است درست باشد; اما ما نيازى به آنها نداريم. آن چه در كتاب خداست, ما را كفايت مى كند و ما نيازى به جستجوى اين مطالب در كتاب هاى وحيانى ديگر نداريم و نه خدا و پيامبر ما را از دانشِ همانند با آنها محروم ننموده اند. ۱
ابن كثير همان اتهام هاى دروغ گفتن, تحريفات, دگرگونى و تغيير عمدى نادرست عبارت را در بخش احاديث, ناظر به منع مراجعه به عالمان اهل كتاب ذكر نموده است. ۲
ابن جوزى, مؤلف كثير التأليف قرن ششم هجرى, نظرات متشابهى بيان مى دارد. به عقيده او داستان هاى مردمان گذشته و خصوصاً بنى اسراييل به ندرت, روايات موثقى هستند. او برآن است كه فقه دينى مسلمانان براى ما كافى است و پيامبر به عمر دستور داد كه عبارت هايى از تورات كه او نزد پيامبر آورده بود, از بين ببرد. برخى داستان هاى اسراييليات درست است, مثل داستانى كه داوود, اوريا را فرستاد تا كشته شود و او بتواند با همسرش ازدواج كند. ۳
منابع قديمى ذكر شده در اين مقاله, شاهد آشكارى است از روابط نزديك ميان مسلمانان, يهوديان و مسحيان در اثناى قرن اول هجرى. روايات تثبيت شده توسط معمر بن راشد در الجامع اش مى تواند به ما امكان دهد كه منابع اوليه را از اواخر دوران قرن اول بدانيم. مطالب ابو عبيد در مواعظ به نظر مى آيد كه ريشه از همان دوره داشته باشد. فرض وليام مونتگمرى وات ۴ كه منابع عهدينِ مورد بحث قرار گرفته, در مرحله نخستْ مورد توجه افراد عادى بوده كه دانشى نسبت به عهدين نداشته اند, نمى تواند مورد قبول قرار گيرد. نظر وات مبتنى بر عبارتى از ابن عبدالبر در كتاب جامع بيان العلم (ج2, ص 43 ـ 40), درباره نظر ابن عبدالبر درباره نقل اخبار يهود و مسيحيان است. وات بر اين اساس
1.التفسير, ابن كثير, ج ۴, ص ۲۸۲.
2.همان, ج ۵, ص ۳۲۹ ـ ۳۳۰.
3.كتاب القصاص, ابن الجوزى, نسخه خطى, ليدن Or.۹۸۸, برگ a ۲۰.
4.The Early Development of the Muslim Attitude to the Bible , Glasgow Univ. Oriental Society Transacitions XVI, ۱۹۵۵-۱۹۵۶ pp:۵۰-۶۲