ارزيابي آنها ميپردازد. در تبيين مراتب معرفت خداوند متعال به سخن شيخ طوسي استناد ميکند. ۱ در اين که «رزق» فقط بر روزي حلال اطلاق ميشود، چنان که معتزله با استناد به آيه شريفه وَمِمَّا رَزَقْناهمْ يُنْفِقُونَ۲ بر اين باورند و يا اين که هم بر روزي حلال و هم بر روزي حرام اطلاق ميشود، چنان که اشاعره بدان معتقدند، به بررسي اين ديدگاهها ميپردازد. ۳ در اين که آيا بهشت الان مخلوق است يا نه، به بيان ديدگاه معتزله و اشاعره ميپردازد. ۴
در شرح و توضيح احاديث فقهي به طور مبسوط ديدگاه فقهاي خاصه و عامه را نقل و در مواردي به نقد و ارزيابي آنها ميپردازد. بيان حکم مسح قدمين ۵ ، تعيين مقدار «وجه» که در هنگام وضو بايد شسته شود. ۶ وجوب عيني يا کفايي بودن امر به معروف، ۷ حکم کمک به ظالمين ۸ حکم بستن چشم درحال رکوع ۹ ، ديدگاه زيديه در عدم کفايت وضو ارتماسي ۱۰ را ميتوان براي نمونه ذکر کرد. در باره استناد شيخ بهايي به سخنان عرفا قبلاً سخن گفته شد.
نتيجه
شيخ بهايي در شرح اربعين، عمده توجهاش به فقه الحديث معطوف است. از اين رو، بجز حديث چهارم، به ارزيابي سند بقيه احاديث نميپردازد. البته در استفاده از احاديث ديگر، گاهي به وضعيت سند آن اشاره ميکند. وي در شرح و تبيين حديث از ابزارهاي مختلف فهم بهره برده است. علاوه بر قرآن کريم واحاديث، از لغت، صرف، نحو و علوم بلاغي به طور چشمگيري استفاده كرده و نيز از طرح و گاهي نقد ديدگاه ديگر انديشمندان در حوزه تفسير، فقه، کلام، اصول، عرفان غفلت ننموده است. بيان وجوه واحتمالات گوناگون معناي حديث و نيز ذکر اشکال احتمالي و پاسخ به آن بيانگر ذهن خلاق وي است.علاوه بر همه اينها، بهرهگيري از مکاشفات عرفاني و دانش روز، اين اثر گرانقدر را اثري جامع ساخته است.
1.. همان، ص۱۵، حديث۲.
2.. سوره بقره، آيه۳.
3.. اربعين، ص۹۶، ۹۷، حديث۱۳.
4.. همان، ص۲۴۹، حديث۴۰؛ براي نمونههاي ديگر ر.ک: ص۱۱۴، حديث۱۷؛ ص۲۲۲، حديث۳۸؛ ص۱۱۱، حديث۱۷.
5.. همان، ص۳۵، حديث۴.
6.. همان، ص۲۴، حديث۴.
7.. همان، ص۹۱، حديث۱۲.
8.. همان، ص۱۰۴، حديث۱۵.
9.. همان، ص۶۷، حديث۴.
10.. همان، ص۲۸، حديث۴. براي نمونههاي ديگر ر.ک: ص۲۲، حديث۴؛ ص۲۶، حديث۴؛ ص۲۹، حديث۴؛ ص۳۴، حديث۴؛ ص۵۸، حديث۶؛ ص۶۰، حديث۶؛ ص۱۵۱، ۱۵۲، حديث۲۵؛ ص۱۶۰ ـ ۱۶۳، حديث۲۷؛ ص۱۹۹، حديث۳۵؛ ص۲۰۸، حديث۳۶؛ ص۲۱۴ ، ۲۱۵، حديث۳۷؛ ص۲۱۶، حديث۳۷.