193
صافي در شرح کافي ج1

[حديث] دوازدهم

۰.اصل: [أَبُو عَبْدِ اللّه ِ الْأَشْعَرِيُّ ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ ] عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ ، قَالَ : قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عليه السلام :«يَا هِشَامُ ، إِنَّ اللّه َ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالى ـ بَشَّرَ أهْلَ الْعَقْلِ وَالْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ ، فَقَالَ : «فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللّه ُ وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ»۱ ».

شرح: العَقْل: خردمندى. الفَهْم (به فتح فاء و سكون هاء): هوشمندى. و فرق ميان اين دو، اين است كه دوم، از توابع اوّل است، به تفصيلى كه مى آيد در حديث چهاردهمِ اين باب.
قَوْل اعمّ است از كلام اللّه تعالى و كلام رسولش و كلام اوصياى رسولش. و استماع قول، عبارت است از ترك خودرأيى در احكام شرعيّه و التزامِ سؤالِ «اهل الذكر» در مسائل غير معلومه به بيّنات [و زُبُر]. ۲
أحْسَنَه مَفعولٌ بِه است. و ضمير، راجع به قَوْل است. و احسنِ قولِ اللّه ، آيات بيّناتِ محكماتِ ناهيه از پيروى ظن و از اختلاف از روى ظنِّ دالّه بر وجوب امامِ عالم به جميع احكام و متشابهات تا انقراض دنياست، چنانچه گفته در سوره حديد: «هُوَ الَّذِى يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ ءَايَات بَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّـلُمَـتِ إِلَى النُّورِ وَ إِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ»۳ و در سوره آل عمران: « هُوَ الَّذِى أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ ءَايَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَـبَهَ مِنْهُ»۴ و بيانِ اين آيت شد در شرح «وَحَظَرَ عَلى غَيْرِهِمْ» تا آخر، در خطبه مصنّف. و در سوره زمر: «وَ اتَّبِعُواْ أَحْسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم»۵ و در آن سوره: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَ لِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِى بِهِ مَن يَشَـآءُ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ» . ۶
بنا بر اين كه «الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ» عبارت باشد از جمعى كه احتراز مى كنند از تذاكر علم و صفت حلم كه بيان مى شود در حديث پنجمِ باب هفدهم و «ذكر اللّه » و «هدى اللّه » عبارت از امام عالم به جميع احكام و متشابهات باشد، موافق آنچه مى آيد در حديث اوّلِ «كِتَابُ فَضْلِ الْقُرْآن» كه: «نَحْنُ ذِكْرُ اللّه » و اگر او در زمانى نباشد، «أحْسَن الحديث» باطل خواهد شد، پس دل ها قرار نمى گيرد، مگر به معرفت دلالت آنها بر «ذكر اللّه »، موافق آيت سوره رعد: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»۷ .
و احسنِ قولِ رسول و اوصياى او، محفوظ ترِ آن است از تغيير راويان در لفظ آن، خواه به اعتبار جوهر كلمه و خواه به اعتبار اعراب، بنا بر اعتماد بر جواز «نقلِ بالمعنى» موافق آنچه مى آيد در شرح حديث سيزدهمِ باب هفدهم و حديث اوّلِ باب هجدهم و بيان مى شود. و أيضاً متواتر، احسن است از غير متواتر. اتّباع احسنِ قول، عبارت است از عمل به آن، خواه جايز باشد فتوا و قضا به آن نيز، مثل آنچه مفهوم مى شود از آيات بيّنات محكمات، و خواه جايز نباشد، مثل آنچه مفهوم مى شود از اخبارِ آحاد.
يعنى: روايت است از هشام بن حكم اين كه گفت كه: گفت مرا امام موسى كاظم عليه السلام كه: اى هشام! به درستى كه اللّه تعالى نويد داد صاحبان خردمندى و هوشمندى را در قرآن، به اين روش كه گفت در سوره زمر كه: «وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُواْ الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَ أَنَابُواْ إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ» [الآية] ۸ : و جمعى كه دورى مى كنند از پرستش امامِ باطل و تعيين امام را به اللّه تعالى وامى گذارند، ايشان راست و بس، نويدِ بهشتِ جاودانى. پس نويد ده ـ اى محمّد ـ بندگان مرا، آن چنان بندگانى كه گوش مى دارند سخن را، پس پيروى مى كنند بهترِ سخن را. آن بندگان و بس، كسانى اند كه به مدد توفيق، راهنمايى كرده ايشان را اللّه تعالى سوى صراط مستقيم؛ چه ايشان و بس، از رسول اللّه و اوصياى او كسب علم مى كنند و فضولى نمى كنند. و آن بندگان و بس، صاحبان مغزهايند؛ چه كسى كه محكمات را واگذاشته، از پى متشابهات افتد و اقرار نكند كه برابر نيستند امامانى كه مى دانند و پيروى ظن نمى كنند با امامانى كه نمى دانند و پيروى ظن مى كنند، كمال بى مغزى دارد.

1.زمر(۳۹): ۱۷ و ۱۸.

2.«ظ »: وزير.

3.حديد (۵۷): ۹.

4.آل عمران (۳): ۷ .

5.زمر (۳۹): ۵۵ .

6.زمر (۳۹): ۲۳.

7.رعد (۱۳): ۲۸ .

8.زمر (۳۹): ۱۷.


صافي در شرح کافي ج1
192

شرح: النَبِي: انسانى كه اللّه تعالى با او سخن گويد، بى آن كه انسانى ديگر، واسطه باشد و مراد اين جا، رسولى است كه مدّتى پيش از آن كه رسول شود، نبى باشد، تا كمال اهليت رسالت به هم رساند و مرتبه او نزد اللّه تعالى بسيار بزرگ شود.
الرَّسُول: انسانى كه اللّه تعالى با او سخن گويد بى واسطه انسانى ديگر و فرستاده شده باشد سوى غير خودش. و مراد اين جا، رسولى است كه پيش از رسالت، نبى نباشد و تحقيقِ اين مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در شرح حديث اوّلِ باب سوم.
ضمير عَنْهُ راجع به اللّه ، يا راجع به نبى است؛ و حاصل هر دو، يكى است. و بر هر تقدير، تعديه عقل به عَنْ به تضمّن معنى «اَخذ» است و مراد، فرا گرفتن علم به مُحتاجٌ إِلَيْه از مسائل دين است به رعايت آداب حسنه در تحصيل آن علم از اللّه تعالى به توسّط نبى.
الْألْبَاب (جمع لُبّ، به ضمّ لام و تشديد باء): مغزها، و خالص ها از جمله چيزها.
يعنى: گفت رسول اللّه صلى الله عليه و آله كه: نصيب نكرده اللّه تعالى بندگان خود را چيزى بهتر از خردمندى و پيروى حق؛ چه خواب خردمندِ پيروِ حق، بهتر است از بيدارى شب هاى ناخردمندِ پيرو باطل در عبادت. و ماندنِ خردمندِ پيرو حق در شهر خود، بهتر است از سفر ناخردمندِ پيرو باطل در عبادت، مثل سفر حج. و نفرستاده اللّه تعالى رسولِ فرستاده بعد از نبوت را و نه رسول ابتدايى را، مگر وقتى كه كامل كند خردمندى و پيروى حق را در خود، و مى باشد خردمندى و پيروى حق در نبى و رسول، كامل تر از خردمندى و پيروى حق در همگى امّت او.
و آنچه قصد مى كند نبى ـ صَلَّى اللّه ُ عَلَيْهِ ـ در دل خود و به جا نمى آورد به واسطه عذرى، كامل تر است از تعب كشيدن هر تعب كشنده غير نبى در عبادت. و به جا نياورده بنده اللّه تعالى قرار دادهاى اللّه تعالى را، مگر وقتى كه به رعايت آداب حسنه فرا گرفته باشد علم آنها را از او و پيروى ظن نكرده باشد و نمى رسند همگى اطاعت كنندگان (غير فراگيرندگان علم از او) در كمال طاعت خود، به آنچه رسيده به آن فراگيرنده علم از او، و فراگيرندگان علم از او. ايشان اند صاحبان مغزها كه بيانِ ايشان كرده اللّه تعالى در چند سوره و مى آيد در حديث آينده. و به خاطر خود جا نمى دهند آن را كه گفتيم در صفت فراگيرندگان علم از او، مگر صاحبان مغزها.
مخفى نماند كه چون در مصاحف مشهوره لفظ وَمَا يَتَذَكَّرُ نيست، به اين روش، شرح ظاهرتر نمود، اگر چه مى تواند بود كه نقل معنى يا قرائتى غير مشهور باشد.

  • نام منبع :
    صافي در شرح کافي ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : درایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 89932
صفحه از 500
پرینت  ارسال به