لفظ يا عبارتي از قرآن گفته ميشود که بر مقصود اصلي خداوند دلالت داشته و دلالت آن به قدري واضح باشد که احتمال تأويل و نسخ در آن راه نداشته باشد؛ مانند «إنّ الله بکلّ شيء عليم». تفاوت محکم با نصّ در آن است که در نصّ، احتمال آن که متن در عهد رسول خدا صلي الله عليه و آله نسخ شده باشد، وجود دارد، اما اين احتمال در باره محکم منتفي است.۱
نتيجه
از آنچه گفته شد، بر موارد زير به عنوان نتايج بحث تأکيد ميشود.
1. صراحت آيه 7 از سوره آل عمران در تقسيم آيات قرآن کريم به «محکم و متشابه» امري اجتناب ناپذير است. ضمن آن که «محکمات» ام الکتاب معرفي ميشوند. بنا بر اين، خود کتابي که خداوند نازل ميکند، مشتمل بر محکم و متشابه است؛ نه اين که مخاطبان در پديد آوردن صفت اِحکام و تشابه نقشي داشته باشند يا گذر زمان برخي محکمات قرآن را متشابه کند.
2. روايات منسوب به اهلبيت عليهم السلام با نگاه به صراحت قرآن کريم، به معرفي برخي مصاديق «محکم و متشابه» ميپردازد؛ ضمن آن که به نظر ميآيد که در برخي روايات، اصطلاحي جديد نيز شکل گرفته است و آن کاربرد «متشابه» براي آيات و احکامِ منسوخ، و کاربرد «محکم» براي آيات و احکامِ غير منسوخ است.
3. از قرن ششم به بعد، با رشد و توسعه مباحث زبانشناختي در دانش اصول فقه، اصطلاح محکم و متشابه در دايره مباحث لفظي مورد استفاده قرار گرفت و به نظر ميرسد که دايره معنايي محکم و متشابه توسعه يافت و اصطلاحي جديد شکل گرفت که گرچه برگرفته از اصطلاح قرآني بود، اما معنايي عامتر از آن اراده ميشد. راغب اصفهاني و فخر رازي در حوزه علوم لغت و اصول فقه در فراگيرکردن اين اصطلاح نقش قابل توجهي داشتهاند.
4. بيشتر اصوليان و مفسّران معاصر نيز همان راهي را رفتهاند که متأخّران پي نهادهاند؛ با اين حال، علامه طباطبايي و آيةالله معرفت در جداسازي اصطلاح اصولي از اصطلاح قرآني تلاشي قابل تقدير داشتهاند. علامه طباطبايي با طرح موضوع اين که محکم و متشابه وصف معاني آيات است و نه وصف الفاظ، و آيةالله معرفت در تبيين اين که بين تشابه با ابهام فرق قابل توجهي است، بر تمايز اصطلاح اصولي و اصطلاح قرآني تأکيد کردهاند.
5. ارائه معنايي روشن از«محکم و متشابه و مبهم» و تطبيق مفاهيم هر کدام از محکم و متشابه و مبهم بر مصاديق آنها و ارائه معيار براي شناخت هر کدام و نيز تنويع تشابه به ذاتي و عرضي را ميتوان از نوآوريهاي آيةالله معرفت در حوزه محکم و متشابه به شمار آورد.
6 . از تقابلي که در روايات بين «محکم و متشابه» از يک سو و «ناسخ و منسوخ» يا «عام و خاص» از سوي ديگر ديده ميشود، به دست ميآيد که قرآن مشتمل بر آيات محکم و متشابه است، نه اين که
1.. المناهج الاصولية، ص۶۱.