چون ناصرالدوله ، نزديك به قم رسيد ، اعيان آن جا ، به تُحف و هدايا استقبال او نمودند و گفتند : ما به حكومت غير مذهب خود ، راضى نبوديم و الحال كه تو آمدى ، بالطوع والرقبه ، امتثال حكم تو مى كنيم و در آن سال اهل قم ، زياده از مال وجوهات سال هاى گذشته ، به ناصر الدوله رسانيدند تا به خليفه فرستاد . ۱
قم در ارتباط نزديك با مقام سفارت است و حوزه حديثى قم در اين دوره ، بر اوج رفعت و عظمت قرار دارد . پس از آن كه زمان غيبت صغراى امام عليه السلام به پايان مى رسد و غروب آخرين ستاره اين آسمان ، يعنى زمان مرگ على بن محمّد سمرى فرا مى رسد ، اين توقيع از ناحيه مقدّسه براى او صادر مى گردد :
بسم اللّه الرحمن الرحيم ، يا على بن محمد السمرىّ أعظم اللّه أجر اخوانك فيك فإنّك ميّت ما بينك وبين ستّة أيّام ، فاجمع أمرك ولا توص إلى أحد فيقوم مقامك بعد وفاتك ، فقد وقعت الغيبة التّامة ، فلا ظهور الّا بعد إذْن اللّه تعالى ذكره ، ... . ۲
شش روز پس از صدور اين توقيع ، نمايندگان سفير ، بر بستر مرگ آن حضرت جمع شدند و از او پرسيدند : چه كسى مقام جانشينى تو را عهده دار مى گردد؟
او پاسخ داد : «خداى را فرمانى است كه ابلاغ خواهد فرمود» . ۳ اين ، آخرين كلامى بود كه از آن بزرگوار شنيده شد . از آن پس ، ارتباط مستقيم بين سفير و امام دوازدهم ، پايان يافت و غيبت صغرا تمام شد و غيبت كبرا آغاز گرديد . با فرا رسيدن اين دوره ، شهر قم ، در ماتم و اندوه فرو رفت و با حسرت ، منتظر ظهور حضرت حجّت ماند .
هنگامى كه احمد بن حسن بن وليد قمى ، به عنوان نماينده پدر بزرگوارش و جماعت ديگر ، وارد بصره شد ، و از شايعاتى كه درباره جانشينى او بود ، جويا شدند ، او برآشفت و انكار كرد . از اين رو ، براى آن كه او را امتحان كنند ، وجوهاتى براى
1.مجالس المؤمنين ، ج ۱ ، ص ۸۵ .
2.الغيبة ، ص ۲۴۲ ـ ۲۴۳ .
3.همان ، ص ۲۴۳ .