مدينه و اهالي آن نصب ميگرديد، ۱ و چنانچه سريّهاي شکل ميگرفت که پيامبر در ميان لشکريان نبود، فردي از جانب ايشان به امارت و سرپرستي لشکر منصوب ميشد. ۲
پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله در بلاد مختلفي که به اسلام ميپيوستند، نيز همواره افرادي را به سرپرستي جامعه تعيين مينمود. سيره نويسان اسامي تمامي کساني را که در طول حکومت رسول گرامي اسلام از جانب ايشان بر بلدي از بلاد اسلامي گماشته شده بودند، ذکر کردهاند. ۳
آنچه آشکارا مشاهده ميشود، اين است که رسول اعظم، هيچگاه، حتي براي مدّت کوتاه چند روزه، امت اسلامي را بيسرپرست رها نکرده است؛ حال چگونه ميتوان پذيرفت که آن رهبر و زمامدار تيزبين نسبت به دوران پس از رحلت و خروج ابدي خود از ميان امت اسلامي در انديشه تعيين و نصب سرپرست و امير نباشد؟
من در اين مقاله نميخواهم وارد بحث از ادله کلامي نصب جانشين و جانشين منصوب از سوي پيامبر اکرم بشوم، بلکه تنها بر اساس سيره سياسي و حکومتي آن حضرت است که سخن ميگويم.
ب. سياست خارجي
1. عدم جنگافروزي، در عين ايجاد و حفظ آمادگي نظامي
از جمله اتهاماتي که پارهاي از نويسندگان و تحليلگران تاريخ اسلام بر اين دين الهي و الگوي تمدّن بشري انساني، نقطه مقابل تمدّنهاي بشري غير انساني ـ که مبتني بر توحّش و خوي استخدامگر آدميان بر پا شده است ـ وارد ميکنند، آن است که اسلام سوار بر شمشير به پيش رفته است، و هر فتح و پيروزي که به دست آورده، در سايه جنگ افروزي و نبرد با اقوام و قبايل ديگر بوده است.
اين اتهام، به هيچ وجه بر عملکرد پيامبر اعظم انطباق ندارد، بلکه تحرکات نظامي رسول الله در شهر مدينه، با فاصله زماني اندکي از تشکيل دولت اسلامي، چند هدف را تعقيب ميکرد:
هدف اوّل، ايجاد همدلي بيشتر ميان اقشار و گروههاي مختلف مردم تابع اين حکومت بود. مسلم است که در مسافرت، افراد همسفر با خلقيّات فردي و خصوصيّات شخصي يکديگر آشنا ميشوند و در اثر توليد خاطرات مشترک، با يکديگر انس و الفت بيشتر پيدا ميکنند. رسول گرامي اسلام در تمامي تحرّکات و سفرهاي رزمي که خود حضور داشتند، مهاجران و انصار را همراه و همسفر ميکردند تا با مديريّت مدبّرانه خويش همدلي و قرابت بيشتري ميان رعاياي دولت اسلامي فراهم آورند.
هدف دوم، آشنايي مهاجران با سرزمين يثرب و احوال جغرافيايي پيرامون آن بود تا در صورت نياز و هنگام حمله دشمنان، رزمندگاني که از مهاجران در لشکر اسلام به صحنههاي نبرد گسيل ميگردند، نسبت به پستي و بلنديهاي سرزمين، و نقاط استراتژيک آن شناخت کافي داشته باشند.
1.اسامي افرادي که در غزوات مختلف سرپرستي مسلمانان را در شهر مدينه بر عهده داشتهاند در کتب مربوطه به تفصيل آورده شده است؛ ر.ک: السيرة النبويّة، ج۲، ص۲۴۱ ـ ۲۶۳؛ زندگاني محمّد، ج۱، ص۳۹۲ ـ ۳۹۷؛ المناقب، ج۱، ص۱۶۳؛ بحار الأنوار، ج۲۲، ص۲۴۹ .
2.ابنهشام در کتاب سيره خود تعداد سرايا را ۳۸ سريّه ميداند و اسامي اميران اين سرايا را ذکر مينمايد (ر.ک: السيرة النبويّة، ج۴، ص۲۵۷؛ زندگاني محمّد، ج۲، ص۳۸۷؛ المناقب، ج۱، ص۱۸۶ ـ ۱۸۷؛ تاريخ يعقوبي، ج ۲، ص۶۹ ـ ۷۵) .
3.تاريخ يعقوبي، ج ۲، ص۱۲۲؛ بحار الأنوار، ج۲۲، ص۲۴۹ ـ ۲۵۰ با اختلاف مختصر .