متن «اختلاف امتي رحمة»، گرچه در ميان اهل سنت مشهور مينمايد، ولي گويا سندي براي آن در کتب معتبر آنان يافت نميشود. نصر مقدسي در الحجة و بيهقي در رسالة الاشعرية همچنين، حليمي و قاضي حسين و امام الحرمين و ديگران آن را بدون سند نقل کرده و شايد در کتابهاي برخي از حفاظ نقل شده که به دست ما نرسيده است.۱
اما به صرف عدم سند نميتوان به رد روايت اقدام کرد و آن را علت تامه براي بياعتباري و جعلي بودن روايت دانست. آنچه در اينجا در باره اين روايت قابل توجه است، برخي برداشتها و توجيهات نامقبول از ظاهر جنجال برانگيز آن بوده و بحث سندي مد نظر نيست.
بيضاوي در تفسير خود، ذيل آيه شريفه (وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ)،۲ نهي در آيه را به تفرقه در اصول، منحصر دانسته، اختلاف در فروع را، با تمسک به همين روايت منتفي نميداند.۳
قرطبي نيز با استفاده از اين روايت، اختلافي را که سبب فساد گردد، مورد نهي الهي دانسته؛ نه اختلافاتي را که در مسائل اجتهادي رخ ميدهد.۴
حلبي در بخشي از بررسي خود در باره اين روايت، مطلب عجيبي ميآورد که ظاهراً نقل قول از سيوطي است. او به منظور زمينهسازي براي موجه جلوه دادن ظاهر روايت، به طاعون اشاره ميکند که براي امت پيامبر اسلام رحمت و براي گذشتگان، عذاب بوده است.۵
اکتفا به معناي لغوي متبادر به ذهن و بهره نگرفتن از منابع روايي شيعه، روايتي را که معنايي آن چنان زيبا و جالب داشت تا آن حد از معنا تنزل ميدهد که اختلافات در فروع، با توسل به آن، امري جايز تلقي شده، حتي رحمت و کرامت از جانب خداوند براي علما دانسته ميشود۶ و برخي را تا حد رد روايت به پيش ميبرد.۷
اين در حالي است که واژه اختلاف به معناي رفت و آمد، در قرآن به راحتي در اين معنا پذيرفته ميشود و يا لااقل، يکي از معاني محتمل آيه به حساب ميآيد.۸ و اين مطلب نشان ميدهد که معناي رفت و آمد براي واژه اختلاف، معنايي دور از ذهن نبوده و حداقل ميتوانست در روايت نيز يکي از احتمالات در معناي واژه قرار گيرد.
نتيجه
از مطالب پيش گفته، ميتوان به اين نتايج رسيد:
1.. کنز العمال، ج۱۰، ص۱۳۶.
2.. سوره آل عمران، آيه ۱۰۵.
3.. تفسير البيضاوي، ج۲، ص۷۶.
4.. تفسير القرطبي، ج۴، ص۱۵۹.
5.. سيرة الحلبية، ج۳، ص۳۳۸.
6.. کشف الخفاء، ج۱، ص۶۵.
7.. ارواء الغليل، ج۱، ص۹؛ تفسيرالآلوسي، ج۴، ص۲۴؛ تذکره الموضوعات، ص۹۰ و ۹۱.
8.. تفسير السمرقندي، ج۲، ص۴۸۷ و ۱۰۵؛ تفسير بيضاوي، ج۴، ص۱۶۴؛ تفسير ابن کثير، ج۲، ص۴۲۲؛ مفردات غريب القرآن، ص۱۵۶.