85
تحفة الأولياء ج1

۳.احمد بن ادريس، از محمد بن عبدالجبّار روايت كرده است، از بعضى از اصحاب ما كه آن را مرفوع ساخته به سوى امام جعفر صادق عليه السلام و گفته است كه: به آن جناب عرض كردم كه: عقل چيست؟ فرمود:«چيزى است كه خداوند مهربان به آن بندگى و پرستيده شود، و بهشت ها به آن كسب شود». راوى مى گويد: گفتم: چه بود آنچه در معاويه بود؟ حضرت فرمود كه: «آن، زيركى بود و دريافت و شيطنت و اين شباهت دارد به عقل، و عقل نيست».

۴.محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از ابن فضّال، از حسن بن جَهم روايت كرده است كه گفت: شنيدم از حضرت امام رضا عليه السلام كه مى فرمود:«دوست هر مردى، عقل اوست و دشمن وى جهل اوست».

۵.از احمد بن محمد، از ابن فَضّال، از حسن بن جَهم روايت كرده است كه گفت: به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام عرض كردم: در نزد ما گروهى هستند كه ايشان را دوستى با شما هست، وليكن اين رأى و اعتقاد و عزيمت نيست و اين قول را مى گويند. آن حضرت فرمود كه:«اين گروه نيستند از آنها كه خدا ايشان را عقاب فرموده است. خدا مى فرمايد كه: «فَاعْتَبِرُواْ يَـأُوْلِى الْأَبْصَـرِ »۱ ، يعنى: پس پند و عبرت گيريد اى صاحبان بينايى ها و ديدها».

۶.احمد بن ادريس، از محمد بن حسّان، از ابومحمد رازى، از سيف بن عَميره، از اسحاق بن عمّار روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه:«هر كه عاقل باشد، او را دينى و كيشى خواهد بود، و هر كه را دينى باشد، داخل بهشت مى شود».

۷.چند نفر از اصحاب ما روايت كرده اند از احمد بن محمد بن خالد، از حسن بن على بن يقطين، از محمد بن سِنان، از ابى الجارود، از امام محمد باقر عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه:«خدا با بندگان خويش در حساب در روز قيامت دقت مى كند بر اندازه عقل ها كه ايشان را عطا فرموده است در دنيا».

۸.على بن محمد بن عبداللّه ، از ابراهيم بن اسحاق احمر، از محمد بن سليمان ديلمى، از پدرش روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه فلان شخص از بندگى و فضيلت و دينى كه دارد، به مرتبه بلندى رسيده، آن حضرت فرمود كه:«عقلش چگونه است؟» عرض كردم كه: نمى دانم. فرمود: «به درستى كه ثواب بر اندازه عقل است». و حضرت فرمود كه: «مردى بود از بنى اسرائيل كه خدا را عبادت مى نمود در جزيره اى از جزيره هاى دريا كه سبز و خرم و نيكو بود. درختان بسيارى داشت و آب آن بر روى زمين روان (يا پاك و پاكيزه و صاف) بود. و فرشته اى از فرشتگان خدا به او گذشت، پس گفت كه: اى پروردگار من، ثواب اين بنده خود را به من بنما. خدا آن را به وى نمود. آن فرشته آن را كم شمرد. خداى تعالى به سوى او وحى فرمود كه: با او مصاحبت كن. آن فرشته به نزديك عابد آمد در صورت آدمى. عابد گفت كه: تو كيستى؟ گفت: من مرد عابدى هستم، خبر خوبى مكان تو و عبادتى كه در اين مكان مى كنى به من رسيد، به نزد تو آمده ام كه با تو خدا را عبادت كنم. پس آن فرشته در آن روز و شب با وى به سر برد. چون صبح شد، به عابد گفت: اين مكانى كه تو دارى، هر آينه خرّم و نيكو است و صلاحيت ندارد مگر از براى عبادت. عابد گفت كه: اين مكان ما يك عيب دارد. گفت كه: آن عيب چيست؟ گفت كه: پروردگار ما را چارپايى نيست، پس اگر او را خرى مى بود، آن را در اين مكان مى چرانيديم؛ زيرا كه اين علف تلف مى شود. فرشته گفت كه: پروردگار تو را خرى نمى باشد. عابد گفت كه: اگر او را خرى مى بود مثل اين علف تلف نمى شد. پس خدا به سوى آن فرشته وحى فرمود: او را بر اندازه عقلش ثواب دادم».

1.حشر، ۲.


تحفة الأولياء ج1
84

۳.أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام ، قَالَ :قُلْتُ لَهُ : مَا الْعَقْلُ؟ قَالَ : «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ ، وَاكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ». قَالَ : قُلْتُ : فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ؟ فَقَالَ : «تِلْكَ النَّكْرَاءُ ، تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ ، وَهِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَلَيْسَتْ بِالْعَقْلِ» .

۴.مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى ، عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ ، قَالَ :سَمِعْتُ الرِّضَا عليه السلام يَقُولُ : «صَدِيقُ كُلِّ امْرِىً?عَقْلُهُ ، وَعَدُوُّهُ جَهْلُهُ» .

۵.وَعَنْهُ، عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ، قَالَ :قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ عليه السلام : إِنَّ عِنْدَنَا قَوْماً لَهُمْ مَحَبَّةٌ وَلَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعَزِيمَةُ ، يَقُولُونَ بِهذَا الْقَوْلِ ، فَقَالَ عليه السلام : «لَيْسَ أُولئِكَ مِمَّنْ عَاتَبَ اللّه ُ تَعَالى ، إِنَّمَا قَالَ اللّه ُ : « فَاعْتَبِرُواْ يَـأُوْلِى الْأَبْصَـرِ » » .

۶.أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ ، عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الرَّازِيِّ ، عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ ، قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام : «مَنْ كَانَ عَاقِلاً ، كَانَ لَهُ دِينٌ ، وَمَنْ كَانَ لَهُ دِينٌ ، دَخَلَ الْجَنَّةَ» .

۷.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ ، عَنْ أَبِي الْجَارُودِ ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام ، قَالَ :«إِنَّمَا يُدَاقُّ اللّه ُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيَا» .

۸.عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللّه ِ ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ ، عَنْ أَبِيهِ ، قَالَ :قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللّه ِ عليه السلام : فُلَانٌ مِنْ عِبَادَتِهِ وَدِينِهِ وَفَضْلِهِ كَذَا ، فَقَالَ عليه السلام :«كَيْفَ عَقْلُهُ؟» قُلْتُ : لَا أَدْرِي ، فَقَالَ عليه السلام : «إِنَّ الثَّوَابَ عَلى قَدْرِ الْعَقْلِ ؛ إِنَّ رَجُلاً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَ يَعْبُدُ اللّه َ فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ ، خَضْرَاءَ ، نَضِرَةٍ ، كَثِيرَةِ الشَّجَرِ ، ظَاهِرَةِ الْمَاءِ ، وَإِنَّ مَلَكَاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ مَرَّ بِهِ ، فَقَالَ : يَا رَبِّ ، أَرِنِي ثَوَابَ عَبْدِكَ هذَا ، فَأَرَاهُ اللّه ُ تَعَالى ذلِكَ ، فَاسْتَقَلَّهُ الْمَلَكُ ، فَأَوْحَى اللّه ُ تَعَالى إِلَيْهِ أَنِ اصْحَبْهُ ، فَأَتَاهُ الْمَلَكُ فِي صُورَةِ إِنْسِيٍّ ، فَقَالَ لَهُ : مَنْ أَنْتَ؟ قَالَ : أَنَا رَجُلٌ عَابِدٌ بَلَغَنِي مَكَانُكَ وعِبَادَتُكَ فِي هذَا الْمَكَانِ ، فَأَتَيْتُكَ لِأَعْبُدَ اللّه َ مَعَكَ ، فَكَانَ مَعَهُ يَوْمَهُ ذلِكَ ، فَلَمَّا أَصْبَحَ ، قَالَ لَهُ الْمَلَكُ : إِنَّ مَكَانَكَ لَنَزِهٌ وَمَا يَصْلُحُ إِلَا لِلْعِبَادَةِ ، فَقَالَ لَهُ الْعَابِدُ : إِنَّ لِمَكَانِنَا هذَا عَيْباً ، فَقَالَ لَهُ : وَمَا هُوَ؟ قَالَ : لَيْسَ لِرَبِّنَا بَهِيمَةٌ ، فَلَوْ كَانَ لَهُ حِمَارٌ رَعَيْنَاهُ فِي هذَا المَوْضِعِ ؛ فَإِنَّ هذَا الْحَشِيشَ يَضِيعُ ، فَقَالَ لَهُ الْمَلَكُ : وَمَا لِرَبِّكَ حِمَارٌ؟ فَقَالَ : لَوْ كَانَ لَهُ حِمَارٌ مَا كَانَ يَضِيعُ مِثْلُ هذَا الْحَشِيشِ ، فَأَوْحَى اللّه ُ تَعَالى إِلَى الْمَلَكِ : إِنَّمَا أُثِيبُهُ عَلى قَدْرِ عَقْلِهِ» .

  • نام منبع :
    تحفة الأولياء ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : مرادی، محمد
    تعداد جلد :
    4
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 248528
صفحه از 908
پرینت  ارسال به