دفاع از حديث(9) - صفحه 151

بنابراين, به گمان ما, حديث, روشن است و ابهام و اشكالى در آن نيست و هرگز مخالفتى با قرآن ندارد و نبايد آن را تأويل كرد.

نقد توجيه شيخ شمس الدين

توجيه جناب شيخ شمس الدين نيز فرار از ظاهر روايت است. نهى پيامبر(ص) از خروج آن زن و دستور دادن پيامبر به او براى نشستن در خانه, مبتنى بر نهى زوج از خروج بوده است. بنگريد كه پيامبر(ص) در پاسخ زن, پيام مى داد كه: «لا, إجلسى فى بيتك و أطيعى زوجك; از خانه بيرون مرو. در خانه بنشين و از شوهرت اطاعت كن».
بنابراين, پايبندى زن به خواسته شوهرش (مبنى بر عدم خروج از خانه تا زمان بازگشت او) كارى پسنديده است و اگر فقيهان بر مبناى اين روايتْ فتوا به وجوب اطاعت و عدم خروج زن از خانه داده باشند نيز جاى اشكال نيست. آرى! اگر در موردى خواسته مرد, موجب حَرَج واقعى براى زن بود, در مورد حرج, خواسته مرد, الزام آور نيست و اين نكته, در همه احكام الهى جارى است و تنها ويژه اين مورد نيست. در هر جا كه كمى حرجى باشد, به دليل اصل «لاحَرج», آن حكم, برداشته مى شود.
گفتنى است كه اگر ما حقّ اطاعت را براى مردْ نسبت به همسرش قائل نباشيم و يا اساساً سرپرستى را براى مرد نپذيريم و يا به تعبير روشن تر, اصلاً خانواده را به رسميت نشناسيم, ديگر اين روايت, مفهوم مقبولى ندارد; ولى اگر سرپرستى مرد, پذيرفته شد و حقّ اطاعت به اين سرپرست داده شد و او با در نظر گرفتن مصالح و مفاسد, دستورى صادر كرد, بايد دستور سرپرست, اجرا شود و بر همين اساس, هرچه بهتر و كامل تر اجرا شود, پسنديده تر است و اين, پايه هاى نظام خانواده را محكم تر مى سازد و در نتيجه, به نفع همه افراد خانواده, اعم از سالار و غير سالار است.
زنان بايد هياهوهاى جارى را ناديده بگيرند و به حق, در آنچه اسلام فرموده, بنگرند و در اين صورت است كه طرح اسلام و راه كارهاى آن را بهتر از هر طرح ديگر و هر راه كار ديگر خواهند يافت.

صفحه از 151