تا واژهها و نيز مفاد حديث را با استناد به اين علوم تبيين و روشن نمايد؛ مثلاً در توضيح معناي «کعب»، ضمن بيان مفصل ديدگاه فقها و اهل لغت به سخن دانشمندان علم تشريح، همانند جالينوس، ابن سينا و شارحان کتاب قانون ابن سينا استناد کرده است و گفته که قدم انسان از 26 استخوان تشکيل شده است و بالاي آنها کعب قرار دارد و آن، استخواني دايره شکل است که در محل اتصال ساق و قدم قرار دارد. ۱ يا در توضيح معنا و حقيقت اختلاج العين (پريدن چشم) ـ که در حديث هشتم به عنوان زکات بدن از آن ياد شده است ـ وي ميگويد:
اختلاج نوعي بيماري است که پزشکان آن را در ضمن آفات ذکر ميکنند، عبارت است از حرکات تند و پشت سر هم غير عادي عارض بر جزيي از بدن مانند پوست و غير آن که در اثر رطوبت غليظ چسبنده که منحل ميشود و به صورت باد گازي شکل غليط در ميآيد و خارج شدن آن از منفذهاي بدن دشوار است و ميان اين گاز غليظ و بدن برخوردي پديد ميآيد که موجب حرکت و ارتعاش ميشود. ۲
و نيز وي براي بيان مقدار لازم صورت ـ که هنگام وضو بايد شسته شود ـ از شکل هندسي کمک ميگيرد ۳ و همچنين وي در اين که چرا از «سبعين» (هفتاد) براي بيان کثرت در آيات و روايات استفاده شده است، ميگويد که عدد هفتاد تکرار کاملترين يکان (آحاد) يعني هفت است که مضرب آن عدد کامل، يعني ده است. ۴
استنباطهاي فقهي و اصولي
فقه الحديث فقط شرح حديث نيست، بلکه غير از آن بايد قواعدي که از حديث استفاده ميشود نيز مورد توجه قرار گيرد. البته بحث درباره احاديثي نيست که خود متکفل بيان قاعده اصولي و فقهي هستند ۵ که نيازمند دقت و توانمندي خاصي است.
از آنجايي که شيخ بهايي فقيه برجستهاي بود، اين جنبه از شخصيت ايشان در اربعين وي نمايان است.وي هم ديدگاه فقهاي شيعه و سني را به طور گسترده به تناسب يادآور شده و مورد نقد و ارزيابيقرارداده و هم در مواردي برداشتهاي فقهي و اصولي خود را بيان نموده است که در اينجا تنها بهاستنباطهاي فقهي و اصولي وي اشاره ميشود و به ديدگاههاي فقها در بخش ديگري اشاره خواهدشد.
وي از ظاهر حديث پنجم چنين استفاده کرده است که در وضو يکبار شستن صورت و دو دست کفايت ميکند؛ چرا که اگر شستن بار دوم مستحب بود، راوي آن را ذکر ميکرد؛ چون امام معصوم عليه السلام در
1.. همان، ص۴۲ و ۴۴، حديث۴.
2.. همان، ص۷۱، حديث۸.
3.. همان، ص۲۷، حديث۴.
4.. همان، ص۷۸، حديث۹.
5.. اصول و قواعد فقه الحديث، ص۲۴۱.