205
صافي در شرح کافي ج1

۰.اصل: «يَا هِشَامُ ، ثُمَّ ذَمَّ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ، فَقَالَ : «وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللّه ُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلا يَهْتَدُونَ»۱ وَقَالَ : «وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لا يَسْمَعُ إِلّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ»۲ ».

شرح: اى هشام! اللّه تعالى اكتفا به ترسانيدن از عذاب خود نيز نكرد؛ بلكه بعد از آن، سرزنش كرد جمعى را كه خردمندى نمى كنند؛ به اين روش كه در سوره بقره ايشان را دو قسم كرد: تابعان، و پيشوايان؛ و در بيان تابعان گفت كه: و چون گفته شود ايشان را كه: تابع شويد آنچه را كه اللّه تعالى فرو فرستاده در محكمات قرآن كه نهى از اختلاف از روى ظن است، گويند كه: بلكه تابع مى شويم آنچه را كه يافتيم بر آن، پيشوايان و پدران خود را. آيا تابع مى شوند پيشوايان و پدران را، هر چند كه آن پيشوايان و پدران، خردمندى نكرده باشند اصلاً، يا مراد، آن است كه: به خردمندى فرا نگرفته باشند چيزى را ـ و حاصل هر دو يكى است ـ و راه نيافته باشند آن پيشوايان و پدران، سوى ائمّه عالمانِ به هر نيك و بد، و در اختلاف از روى ظن مانده باشند.
و در بيان پيشوايان گفت كه: و صفت آن جماعت كه كافر شده اند و تابع رسول و قرآن نشده، مردمان را به راه باطل خوانده اند، صفت كسى است كه فرياد مى زند به گوسفندانى كه به راهِ سَلّاخ خانه مى روند و نمى شنوند مگر طلبيدن و فرياد زدن را؛ چه نمى فهمند سخنى را كه از آن كس سر زند و صريح باشد كه اين راهِ سلّاخ خانه است و اينها را به كشتن مى برم. اين تابعان و پيشوايان، مانند كرانِ لالانِ كوران اند. پس ايشان خردمندى نمى كنند.

1.بقره (۲): ۱۷۰.

2.بقره (۲): ۱۷۱.


صافي در شرح کافي ج1
204

۰.اصل: «وَقَالَ : «إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ * وَلَقَدْ تَرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»۱ .
يَا هِشَامُ ، إِنَّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ ، فَقَالَ : «وَتِلْكَ الْأمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَما يَعْقِلُهَا إِلَا العَالِمُونَ»۲ ».

شرح :و اللّه تعالى حكايت سخن فرشتگان با لوط كرده، گفت در سوره عنكبوت كه: به درستى كه ما فرود آورنده ايم بر مردمان اين شهر يا ده ـ كه سَدُوم و توابع آن ۳ است و اهلش قوم لوط بودند ـ عذابى از آسمان به سبب آن كه سركشى مى كردند از حكم اللّه تعالى و پيرو رسول و كتاب او نبودند (تا اين جا سخن فرشتگان است) و هر آيينه به تحقيق واگذاشتيم از آن جا دليلى ظاهر بر ربوبيّت و يگانگى خود، براى جمعى كه خردمندى مى كنند؛ چه ايشان به سبب آنها اقرار مى كنند به اين كه: سهل انگارى نمى بايد كرد در پيروى رسول و كتاب او و بر فكرهاى خامِ پوچ، اعتمادى نمى بايد كرد.
اى هشام! به درستى كه خردمندى با پيروى علمِ حاصل از محكمات قرآن است، نه با پيروى ظن حاصل از تأويل متشابهات از پيش خود.
بيانِ اين، آن كه: گفته در سوره عنكبوت كه: و آن مَثَل هاى عنكبوت و مانند آن، مَثَل هاى لايق است. مى زنيم آنها را براى مردمانِ پيرو ظن كه خود پرستى و مانند پرستى مى كنند و به خردمندى فرا نمى گيرد آن مَثَل ها را كسى، مگر جمعى كه پيرو علم اند و پيرو ظن نيستند؛ چه جمعى كه نمى خواهند كه ترك پيروى ظن كنند، اين مَثَل ها را و مانند اينها را حمل بر مذّمت بت پرستانِ ظاهرى مى كنند.

1.عنكبوت (۲۹): ۳۴ و ۳۵.

2.عنكبوت (۲۹): ۴۳.

3.«سَدُوم، صَرِيم، الدَّما و عُمَيْرا» نام هاى چهار مكانى كه در جريان عذاب قوم لوط هلاك شدند. ر.ك: وسائل الشيعة، ج ۲۰، ص ۳۳۴، ح ۲۵۷۵۹.

  • نام منبع :
    صافي در شرح کافي ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    تحقیق : درایتی، محمد حسین
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388 ش
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 89912
صفحه از 500
پرینت  ارسال به