ديده عقل شان كور است و لذا نمى توانند حقايق عقلى وحى و پيام پيام آوران الهى را مشاهده كنند . قرآن كريم ، در وصف اين مردگان عقلى مى فرمايد :
«مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ مَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ . 1
آنان نمى توانستند بشنوند و نمى توانستند ببينند» .
اين آيات اشاره به اين دارند كه وقتى غبار اعمال ناشايست بر آينه انديشه متراكم شد ، انسان ، مبتلا به موانع دائمى شناخت مى شود و توانايى شناخت حقايق عقلى و قلبى به كلى از او سلب مى گردد و ديگر نمى تواند حقيقت را بفهمد ، نه اين كه مى تواند بفهمد و نمى فهمد .
در اين هنگام ، تنها تازيانه مرگ مى تواند موانع شناخت را رفع كند و مستى هوس را از سر بيرون كند و آدمى را هشيار سازد .
در جهان پس از مرگ ، هنگامى كه حجاب ها از جلو ديده عقل كنار مى رود ، انسان خود را در برابر حقايقى مى بيند كه از آنها غافل بوده است و مورد اين خطاب واقع مى شود كه :
«لَّقَدْ كُنتَ فِى غَفْلَةٍ مِّنْ هَـذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَـآءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ . 2
همانا تو از آنچه اكنون مى بينى غافل بودى ، ولى ما حجاب تو را برداشتيم و ديده ات امروزتيزبين و دقيق است» .
و وقتى حجاب ها كنار رفت و حقايق آشكار شد ، مجرمان از خداوند تقاضا مى كنند كه به جهان پيش از مرگ بازگردند تا گذشته خود را جبران نمايند . قرآن كريم صحنه اين تقاضا را چنين تصوير مى كند :
«وَ لَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُواْ رُءُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَآ أَبْصَرْنَا وَ سَمِعْنَا