۰.ورُوُوا عَنّا ما لَمْ نَقُلْهُ و ما لم نَفْعَلْهُ ، لِيُبَغِّضُونا إِلَى الناس . و كانَ عُظْمُ ذلِكَ و كُبْرُهُ زَمَنَ مُعاوِيَةِ بَعْدَ مَوْتِ الْحَسَنِ عليه السلام ؛ ۱ چيزهايى از ما نقل كردند كه نگفتيم و مرتكب نشديم ، تا ما را دشمن مردم وانمود كنند ، و بيش ترينش در زمان معاويه ، پس از وفات [امام ]حسن عليه السلام بود .
سه . چنان كه در كتب تاريخ آمده است ، زنانى بسيار پس از شهادت امام على عليه السلام بر معاويه وارد شدند و او درباره على عليه السلام از آنان پرسيد و آنان وى را مى ستودند و تعبيرهايى از اين قبيل بر زبانشان جارى گشت :
لسان نطق و قول صدق ؛ ۲ زبان گويا و سخنان راستين .
أحببت عليا على عدله فى الرعية و قَسمه بالسوية ؛ ۳ على عليه السلام را دوست داشتم به دليل عدالت پيشگى در ميان مردمان و رعايت مساوات .
صَلِّى الاْءِلهُ عَلى جِسْمٍ تَضَمَّنَهُ قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فيهِ الْعَدْلُ مَدفونا۴
درود خداوند بربدنى كه خاكْ او را در ميان گرفت ، و عدالت در آن مدفون شد .
چهار . معاويه و بنى اميه براى تخريب شخصيت امام على عليه السلام در نظر زنان ، احاديثى جعل كردند كه تحقير زن را در پى داشته است ، تا بتوانند نيمى از جامعه را به وى بدبين سازند .
شواهد اوليه ما بر اين فرضيه عبارت است از :
الف . سيره عملى و رفتار گزارش شده از امام عليه السلام دلالتى بر اعتقاد به چنين نارسايى و منقصتى در زنان ندارد .
ب . هيچ گاه زنانِ با فضيلت و كمال ، در دوره هاى پيشين ، اميرمؤمنان را روياروى خويش نپنداشته اند و بر آن نبوده اند كه امام على عليه السلام زنان را تحقير
1.ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغة ، ج ۱۱ ، ص ۴۳ .
2.العقد الفريد ، ج۱ ، ص ۳۳۹ .
3.همان ، ج ۲ ، ص ۷۸ ـ ۷۷ .
4.همان ، ج ۱ ، ص ۴۴ .