گزاره‏ هاى دينى در مثنوى - صفحه 77

اورا به بهره گيرى از اسرائيليات و قصص قصه خوانان كشانده وگاه اورا به دست كارى از وقايع تاريخى وجابه جايى شخصيت ها در درون اين وقايع واداشته است. در اين راستا متاسفانه در برخى موارد از زبان اسوه ها وشخصيت هاى معصوم عليه السلام به شرح وتبيين آراء صوفيه پرداخته و با نقل داستان هايى از زندگى ياران پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم در كنار صحبت كردن از اصول تفكرات متصوفه، قصد دارد براى عقايد واحوال ايشان، پيشينه اى در صدر اسلام فراهم كند.
انسان براى وصول به «مقصد اصلى» نيازمند به تربيت الهى است و بديهى است كه بدون آن هيچ وصولى نيست. و تربيت الهى در مرتبه كامل آن در دست معصوم است. و تنها سر سپردن به اوست كه مساوى بامتابعت حق وتربيت شدن به تربيت الهى است.اما آن جا كه شخصيت هاى معصوم، خود دست مايه بيان افكار و اعتقاداتى مى شوند جز آن چه گفته اند و كرده اند، اين تبعيت واين تربيت خدشه دار مى شود. و آن گاه كه سر سپردن وتسليم محض هر مربى و معلم غير معصومى شدن، جزء لاينفك مشربى شد، اصل آن مرام و مشرب بيشتر از مسير تربيت صيحح الهى، فاصله مى گيرد .و اين همه جزو موارد تباين طرز سلوك مولوى بامحتواى قرآنى است كه اثرپذير بودن مثنوى از آن، نبايد باعث عدم توجه به آنها شود.وقتى كليّت محتواى مسلكى با كليّت محتواى قرآن وسنّت، كاملا همسان نيست، و وقتى سطح علم قرآنى و علم معصوم در تبيين علم قرآنى، از هر علم و دانشى و هر حكمت و عرفانى بالاتر و برتر است ،آميختن اين دو باهم، شايد وسيله ارتقاى آن مسلك و مرام باشد. ولى سطح معارف قرآن و تفكرات معصوم راپايين مى آورد و« معرفت خدايى »دچار ناخالصى و اوهام مى شود. پس شايسته است همواره در حفظ استقلال وحى گام برداريم و آثار هنرى و متأثر از آن را موشكافانه تر بنگريم. ودرود برآنان كه از طريق هدايت پيروى كنند.

منابع

ـ قرآن كريم
ـ برنجكار، رضا، حكمت و انديشه دينى، انتشارات نبأ،1383

صفحه از 77