حضرت عبدالعظيم عليه‏السلام و شهررى در سفرنامه‏ ها - صفحه 408

از گذشتن از ميان خاكهاى دستى و خندق حصار شهر، از دروازه اى كه سردر آن كاشيكارى شده و بر بالاى چند ستون كوچك دوكى شكل بنا شده است، به جنوب ادامه پيدا مى كند. پشت سرِ ما، جلگه با شيب ملايم به سوى كوهستان هاى بلند كشيده مى شود. خانه هاى تهران زير شاخ و برگ درختان، پنهان شده اند.
از آن قسمتها، پيش از مناظر شميران، در بالاى زمين بلند «قصر قاجار» ديده مى شود. «توچال» سراسر پوشيده از برف است. در فاصله اى دور، در سمت شرق، قله مخروطى شكل دماوند، تنها و با شكوه، سر برافراشته است. سلسله كوههاى البرز به صورت طاق هاى سياه رنگ دائره وار، دور فلات ايران را احاطه كرده اند. «برج سكوت» كه توسط «گبر»ها بنا شده، در پشت صخره ها پنهان مانده است. خرابه هاى رى يا «راگس» ۱ باستان، آخرين قسمت هاى شيب زمين را پوشانده است.
در انتهاى زمين نيمه بلندى، امامزاده «بى بى شهر بانو» قرار دارد. مردم به سائقه اعتقادات مذهبى علاقه دارند آنجا را مدفن دختر يزدگرد، آخرين پادشاه ساسانى، همان خانمى كه به همسرى امام حسين انتخاب شد، بدانند. در پايين، در ميان سبزيها و درختانى كه از آبهاى جارى از «توچال» سيراب مى شوند، مناره هاى كاشى پوش و گنبد طلايى «شاهزاده عبد العظيم» مشاهده مى شود. اين شخصيت مقدس از اعقاب امام حسن است. او هم مانند صدها سيد ديگر، از دست شكنجه و آزارى كه عليه اولاد على عليه السلام در سرزمين اعراب آغاز شده بود، به ايران گريخته و در مجاورت قبر «سيد حمزه» فرزند «امام موسى» ]كاظم] عليه السلام ، براى خود پناه جسته است و در همان جا نيز به قتل رسيده.

1.Rages.

صفحه از 426