حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 397

به برج چهارگوش ديگر كشيده مى شود. اين ديوارها هنوز چندين متر ارتفاع دارند؛ بسيار ستبر و ضخيم هستند؛ و به وسيله جرزهايى، به اندازه هاى متناسب كه در طول ديوار به خط مستقيم و به فاصله پرتاب يك تير از يكديگر ساخته شده اند،بر استحكام و دوام آنها افزوده اند. دو برج عظيم دژ مانند سابق الذكر]DD]، كه منتهى إليه جنوب شرقى و جنوب غربى مثلث را به وجود مى آورند،با ديوارها در يك رديف قرار گرفته اند ؛ ولى در امتداد قسمت بيرونى ضلع بلندتر، كه از اين برج چهارگوش تا آن برج امتداد دارد، برج سومى هست كه تقريباً در وسط ديوار است، اما مسافتى از آن فاصله دارد و در بيرون آن واقع شده است. اين برج هم به ابعاد دو برج ديگر است، و چون آنها به وسيله چند جرز و برج مدور كوچك تر پشتيبانى مى شود، احتمالاً بين اين برج بزرگ و دروازه اصلى شهر خندق و پلى وجود داشته است، و اين دروازه تقريباً با قلعه در يك خط مستقيم قرار داشته اند. باقيمانده و ويرانه هاى باروى ديگرى در نزديكى آن ديده مى شود. واين باروى اخير گويى براى آن بوده است كه اين راه ورودى را، كه به طرف جنوب غربى دشت باز مى شده است، بهتر محافظت كند. ترديد ندارم كه اين برج چهارگوش [DDD]مشرف و مسلط بر سه دروازه عظيم شهر بوده است كه از دروازه شمالى با آذربايجان و مازندران ارتباط حاصل مى شده است؛ از دروازه جنوبى به سمت خراسان، و از دروازه جنوب غربى به سوى همدان، يعنى اكباتان قديم، مى رفته اند. بنابراين، احتمال دارد كه از همين دروازه اخير بوده كه قاصد آسمانى طوبيت براى گزاردن سفارت به نزد گابائه ۱ وارد شده است. در پاى بر آمدگى مرتفع (A) كه رأس باروهاى سه گانه را تشكيل

1.Gaba(a)e.

صفحه از 426