بررسی سير تاريخی روايات، آثار و ديدگاه ها در محکم و متشابه - صفحه 57

ـ که وجه شبه متشکل از چند چيز است ـ از عوامل تاثير گذار در ابهام است. اما متشابه است، زيرا اين شبهه را ـ که چگونه خداوند متعال بين انسان و قلب او فاصله مياندازد؟ ـ مطرح ميکنند و آن را دستاويزي براي قايل شدن به جبر و عدم اختيار انسان در افعال خويش قرار ميدهد.۱ اما آيه 31 از سوره بقره (وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَـؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ) را مبهم ميداند؛ زيرا آيه شبهه ندارد، بلکه ابهامي در ظاهر آيه است که نياز به تفسير دارد و آن اين که منظور از خلافت چيست؟ چگونه تعليم اسماء تحقق يافت؟ آن اسماء کداماند؟ چگونه ملائکه پذيرفتند و اعتراف به ناتواني و عجز خود کردند؟ و نيز کيفيت سجده بر آدم چگونه بود؟ اينها مواضع ابهام آيه است که استاد به تفسير آنها نيز پرداخته است؛۲ ضمن آن که در ادامه، عواملي چون «غرابت کلمه»، «اشارات گذرايي که فهم آنها نياز به مراجعه تاريخ دارد»، «تعابير عامي که معاني متعدد برميدارد»، «استعارات ژرف و عميق» از جمله عوامل ابهام در قرآن برميشمرد که نياز به تفسير دارد.۳

2) نوآوري در باز شناسي « متشابه»

پيش از آغاز اين گفتار، تذکر اين امر ضرورت دارد که اولاً، هر سخن و گفتار حکيمانه تشابه دارد؛ چه رسد به گفتار منبع لايزال و نامتناهي حکمت که بدون ترديد، بخشي از آن متشابه است و اين امري پذيرفتني است. البته اين کلام بدان معنا نيست که لازمه حکيمانه بودن يک کلام، «متشابه» بودن است؛ بلکه سخني که از منبع لايتناهي حکمت سرچشمه ميگيرد، و از طرفي، مفاهيم والا و الفاظي متداول گاه گنجايش رساندن معناي کامل آن مفاهيم والا را ندارند، لذا به دنبال خود تشابه را ميآورد؛ همان که استاد آن را «تشابه طبيعي(ذاتي)» مينامد. ثانياً، قرآن که کتاب هدايت است، چگونه ممکن است در آن، بخشهايي باشد که براي هيچ كس قابل فهم نباشد. بنا بر اين، معناي تشابه بايد مورد بازنگري قرار گيرد. از ديدگاه آيةالله معرفت و با توجه به تعريف ايشان از محکم و متشابه، در مجموع 6236 آيه قرآن تنها حدود دويست آيه آن متشابه است که نسبت آن به مجموع آيات بسيار اندک است.
ايشان در کتاب التمهيد متشابه را در اصطلاح قرآني اين گونه تعريف ميکند:
متشابه برحسب اصطلاح قرآني لفظي است که در آن معاني مختلفي احتمال مي‌رود و نيز سبب شک و شبهه مي‌شود. لذا همچنان که صلاحيت تأويل به شکل صحيح را دارد، صلاحيت تأويل به شکل فاسد را نيز داراست.۴
ايشان در کتاب علوم قرآني، تشابه را روشن‌تر بيان مي‌کنند و مي‌گويند:
اين که گفته‌اند متشابه به کلامي گفته مي‌شود که ظاهر آن، مراد واقعي‌اش را نشان ندهد، تعريف نارساست؛ زيرا شامل مبهمات هم مي‌شود. لذا راغب اصفهاني در تعريف

1.. همان، ص۷.

2.. همان، ص۹ ـ ۸.

3.. همان، ص۱۱.

4.۸. همان، ص ۶.

صفحه از 60