۲۹ ـ ۲۸; بحار الانوار, المجلسى, ج ۸, ص ۲۱۱ (چاپ سنگى); حلية الاولياء, ابونعيم, ج ۵, ص ۱۳۶.
2.لباب النقول, السيوطى, قاهره, ۱۳۷۳ق/ ۱۹۵۴م, ص ۱۷۰; التفسير, القرطبى, ج ۱۳, ص ۳۵۵; مناقب آل ابى طالب, ابن شهرآشوب, نجف, ۱۳۷۶ق/ ۱۹۵۶م, ج ۱, ص ۴۸; جامع البيان العلم, ابن عبدالبر, ج ۲, ص ۴۰ ـ ۴۱.
3.كنز العمال, المتقى الهندى, ج ۱, ص ۳۳۳, شماره ۱۶۲۷.