راهکارهای فهم حديث در کتاب الاربعون حديثاً (اربعين) شيخ بهايی - صفحه 17

نيست، بلکه «من» تبعيضه است و معناي حديث اين مي‌شود که نيت مؤمن از جمله اعمال خير و نيک اوست. ۱
شيخ به طور مفصل به شرح و توضيح حديث چهارم اربعين _ که در باره وضو است ـ پرداخته و ديدگاه فقهاي زيادي از شيعه و اهل سنت را مطرح کرده است. وي مي گويد: که مفاد حديث اين است که با رطوبت دو دست، سر و دو پا را مسح مي‌کند و به اين حديث استدلال شده است که جايز نيست براي مسح از آب جديد استفاده شود و اين ديدگاه اصحاب ماست، جز ابن جنيد. او استفاده از آب جديد براي مسح را جايز دانست که مطابق با فتواي مالک و بقيه علماي اهل سنت است. روايات صحيح زيادي هست که به طور صريح مخالف ديدگاه ابن جنيد است؛ به غير از دو روايت صحيح که در آن معصوم عليه السلام از مسح با رطوبت باقي مانده در دو دست نهي ‌فرمود. شيخ بهايي براي حل تعارض، اين نهي را حمل بر کراهت و از شيخ طوسي راه حل تقيه را براي حل تعارض نقل کرده است. ۲
در شرح و توضيح روايت ششمِ اربعين ـ که درباره چگونگي تيمم است ـ شيخ مي‌گويد: اين روايت به روشني دلالت مي‌کند که تيمم مذکور بدل از غسل است و يکبار زدن دست بر روي زمين کفايت مي‌کند و احاديثي را که دلالت مي‌کنند که در تيمم بدل از غسل بايد دو بار دست را بر زمين زد، حمل بر استحباب مي‌کنيم. ۳

بهره گيري از عرفان و مکاشفات عرفا

همان طورکه در شرح حال شيخ بهايي آمده، وي تمايل زيادي به عرفان داشته، ۴ و اهل مکاشفه بوده است. وي چند روز قبل از مرگ با جمعي از همراهان و شاگردان خود به زيارت قبر «بابا رکن الدين شيرازي» رفت و مکاشفه‌اي برايش رخ داد که از آن، نزديک بودن مرگش را استنباط کرد. ملا محمد‌تقي مجلسي که يکي از همراهان شيخ بوده، اين مکاشفه را گزارش داده است. ۵ با توجه به جنبه عرفاني شخصيت شيخ، طبيعي است که وي در تبيين احاديث از عرفان و مکاشفات عرفا و اصحاب قلوب بهره ببرد. وي در شرح و توضيح سخن امير المؤمنين عليه السلام ـ که فرمود: «لأشتري منه داراً في دار الغرور» ـ مي‌گويد:
شايد منظور از خانه در اين حديث ساختمان بدن انسان و مقصود از مشتري نفس ناطقه وي ـ که به اين ساختمان ظلماني روي آورده _ باشد که با مشغول شدن در آن از جهان‌هاي مقدس نوراني باز داشته شده است. ۶

1.. همان، ص۲۱۸، حديث۳۷. براي نمونه‌هاي ديگر ر.ک : همان، ص۱۹۱، حديث۳۴؛ ص۱۹۸، حديث۳۵؛ ص۳۵، حديث۴؛ ص۶۸، حديث۷؛ ص۱۷۶، حديث۳۰.

2.. همان، ص۳۳، ۳۴، حديث۴.

3.. همان، ص۶۰، حديث۶.

4.. روضات الجنات، ج ۷، ص۵۸.

5.. کشکول، ص۵۷.

6.. اربعين، ص۱۰۱، حديث۱۴.

صفحه از 22