امامت و رهبرى الهى در تمام اعصار ، استمرار داشته است و زمين ، هيچ گاه از حجّت الهى خالى نبوده و نخواهد بود ؛ ليكن در مقابل آيات و احاديثى كه بر اين معنا دلالت دارند، نصوص ديگرى هستند كه به ظاهر ، بر عدم استمرار امامت و هدايت الهى در همه اعصار دلالت دارند كه طرح و نقد آنها در اين جا ضرورى است :
1 . دلايل دوران فترت
مهمترين دليلى كه در برابر ادلّه استمرار امامت قابل بررسى است ، نصوصى هستند كه بر دوران فترت ميان بعثت انبياى الهى دلالت دارند . «فترت» ، در اصل ، به معناى سكون و آرامش است و بدين جهت ، فاصله ميان دو جنبش، دو نهضت و كوشش نيز فترت ناميده مىشود . قرآن كريم نيز دوران ميان نبوّت عيسى عليه السلام و نبوّت خاتم پيامبران را دوران «فترت رُسُل» ناميده است . اين دوران ، حدود ششصد سال طول كشيده است .۱
برخى از احاديث تصريح مىكنند افرادى كه در دوران فترت زندگى كردهاند ، مستضعف شمرده مىشوند و در قيامت ، مؤاخذه نخواهند شد.۲ بنا بر اين ، اين شبهه پيش مىآيد كه در دوران فترت، امامت و هدايت الهى، استمرار نيافته است.
پاسخ اين شبهه ، آن است كه قرآن و احاديث اسلامى ، فاصله ميان عيسى عليه السلام و خاتم پيامبران صلى اللّه عليه و آله را دوران «فترت رُسُل» ناميدهاند ، نه «فترت امام و حجّت» . بنا بر اين ، نصوصى كه بر ثبوت دوران فترت دلالت دارند ، نمىتوانند استمرار امامت و هدايت الهى در همه اعصار را نفى كنند و بنا بر اين ، معارض نصوصى كه بر استمرار
1.برخى معتقدند فاصله ميان اين دو پيامبر بزرگ ، كمتر از ششصد سال بوده و برخى دوران فَترت را بيش از اين مدّت مىدانند. به گفته برخى ، فاصله ميان ولادت عيسى عليه السلام و هجرت پيامبر خدا ، به سال رومى ، ۶۲۱ سال و ۱۹۵ روز است (ر.ك: تفسير ابو الفتوح رازى : ج۴ ص۱۵۴، پاورقى به قلم علّامه ابو الحسن شعرانى).
2.الكافى : ج ۳ ص ۲۴۸ ح ۱ ، معانى الأخبار : ص ۴۰۸ ح ۸۶ .