رسولالله (ص) نظام اجتماعی نسبتاً عادلانهای را بنا نهاد؛ بدین معنا که تلاش ایشان در اقامه عدالت، کامل بود و ساختار اجتماعی ایجاد شده توسط ایشان، بهمراتب برتر از نظامهای پیش از خود و نظامهای معاصر آن دوران بود. این نظام اجتماعی و معیارهای عدالت و انصافی که توسط پیامبر (ص) تبیین شده بود، چنان قدرت و نفوذی داشت که در دوران دو خلیفه نخست نیز، علیرغم بروز برخی اختلالات، تا حد زیادی حفظ شد. در آن دوران، جامعه مسلمانان چنین احساس نمیکرد که در توزیع فرصتها و مواهب دنیوی، انحرافی فاحش از سنت نبوی رخ داده است؛ اگرچه اختلافاتی وجود داشت، اما این تضادها، فاحش نبودند و به صورت نهادینه در نیامده بودند.
با روی کار آمدن عثمان (خلیفه سوم)، الگوی «خویشاوندسالاری» و ترجیح خاندانهای نزدیک به خلیفه بهتدریج رواج یافت. این تغییر رویکرد، در یک نقطه کلیدی اثرگذار بود و آن مدیریت «فتوحات» بود. فتوحات، درآمدهای سرشاری به همراه داشت که بخش عمده آن مربوط به اراضی موسوم به «سواد» بود. اراضی سواد، زمینهای واقع در میان رودهای دجله و فرات و اطراف آنها بودند که به دلیل طغیانهای سالانه، خاک آنها رطوبت زیادی جذب کرده و تیره میشد؛ به همین سبب، این مناطق «سواد» (به معنای سیاه/تیره) نامیده شدند.
این اراضی پیش از فتوحات اسلامی، متعلق به امپراتوری ایران بود و درآمدهایش در اختیار حاکمیت برای تأمین هزینههای جنگ و پاداش سرداران قرار داشت. پس از فتح این مناطق در زمان عمر، به سفارش و راهنمایی امیرالمؤمنین (ع)، درآمدهای این مناطق به کل جامعه مسلمانان اختصاص یافت (هرچند توزیع آن عمدتاً در حجاز، مدینه و نواحی اطراف صورت میگرفت). مدیریت این زمینهای کشاورزی نیازمند سازماندهی بود؛ لذا افرادی بر روی این زمینها کار میکردند تا سهمی را به عنوان «حقالعمل» بردارند و مابقی را به حکومت ارسال کنند. افرادی که این مسئولیت را بر عهده داشتند، شخصیتهای شاخص، مورد اعتماد و دارای جایگاه علمی و تقوایی قابل توجه در جامعه بودند. این گروه دارای مهارت ویژهای بودند که به همین دلیل با نام «قُرّاء» (قاریان قرآن) شناخته میشدند.
در آن دوران، مفهوم «قاری قرآن» با معنای امروزی آن متفاوت بود؛ قاری تنها کسی نبود که قرآن را قرائت میکرد، بلکه کسانی بودند که بر «قرائت صحیح» (شناخت دقیق اعراب کلمات و تلفظ درست) تسلط داشتند و آن را تعلیم میدادند. منشأ اختلافاتی که بعدها تحت عنوان «اختلاف قرائت» شناخته شد، همین شیوه انتشار شفاهی قرآن بود؛ چرا که نگارش متن در آن زمان، نشانههای کافی (مانند اعرابگذاری که رایج نبود و نقطهگذاری که گاهی رعایت میشد) برای تفکیک دقیق معانی را نداشت و یک کلمه با شکل ثابت، میتوانست به چند گونه خوانده شود. کسانی که بر این ظرافتها اشراف داشتند، «قاری» خوانده میشدند. این افراد بهتدریج به تفسیر و تبیین شأن نزول آیات نیز پرداختند و به دلیل اعتبار و خوشنامی، در میان مردم دارای مرجعیت شدند.