مطالعه اي در مورد حديثي كهن - صفحه 93

بيان مى دارد كه اين عبارت, بازگو مى كند كه حالت و مرحله نخست, رويكرد به كتب اهل كتاب است. گرچه مسلمانان مواجهاتى با يهوديان و مسيحيان داشتند, اما كتاب هاى آنها را نمى خواندند. ۱ در مورد اين ادعاى قابل دفاع, روايت تثبيت شده توسط بخارى ۲ به وضوح خبر مى دهد كه يهوديان در گذشته, تورات را به عبرى مى خواندند و آن را براى مسلمانان به عربى تفسير مى كردند.
سدّى خبر مى دهد كه برخى يهوديان كتاب هايى تصنيف مى كرده و ادعا مى كردند كه اين كتاب ها از جانب خدا وحى شده اند و آنها را به قيمت ارزانى به اعراب مى فروختند. ۳ مسلمانان نيز داستان هاى اهل كتاب را رونويسى مى كردند. مطالب كتاب ابن عبدالبر, شاهد روشنى است كه تماس هاى بين مسلمانان و اهل كتاب, تنها به رجوع به آنها محدود نشده بود. در آخر نيز مى توان افزود كه عنوان اين بخش از كتاب ابن عبدالبر اين است: باب مختصر فى مطالعة كتب اهل الكتاب و روايته عنه. اين عبارت به روشنى بيان مى دارد كه موضوع مورد بحث در اين فصل, تنها خواندن كتاب و روايت اخبار از طريق آنها نيست; بلكه شامل بحث از گفتگو و سماع مطلب از آنها نيز هست. ترديد وات كه هيچ يك از احاديث ثبت شده توسط ابن عبدالبر به صورت كنونى در دوره قبلى وجود نداشته اند, بى اساس است. الجامع معمر و المصنف عبدالرزاق اين احاديث را دربردارند و روايات و استنادشان را ابن عبدالبر به دقت از روى آنها رونويسى كرده است. اين را مى توان از مقايسه مطالب ابن عبدالبر با مطالعه مطالب آن كتب دريافت.
همان گونه كه ذكر شد, هيچ مخالفت جدى با اخبار يهوديان و مسيحيان كه نومسلمانان يهودى و مسيحى روايت مى كردند, نبوده است, بلكه مورد موافقت محافل راست كيش اسلامى نيز بوده است. به نظر مى رسد كه مخالفت در مورد آن وجوه از

1.Ibid, pp:۶۰-۶۲.

2.الصحيح, قاهره, بى تا, ج ۶, ص ۲۵; التفسير, ابن كثير, ج ۱, ص ۳۲۹.

3.الدر المنثور, السيوطى, ج ۱, ص ۸۳.

صفحه از 86