دو . يكى از دسيسه هاى بنى اميه جعل احاديث براى مشوَّه ساختن خاندان پيامبر يا كتمان فضايل آنان است . اين مطلب را بسيارى از محدّثان و مورّخانْ گوشزد كرده اند ، و در اين جا به ذكر چند شاهد اكتفا مى شود :
ابن كثير نوشته است :
معاويه در نامه اى به ابوالحسن ، فضيلت هاى بسيارى براى خود برشمرد كه : پدرم در جاهليت آقايى داشت و خودم در اسلام ، سمت پادشاهى يافته ام ؛ من داماد پيامبر و دايى مؤمنان و كاتب وحى هستم .
۰.اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود :فرزند هند جگرخوار با فضايلش بر من فخر مى فروشد ؟ اى غلام! بنويس :
محمّد ، پيامبر خدا ، برادر و پدرزن من است ، و حمزه ، سيد شهيدان ، عموى من . جعفر كه صبحگاهان و شامگاهان با فرشتگان پرواز مى كند ، پسر مادر من است ، و دختر محمّد ، همسر من است كه گوشت او با گوشت و خون من عجين شده و نوادگان احمد ، فرزندان من هستند . كدام يك از شما به اندازه من سهم داريد؟ برهمه شما در پذيرش اسلام ، پيشى گرفتم و در كودكى و پيش از بلوغ به اسلام گرويدم .
معاويه وقتى اين نامه را ديد ، گفت :
اين نامه را پنهان داريد . مبادا اهل شام ، آن را بخوانند و به سوى پسر ابوطالب گرايش پيدا كنند . ۱
ابن ابى الحديد نيز مى نويسد :
معاويه حَجّاج را به حكومت گمارد و عابدپيشه هاى ظاهرالصلاح به دشمنى على عليه السلام و دوستى دشمنان او رو كردند و در فضايل دشمنان على عليه السلام و منقصت ها در دشمنى با على روايت ها ساختند . ۲
ايشان از امام باقر عليه السلام نقل مى كند كه بر ما ستم ها رفت و چه بسيار ظلم ها كه از قريش كشيديم ؛ تا آن جا كه مى فرمايد :
1.ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج ۸ ، ص ۹ ـ ۸ .
2.ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغة ، ج ۳ ، ص ۱۶ .