دفاع از حديث(9) - صفحه 147

هماهنگ است و در نهايت, ثابت مى كنيم تفسيرى كه از سوى شيخ شمس الدين براى روايت در نظر گرفته شده است, با روايت, ناسازگار است.
آرى, اين را مى پذيريم كه احكام الهى, در موردى و براى كسى كه واقعاً حرجى بر او باشد, آن حكم در خصوص مورد حَرَج, برداشته مى شود و حكم اطاعت زن از شوهر, يكى از همين احكام است و در مورد حرج واقعى, برداشته خواهد شد.
كوتاه سخن اين كه مفاد روايت, سازنده و هماهنگ با قرآن و در جهت منافع خانواده, اعم از زن و مرد, و در راستاى صلاح جامعه است و ارزشمندى اطاعت زن از شوهر را, در اوج, مى رساند.

مقدّمه

در اصل مطلوب بودن اطاعت زن از شوهر, جاى بحث و گفتگو نيست و اين, در راستاى پذيرش قانون نظام خانواده در اسلام و لزوم معاشرت نيكو بين زن و شوهر است. اسلام با توجّه به مصالح, حُسن طاعت را در خانواده, براى مرد, قائل شده است و اطاعت زن از شوهر, جز در مواردى كه در تزاحم با حقّ خدا باشد, پسنديده و مطلوب است. در بخشى از محورها اطاعت زن از مرد, واجب است و در برخى موارد, استحباب دارد و اساساً در نظام خانواده, با توجّه به «الرجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض… فالصالحات قانتات حافظات للغيب» ۱ و واگذارى سرپرستى خانواده به مرد (در اسلام), اين حق نيز براى مرد, در نظر گرفته شده است كه دستورش اجرا گردد.
و امّا اين كه مرد بايد صلاح و مصلحت خانواده را در نظر بگيرد و در جهت منافع خانواده فرمان دهد, نكته اى نيست كه قابل انكار باشد و در نتيجه, اگر بر ضرر خانواده حكم راند و از حقّ سرپرستى خويش سوء استفاده كرد, حكم و دستورش قابل اجرا نيست. و نيز اين كه بايد براى انجام دادن وظيفه سرپرستى خويش, از راه هاى عقلايى بهره

1.نساء, آيه ۱۹ و ۳۴.

صفحه از 151