دوره دوم : اين دوره يک فاصله زماني براي انجام پژوهشهاي بنيادي حديثي و تدوين
مطالعات رسمي ـ دانشگاهي در باره حديث به شمار ميآيد؛ از اين روست كه دوره دوم برآيند طبيعي تلاشهاي بزرگي است كه در دوره نخست در حديثپژوهي آغاز شده بود. بدون ترديد، مهمترين و مشهورترين نتايج حديثپژوهي دوره دوم رساله دكتري است كه استاد فواد سزگين آن را با عنوان«دراسات حول مصادر البخاري» در آنكارا به سال1956م، نگاشت. اين رساله از اين حيث اهميت دارد كه چگونگي برخورد با مصادر حديث را براي ما ارائه ميكند. پژوهشِ سزگين تنها از جهت بررسي بحث نقل شفاهي حديث اهميت ندارد، بلكه افزون بر آن در زمينههاي تصينف و كتابت حديث و روششناسي بخاري در تدوين و تصنيف حديث نيز حايز اهميت است. به همين سان در مسأله تدوين و تصنيف حديث در قرن اول و دوم هجري مهم است و بالاتر از آن ابعاد مختلف تاريخ حديث را بررسي ميكند. اين اثر در زمان خودش بعضي از اشكالات مستشرقان در باره تاريخ حديث در قرنهاي نخست را پاسخ گفت.
از ديگر شخصيتهاي حديثي برجسته اين دوره، مرحوم استاد طيب أوكيج است. وي دانشمندي بوسنيايي بود كه در غرب بزرگ شده بود و داراي پيشينهاي در علوم اسلامي سنّتي ـ كلاسيک و اندوختههاي علمي از غرب در مطالعات روششناسي بود. وي مواد درسي حديث، تفسير، و فقه را در دانشكده الهيات دانشگاه آنكارا پايه گذاري كرد و زير نظر ايشان دانشجويان كوشا و توانايي رشد يافتند. تاثير مهم استاد اوكيج ـ كسي كه پايه اصلي فعاليتهاي حديثي در تركيه به شمار ميآيد ـ از طريق دو دستياري بود كه وي آندو را به نيكي تربيت كرده بود:
يک . استاد طلعت قوجيغيت؛ كسي كه پايههاي دانش حديث با رويكرد سنّتي و كلاسيک را پايهگذاري كرد و براي نوآموزان مباحثي چون أصول الحديث، تاريخ الحديث، مصطلحات الحديث... را تدوين كرد.
دو . استاد محمد سعيد خطيب أوغلو، كه رساله دكتري خود را در موضوع انديشه انتقادي اسلامي
و نقد حديث با عنوان «فكرة النقد الإسلامي ونقد الحديث» تأليف نمود و با تدوين رساله ديگري
با عنوان«علاقة الحديث بالأحداث السياسية والاجتماعية من وفاة النبي صلي الله عليه و آله إلى نهاية خلافة الأمويين»
به درجه دانشياري دست يافت. تاليفات مذكور كه تلاش ميكند آثار نقد در فرهنگ اسلامي
را در چارچوب ياد شده رصد كند ـ با خودش اصول حديث پژوهي رسمي را نيز به همراه دارد.
هر دو نويسنده ياد شده بر ضرورت رصد ارتباط احاديث با حوادث تمركز دارند و مستمر به رعايت
نقدِ مصادر روايي دقت نظر دارند. تأثير استادان ياد شده در حديث پژوهان چهل سال اخير پيداست؛
توجه دو استاد نخست به سنّتگرايي و توجه استادان بعدي به نقد و به روز رساني مطالعات حديث نمود يافته است.
اولين چيزي که در پايان نامههاي دکتري ـ كه استادان ياد شده آنها را راهنمايي كردند ـ قابل توجه مي نمايد پرداختن به مبادي علوم حديث در آنهاست. رسالههاي مذكور بر منابع و مصادر اصلي در