مهدويّت در قرآن آيات مشترك - صفحه 121

2ـ تفسير علىّ‏بن‏ابراهيم قمى (متوفّى حدود 307)، از تفسير درّالمنثور قريب شش قرن و از تفسير تبيان حدود 150 سال قديمى‏تر مى‏باشد؛ حتّى از مأخذ سيوطى، يعنى كتاب اِبن المنذر، محمّدبن‏ابراهيم نيشابورى (م 318) نيز اندكى اسبق است و بنابراين به نوعى، اَولَويّت خواهد داشت.
3ـ احتمال تصحيف نام: محمّدبن‏علىّ‏بن‏الحسين‏بن‏ابى‏طالب به محمّدبن‏علىّ بن‏أبى‏طالب، از حالت عكس آن قوى‏تر به نظر مى‏رسد؛ زيرا فقط كافى است كه كلمات: «بن‏الحسين‏بن‏على» از قلم كاتب يا ناسخ افتاده باشد.
4ـ برخى از نويسندگان كتب رجال، بر اين باورند كه حَجّاج ثقفى، معاصر امام سجّاد عليه ‏السلام بوده و حضرت باقر عليه ‏السلام را درك نكرده است. ۱ بر اين اساس، حديث اوّل دچار اشكال مى‏شود. امّا به ديد نگارنده، روايت شهربن‏حوشب (20ـ 100)، از امام باقر عليه ‏السلام (58ـ 114) در مجلس حَجّاج (45ـ 95) مانعى ندارد و غيرممكن نيست؛ زيرا، اگرچه حَجّاج در نخستين سال امامت آن حضرت از دنيا رفته، ولى تا آن زمان، 37 سال از عمر پربركت حضرتش مى‏گذشته است. مگر استفاده‏ى علمى از آن درياى موّاجِ دانش و بينش به دليل حيات پدر بزرگوارش، جاى استبعاد دارد!؟
5ـ اگر به دنباله‏ى اضافى روايت سيوطى نيز نظر كنيم؛ باز نقل اوّل مناسب‏تر است؛ زيرا نسبت دادن آن ديدگاه تفسيرى به امام باقر عليه ‏السلام ، بيشتر حجّاج را به خشم مى‏آورده، تا اين‏كه آن را به جناب محمّدبن‏حنفيّه، (15ـ 80) منسوب نمايند كه از حجّاج سرشناس‏تر و كهنسال‏تر بوده و چه بسا در زمان اين گفت‏وشنود، در جوار رحمت حقّ مى‏آرميده است.
اميد دارد كه نكات يادشده، اذهان حقيقت‏پژوه را در يافتنِ ديدگاه درست، يارى كرده باشد.

پيوست 2

از مجموع احاديث و اقوال منقوله در متون اسلامى، چنين فهميده مى‏شود كه اين دگرگونىِ عظيم آسمانى، به منزله‏ى پايان حيات دنيوى آدميان نمى‏باشد؛

1.شيخ محمّدتقى تسترى، قاموس الرّجال ۵ / ۴۴۳.

صفحه از 123