مطالعه اي در مورد حديثي كهن - صفحه 89

يافت شده بود. عمر از او پرسيد كه آيا آن [بخشى] از كتاب خدا (قرآن) است؟ آن فرد پاسخ داد: خير. عمر, آن مرد را با تازيانه كتك زد و چهار آيه نخست سوره يوسف را خواند و گفت: آن چه كه موجب شد تا مردمانى كه پيش از شما مى زيسته اند, هلاك گردند, اين بود كه آنها به مطالعه كتاب هاى احبار و اسقفان مى پرداختند و تورات و انجيل را رها مى كردند, تا آن جا كه اين دو كتاب [از توجه مردم] به دور بمانْد و دانش نهفته اشان زايل گرديد. ۱
روايتى مشابه, همانند روايت قبل نيز نقل شده است. علقمه و اسود به نزد ابن مسعود آمدند و به او صحيفه اى نشان دادند كه حاوى داستانى جالب بود. عبداللّه بن مسعود دستور داد تا آن صحيفه را از بين ببرند و گفت: اين دل ها مجراى دانش اند. آنها را با قرآن انباشته كنيد, نه چيز ديگر. ۲
به نظر مى رسد كه عمر, توجه خاصى به كتاب دانيال داشته است. زمانى كه مسلمانان شهر شوشتر را فتح كردند, كتاب را در قبر دانيال نبى يافتند. ۳ و به نزد عمر آوردند و او آن را به نزد كعب فرستاده بود تا آنها را به عربى ترجمه كند. گفته شده كه كتاب, حاوى اطلاعاتى از فتوحاتى كه رخ خواهد داد, بود. ۴ ابو العاليه ۵ مدعى است كه او نخستين عربى است كه اين كتاب را خوانده; همان گونه كه قرآن مى خوانده است.
ابوالعاليه بيان داشته كه كتاب, مشتمل بر اطلاعاتى درباره تاريخ (سيرتكم) و حوادثى

1.همان, ج ۱, ص ۳۳۵, شماره ۱۶۳۲.

2.فضائل القرآن, ابوعبيد, نسخه خطى, ليدن Or.۳۰۵۶ برگ a _ b ۴. ابو عبيد خاطرنشان مى كند كه ما مى انديشيم اين صحيفه از مردى كه به اهل كتاب تعلق دارد, گرفته شده است; به اين دليل, عبداللّه بن مسعود آن را دوست نداشت.

3.ر.ك: EI۲, مدخل دانيال, نوشته جرج وجيده (.(G. Vayda

4.كتاب الفتن, نعيم بن حماد, برگ b ۴ (نسخه عاطف افندى, برگ a۳).

5.در مورد او, ر.ك: الطبقات, ابن سعد, ج ۷, ص ۱۱۲ ـ ۱۱۷.

صفحه از 86