201
صافي در شرح کافي ج1

صافي در شرح کافي ج1
200

۰.اصل: «وَقَالَ : «قُلْ تَعالَوْا أتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ألّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَلا تَقْتُلُوا أوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيّاهُمْ وَلا تَقْرَبُوا الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وما بَطَنَ وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللّه ُ إِلّا بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» ». ۱

شرح: از جمله احتمالات در اين آيت از سوره انعام اين است كه: مَا موصوله است. أنْ مفسّره است؛ زيرا كه هر يك از «تحريم» و «تلاوت» متضمّن معنى «قول» است.
مى آيد در «كِتَابُ الْاءِيمَانِ وَالْكُفْرِ» در حديث ششمِ باب شصت و نهم كه «بَابُ الْبِرِّ بِالْوَالدَيْنِ» است كه امام جعفر صادق عليه السلام گفته كه: «فِيَّ برُّ الْوَالِدَيْنِ، فِيّ قَوْل اللّه ِ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ : «وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»۲ » و بيان مى شود كه: «فِيَّ» دو جا به تشديد ياء مفتوحه است. و «فِيَّ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ» اشارت است به دو آيت: يكى از سوره لقمان ۳ و ديگر از سوره عنكبوت كه: «وَ وَصَّيْنَا الْاءِنسَـنَ بِوَ لِدَيْهِ حُسْنًا»۴ تا آخر. و في قول اللّه ـ عزّ و جلّ ـ : و بِالوَالِدَيْنِ إحْسانا، اشارت است به آيت سوره انعام، بنا بر اين كه اگر چه «وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»۵ در سوره بقره و سوره نساء و سوره بنى اسرائيل نيز هست، ليك مقتضاى سياق آنها اين است كه مراد به والدين در آنها پدر و مادر [نسبى] ۶ باشد، به خلاف مقتضاى سياق آيت سوره انعام.
و على بن ابراهيم در تفسير آيت سوره انعام گفته: «الْوَالِدَيْنُ رَسُولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله وَأَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ـ صَلَوَاتُ اللّه ِ عَلَيْهِ ـ » ۷ . و بنا بر اين مى گوييم كه: بِالْوَالِدَيْنِ إحْسَاناً عطف بر بِهِ شَيْئاً است. پس به تقدير اين است كه: «وَلَا تُشْرِكُوا بِالْوَالِدَيْنِ إحْسَاناً». و احسان عبارت است از نعمت اللّه تعالى كه به خلايق داده. مراد اين است كه: رسول اللّه و امير المؤمنين ـ صَلَوَاتُ اللّه ِ عَلَيْهِمَا وَآلِهِمَا ـ اجلّ و اعظمِ نعمت هاى اللّه تعالى اند و هيچ نعمتى با ايشان برابرى نمى كند؛ زيرا كه اگر ايشان نمى بودند، يك مُتنفّس در روى زمين نمى بود. پس معرفت ايشان، فرضِ عين و عينِ فرض است.
مُشارٌإِليهِ ذلكم، «لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً» تا آخر است.
مَا ظَهَرَ مِنْهَا عبارت است از قدر مشترك ميان آنچه مدلول مطابقى يا تضمّنىِ قرآن باشد و آنچه عاملش آن را از مردمان پنهان نكند و مانند آنها.
وَمَا بَطَنَ عبارت است از قدر مشترك ميان آنچه مدلول التزامى قرآن باشد و آنچه عاملش آن را از مردمان پنهان كند و مانند آنها. و مثال ها براى هر كدام مى آيد در «كِتَابُ الْحُجَّة» در حديث دهمِ «بَابُ مَنِ ادَّعَى الْاءِمَامَةَ» تا آخر، كه باب هشتاد و چهارم است و در «كِتَابُ النِّكَاح » در حديث چهل و هفتم «بَابُ نَوَادِر» كه باب صد و نودم است و در «كِتَابُ الْأَشْرِبَة» در حديث اوّلِ «بَابُ تَحْرِيمِ الْخَمْرِ فِي الْكِتَابِ» كه باب بيستم است.
تَحْريم در حَرَّم اللّه ُ به معنى گرامى كردنِ چيزى است، مثل «عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّم». پس اين اشارت است به آيت سوره بنى اسرائيل: «وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ»۸ .
يعنى: و گفت در سوره انعام كه: بگو اى محمّد خلايق را كه: بياييد تا خوانم آنچه را كه حرام كرده صاحب كلِّ اختيار شما بر شما، كه شريك مكنيد با او چيزى را در عبادت و شريك مكنيد با نبى و وصى نعمتى از نعمت هاى اللّه تعالى را و مكشيد فرزندان خود را از ترس مُفلسى. ما رزق مى دهيم شما را و آن فرزندان را. و نزديك مشويد رسواها را، خواه آنچه ظاهر باشد از جمله رسواها و خواه آنچه پنهان باشد. و مكشيد جاندارى را كه گرامى كرده آن را اللّه تعالى، مگر به علم به خوبىِ آن كشتن، مثل قصاص. آنچه مذكور شد، سفارش كرده اللّه تعالى شما را به آن تا شايد خردمندى كنيد.

1.انعام (۶): ۱۵۱.

2.انعام (۶): ۱۵۱.

3.لقمان (۳۱): ۱۴: «وَ وَصَّيْنَا الْاءِنسَانَ بِوَ لِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فِى عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِى وَ لِوَ لِدَيْكَ إِلَىَّ الْمَصِيرُ » .

4.عنكبوت (۲۹): ۸ .

5.بقره (۲): ۸۳ ؛ نساء (۴): ۳۶؛ انعام (۶): ۱۵۱؛ اسراء (۱۷): ۲۳.

6.«ظ »: نصبى.

7.تفسير القمّي، ج ۱، ص ۲۱۹.

8.اِسراء (۱۷): ۷۰.

  • نام منبع :
    صافي در شرح کافي ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : درایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 89921
صفحه از 500
پرینت  ارسال به