گزاره‏ هاى دينى در مثنوى - صفحه 76

شارحين مثنوى در شرح اين ابيات اشاره كرده اند. سپس چنين جمع بندى كرده اند : «خلاصه بايد بگوييم مولوى در اين مورد، توجه بسيار شديدى به مؤثريت خداوند درجهان هستى و رويدادهاى انسانى داشته و چنين مطلب مبالغه آميزى را گفته است، يا اين كه بگوييم: اين مرد بزرگ در اين تجسيمات، اشتباه كرده است.مخصوصابادر نظر داشتن آن بيت كه مى گويد: اميرالمؤمنين عليه السلام به ابن ملجم فرمود:

غم مخور جانا شفيع تو منممالك روحم نه مملوك تنم
چراكه هيچ داستان و روايتى چنين جمله اى از اميرالمؤمنين عليه السلام ولو به طور ضعيف هم نقل نكرده اند .البته چنان كه گفتيم در اين گونه موارد جلال الدين مطابق نظريات خود مطالبى رابيان مى كند كه بايستى مورد دقت قرار بگيرد.» ۱ در باب اين وعده شفاعت دادن، دكتر زرين كوب مى گويند:« امانتيجه اى كه گوينده مثنوى از قصه مى گيرد ،هرچند بامبادى بعضى صوفيه توافق دارد، باسيرت رسول وصحابه موافق نمى نمايد .والبته اسناد چنين قولى به آن حضرت، نمى تواند در نزد كسانى كه در اقوال و اذواق صوفيه به چشم قبول مى نگرند مورد نقد واعتراض واقع نشود.» ۲ اتمام سخن: نگاه مولوى به گزاره هاى مذهبى در مثنوى، دو نگاه متفاوت است. گاه با زبان زيباى شعرش و با توانايى، از پلكان تبيين هنرمندانه مسايل مذهبى بالا رفته ودر شرح بيشتر حديث به تمثيل و آوردن حكايت هاى زيبا روى آورده است. و گاه هست كه به حديث از ديدگاه يك صوفى مى نگرد.آن ها را آن چنان كه عاطفه صوفى مى پسندد تفسير مى كند ودر اثبات مدعاى خود وبراى ساكت كردن مخالفان خود نقلشان مى كند. او كه مثنوى را اساسا به هدف تعليم اسرار طريقت و سلوك عارفانه نگاشته، به ظاهر قصه هاوتمثيل ها اعتنا ندارد و مغز آن ها را مدّ نظر قرار مى دهد.اين امر در كنار عدم بررسى درصحت و سقم روايت ها و نينديشيدن به جرح و تعديل راويان، گاه

1.ـ همان

2.ـ زرين كوب، بحر در كوزه، ص ۱۲۵

صفحه از 77