[حديث] دوازدهم
۰.اصل: [أَبُو عَبْدِ اللّه ِ الْأَشْعَرِيُّ ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ ] عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ ، قَالَ : قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عليه السلام :«يَا هِشَامُ ، إِنَّ اللّه َ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالى ـ بَشَّرَ أهْلَ الْعَقْلِ وَالْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ ، فَقَالَ : «فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللّه ُ وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ»۱ ».
شرح: العَقْل: خردمندى. الفَهْم (به فتح فاء و سكون هاء): هوشمندى. و فرق ميان اين دو، اين است كه دوم، از توابع اوّل است، به تفصيلى كه مى آيد در حديث چهاردهمِ اين باب.
قَوْل اعمّ است از كلام اللّه تعالى و كلام رسولش و كلام اوصياى رسولش. و استماع قول، عبارت است از ترك خودرأيى در احكام شرعيّه و التزامِ سؤالِ «اهل الذكر» در مسائل غير معلومه به بيّنات [و زُبُر]. ۲
أحْسَنَه مَفعولٌ بِه است. و ضمير، راجع به قَوْل است. و احسنِ قولِ اللّه ، آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن و از اختلاف از روى ظنِّ دالّه بر وجوب امامِ عالم به جميع احكام و متشابهات تا انقراض دنياست، چنانچه گفته در سوره حديد: «هُوَ الَّذِى يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ ءَايَات بَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّـلُمَـتِ إِلَى النُّورِ وَ إِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ»۳ و در سوره آل عمران: « هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ ءَايَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَـبَهَ مِنْهُ»۴ و بيانِ اين آيت شد در شرح «وَحَظَرَ عَلى غَيْرِهِمْ» تا آخر، در خطبه مصنّف. و در سوره زمر: «وَ اتَّبِعُواْ أَحْسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم»۵ و در آن سوره: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَ لِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِى بِهِ مَن يَشَـآءُ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ» . ۶
بنا بر اين كه «الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ» عبارت باشد از جمعى كه احتراز مى كنند از تذاكر علم و صفت حلم كه بيان مى شود در حديث پنجمِ باب هفدهم و «ذكر اللّه » و «هدى اللّه » عبارت از امام عالم به جميع احكام و متشابهات باشد، موافق آنچه مى آيد در حديث اوّلِ «كِتَابُ فَضْلِ الْقُرْآن» كه: «نَحْنُ ذِكْرُ اللّه » و اگر او در زمانى نباشد، «أحْسَن الحديث» باطل خواهد شد، پس دل ها قرار نمى گيرد، مگر به معرفت دلالت آنها بر «ذكر اللّه »، موافق آيت سوره رعد: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»۷ .
و احسنِ قولِ رسول و اوصياى او، محفوظ ترِ آن است از تغيير راويان در لفظ آن، خواه به اعتبار جوهر كلمه و خواه به اعتبار اعراب، بنا بر اعتماد بر جواز «نقلِ بالمعنى» موافق آنچه مى آيد در شرح حديث سيزدهمِ باب هفدهم و حديث اوّلِ باب هجدهم و بيان مى شود. و أيضاً متواتر، احسن است از غير متواتر. اتّباع احسنِ قول، عبارت است از عمل به آن، خواه جايز باشد فتوا و قضا به آن نيز، مثل آنچه مفهوم مى شود از آيات بيّنات محكمات، و خواه جايز نباشد، مثل آنچه مفهوم مى شود از اخبارِ آحاد.
يعنى: روايت است از هشام بن حكم اين كه گفت كه: گفت مرا امام موسى كاظم عليه السلام كه: اى هشام! به درستى كه اللّه تعالى نويد داد صاحبان خردمندى و هوشمندى را در قرآن، به اين روش كه گفت در سوره زمر كه: «وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُواْ الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَ أَنَابُواْ إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ» [الآية] ۸ : و جمعى كه دورى مى كنند از پرستش امامِ باطل و تعيين امام را به اللّه تعالى وامى گذارند، ايشان راست و بس، نويدِ بهشتِ جاودانى. پس نويد ده ـ اى محمّد ـ بندگان مرا، آن چنان بندگانى كه گوش مى دارند سخن را، پس پيروى مى كنند بهترِ سخن را. آن بندگان و بس، كسانى اند كه به مدد توفيق، راهنمايى كرده ايشان را اللّه تعالى سوى صراط مستقيم؛ چه ايشان و بس، از رسول اللّه و اوصياى او كسب علم مى كنند و فضولى نمى كنند. و آن بندگان و بس، صاحبان مغزهايند؛ چه كسى كه محكمات را واگذاشته، از پى متشابهات افتد و اقرار نكند كه برابر نيستند امامانى كه مى دانند و پيروى ظن نمى كنند با امامانى كه نمى دانند و پيروى ظن مى كنند، كمال بى مغزى دارد.