دفاع از حديث(9) - صفحه 148

گيرد و زمينه ها را فراهم سازد و به مشورت و نظر خواهى و مانند آن اهمّيت دهد, اينها همه پذيرفته است و باز, سختگيرى هاى مرد در موارد حَرَج, الزام آور نيست و مرد, حقّ چنين سختگيرى هايى را ندارد.
از نظر سند نيز اين روايت, به نقل كتاب من لايحضره الفقيه, صحيح است; چرا كه طريق شيخ صدوق تا محمّد بن ابى عمير, صحيح است و محمد بن ابى عمير نيز از بزرگان شيعه است و عبداللّه بن سنان, آخرين راوى حديث نيز از شخصيّت هاى بزرگ شيعه است.
بنابراين, روايت, سند صحيح دارد; گرچه سند روايت در كافى به دليل حضور عبداللّه بن القاسم حضرمى در سند, مشكل دارد.

پاسخ اوّل

و امّا از نظر دلالت, اين حديث, بازگو كننده اوج اطاعت زن از شوهر خويش است. زنى توانسته است پايبند به خواسته شوهر بماند و توصيه او را, اگر چه با عيادت نكردن از پدر بيمارش, عملى سازد. ما نمى گوييم كه در مورد روايت, اطاعت زن از شوهر, واجب بوده است; ولى استحباب و مطلوب بودن اين اطاعت, جاى بحث و گفتگو نيست. زن مى خواسته پايبند به توصيه شوهر خويش بماند و اين استحباب را عملى سازد و پيامبر(ص) هم دستور استحبابى خويش را مبنى بر همين پايبندى, اعلام مى داشته است.
چه مشكلى وجود دارد كه روايت را از چشم ما بيندازد و آن را محتاج تأويل سازد و در مقابل قرآن قرار دهد؟ آيا اطاعت زن در اين حد از همسرش و يا ستايش پيامبر(ص) از اين زن نمونه (به دليل اطاعت والاى او از شوهرش) اشكال دارد؟
اگر با اصل اطاعت زن از شوهر موافق نيستيد, بگوييد. آنها كه مرد سالارى ندارند, اصلاً خانواده هم ندارند و مطمئناً هر كس كه به خانواده معتقد شد, بايد بپذيرد كه اين خانواده, سالارى داشته باشد. البته بايد شايسته را سالار كرد و شايسته, با رعايت زمينه ها

صفحه از 151