بلكه از نشانههاى نزديكشدن قيامت خواهد بود. از اين رو، در عين پذيرش قدرت نامتناهى پروردگار، توجيه علمى اين پديده، در حال دوام زندگى انسان، از ديد قوانين طبيعى جهان، بسيار دشوار به نظر مىرسد؛ زيرا كه لازمهى چنين رويدادى، از نظرگاه دانش كيهانشناسىِ كنونى، پيدايش يكى از دو تحوّل شگرف زير است:
1ـ گردش وضعىِ زمين در جهت عكس حالت كنونى: براساس اين توجيه، بايد در مدّت زمانى نزديك به شش ساعت، سرعت فعلى چرخش كرهى خاكى به دورِ خودـ كه حدود 1670 كيلومتر بر ساعت مىباشدـ به تدريج كاهش يافته، به صفر، يعنى سكون كامل برسد، آنگاه زمين، در جهت عكس حالت عادى، شروع به گردش كرده، در همان مدّت، به سرعت سابق بازگردد. چون اين پديده فقط يكبار پيش خواهد آمد، پس براى بازگشت به حالت عادّى، آنچه گفته شد بايد دوباره تكرار گردد. اين تحوّلات يعنى دوبار ترمز كردن، ايستاندن و سرعت دادن به زمين، ويرانى، آشفتگى و نابسامانىِ جبرانناپذيرى در تأسيسات تمدّن بشرى، خاصّه در كنار درياها و ساحل اقيانوسها پديد مىآورد، به ويژه اگر ملاحظه شود كه وزن كنونى هر چيز در روى كرهى خاك، مازاد نيروى جاذبهى زمين، نسبت به نيروى گريز از مركزى است كه در اثر چرخش زمين بر اجسام وارد مىآيد. پس كاستهشدن از سرعت گردش زمين، بىدرنگ، چندين برابر بر سنگينى اجسام خواهد افزود و بنابراين تمامى ساختمانهايى كه بر اساس وزن كنونى محاسبه و ساخته شده، فرو خواهد ريخت.
2ـ جابهجايى دو قطب زمين: ۱ بر پايهى اين توجيه، بايد در طول مدّت شب، زمين، در عين گردش وضعى خود، چرخش تازهاى نيز در مسير يك نصفالنهار داشته باشد كه سبب شود جاى قطب شمال و قطب جنوب تعويش گردد. لازمهى اين رويداد، سرعت گرفتن زمين، در اين مسير، تا حدود 3330 كيلومتر بر ساعت و سپس آرام گرفتن آن است. به علاوه براى بازگشت به حالت عادى، اين تحوّل عظيم، بايد دوباره تكرار گردد. بديهى است اين توجيه نيز،
1.بخارى و ابنعساكر، در دو كتاب تاريخ خود، از كعبالأحبار، بدون اِسناد به معصوم، آوردهاند كه براى طلوع خورشيد از مغرب، قطب زمين خواهد چرخيد و جاى خاور و باختر تبديل خواهد شد. السيوطى، الدرّ المنثور ۳ / ۳۹۶.