با اين که اشتمال قرآن کريم بر آيات محکم و متشابه، نص صريح قرآن در آيه هفتم سوره آل عمران است، با اين حال، هنوز برخی از زوايای اين بحث در پرده ابهام قرار دارد. به طور کلی، يکی از مشکلاتی که در تفسير مفاهيم و مصاديق واژهها و اصطلاحات قرآن و هر متن تاريخی ديگر به وجود می آيد، تغيير معانی اصطلاحی واژهها در گذر زمان و در نهايت، خلط و در هم تنيدن معانی مختلف يک اصطلاح است. در هر زبانی اصطلاحات دچار تغيير در معانی می شوند و در هر زمان چه بسا معانی جديدی به برخی واژهها تزريق می شود که با معنا يا معانی قبلی قدری متفاوت می شود. به نظر می رسد که اصطلاح دوگانه «محکم و متشابه» نيز در زمره همين اصطلاحات است.
اين مقاله در صدد است تا بين آنچه که در احاديث و آثار در تبيين معنا و مصداق محکم و متشابه آمده، با آنچه که متقدمان و متأخران و معاصران در اين باره گفته اند، مقايسهای انجام دهد و آن گاه، با توجه به فضا و سياق آيه هفتم سوره آل عمران به داوری بنشيند که اين اصطلاحات در گذر از دو دوره «اثر» و «رأی» تا چه اندازه از اصطلاح اوليه قرآنی خود دور شدهاند.
به نظر نويسندگان مقاله، دو قرآن پژوه بزرگ معاصر، علامه محمد حسين طباطبايی و آيةالله محمد هادی معرفت با نقد اصطلاح محکم و متشابه نزد اصوليان و مفسران پيشين، با تبيينی نسبتاً جديد از محکم و متشابه، به اصطلاح قرآنی نزديکتر شده اند و نيز آنچه در احاديث و آثار آمده، گرچه تا حدودی قرين اضطراب و تشويش است، اما به اصطلاح قرآنی نزديکتر است تا آنچه که ابتدا در اصطلاح اصوليان و سپس مفسران و دانشمندان علوم قرآنی رايج شده است.