۰.اصل: «يَا هِشَامُ ، إِنَّ لِلّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ : حُجَّةً ظَاهِرَةً ، وَحُجَّةً بَاطِنَةً ، فَأَمَّا الظَّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالْأَنْبِيَاءُ وَالْأَئِمَّةُ ، وَأَمَّا الْبَاطِنَةُ فَالْعُقُولُ ».
شرح: اى هشام! به درستى كه اللّه تعالى راست بر مردمان، دو حجّت كه به آنها غالب مى شود در روز قيامت، بر جمعى كه پيروى ظن كرده باشند: يكى آشكار و ديگرى نهان. امّا حجّت آشكار، پس رسولان و پيغمبران و امامان اند. و امّا حجّت نهان، پس خردمندى هاى خردمندان است كه بيان شد در شرح «يَا هِشَامُ إِنَّ اللّه َ ـ تَبَارَكَ وَتَعَالى ـ أَكْمَلَ لِلنَّاسِ الْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ نَصَرَ النَّبِيِّينَ بِالْبَيَانِ».
۰.اصل: «يَا هِشَامُ، إِنَّ الْعَاقِلَ ، الَّذِي لَا يَشْغَلُ الْحَلالُ شُكْرَهُ، وَلَا يَغْلِبُ الْحَرَامُ صَبْرَهُ».
شرح: لَا يَشْغَلُ (به شين بانقطه و غين بانقطه): به صيغه مضارع غايب معلوم باب «مَنَعَ» يا باب اِفعال است. ۱ الشغْل (به فتح و ضمّ شين و سكون غين) و الْاءِشْغَال: مانع شدن.
شُكْرَه: منصوب و مفعولٌ بِه است و عبارت است از به جا آوردن آنچه اللّه تعالى واجب ساخته بر او؛ و مراد، اين است كه: كسب حلال نمى كند، مگر به قدرى كه مانع واجبات بر او نشود، موافق آيت سوره نور: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَآءِ الزَّكَوةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ»۲ .
لَا يَغْلِبُ (به غين بانقطه و باء يك نقطه) از باب «ضَرَبَ» است.
صَبْرَه: مفعولٌ بِه است و مراد، اين است كه: كسب حرام نمى كند اصلاً و صبر از آن مى كند، از ترس روز قيامت.
يعنى: اى هشام! به درستى كه خردمند، كسى است كه مانع نمى شود حلال، شكرش را و بر هم نمى زند حرام، صبرش را.