دوم، مقام فنا در حق؛ از منظر عرفانی و براساس احادیث، عارفانی که در حقیقت تعالی فانی میشوند، در مقام «فناء» دست، چشم و گوش آنها در حقیقت، دست و چشم و گوش خدا میشود؛ چرا که وجودشان در ذات الهی محو شده است. امام حسین(ع) و امیرالمؤمنین(ع) در بالاترین مرتبه فنا در ذات و اسماء الهی هستند. بنابراین، هر آنچه از ایشان صادر شود یا به ایشان تعلق یابد، در حقیقت عنصری الهی است. در این مقام، خون امام حسین(ع) همان خون خداست، زیرا ایشان در ذات باریتعالی محو شدهاند.
از منظر لغوی، احتمال دارد واژه «ثار» در اینجا به جای مصدر، به معنای فاعل (یعنی «ثائر» به عنوان خونخواه) به کار رفته باشد. گاهی در زبان، به دلیل تسهیل در تلفظ یا تصحیف (تغییرات تدریجی در گویش)، برخی حروف حذف میشوند (مانند تبدیل «تتمذ» به «تلمذ» در برخی متون قدیمی). بنابراین، «یا ثارالله» میتواند به معنای «ای خونخواه خدا» باشد؛ یعنی کسی که به قصد عبادت و جهاد و در راه تحقق اوامر الهی، خونخواهی میکند.
در مورد کاربرد این تعبیر در تاریخ، برخی گفتهاند که در ترکیباتی نظیر «یا ثار عثمان»، منادای اینجا «مقتول» نیست، بلکه خطاب به کسانی است که حق خونخواهی دارند (اهل ثارات). در واقع، اینجا استعمال مصدر در معنای فاعل یا مضافالحذفی رخ داده است. بنابراین، «خونخواهی» برای امام حسین(ع) تنها یک اقدام فردی نیست، بلکه تمام آزادیخواهان و در راس این حرکت امام زمان(عج) هستند. طبق روایات، خون سیدالشهدا هرگز بیپاسخ نمیماند. اما مسئله این است که قصاص در اینجا فراتر از یک جریمه قانونی یا قتل قاتل است؛ زیرا قاتلِ معنوی، لزوماً با مرگ جسمی قصاص نمیشود.
در برخی روایات آمده است در رجعت حضرت انتقام می گیرند اما هدف نهایی، انتقام از شخص شمر ملعون یا افرادی چون او نیست؛ بلکه هدف، مقابله با «جریانهای یزیدی» در طول تاریخ است. یعنی یزیدهای امروز. رزمندگان ما امروز وقتی میجنگند، در واقع در حال گرفتن انتقام خون حسین(ع) از دشمنان معاصر هستند. در این میان، نظریهای توسط دکتر شریعتی در کتاب «حسین وارث آدم» مطرح شد. ایشان تعبیر «ثارالله» را یک مضمون فراگیر و عام دانستند؛ مفهومی فراتر از واژگان ساده که در واقع یک فکر، مکتب و فلسفه تاریخ است. هرچند شریعتی در زمان خوداشکالاتی داشت، اما سخنانش در آن دوران، حرفهای نو بود و توانست بسیاری از جوانان را از مارکسیسم نجات دهد، حتی اگر با شائبه سوسیالیسم همراه بوده باشد.
از داستان هابیل و قابیل (اولین مقتول و شهید تاریخ) تا زمان ظهور حضرت مهدی(عج)، «خونخواهی مظلومان» محرک تاریخ و علت انقلابها بوده است(یعنی انقلابها برای خوانخواهی مظلومان است) و در این مسیر، سیدالشهدا(ع) در مرکز قرار دارد. اگر بخواهیم تحلیل موضوعشناختی کنیم، میبینیم که این تعابیر صرفاً لغوی نیستند، بلکه «دلالت گستر» هستند؛ یعنی ما از یک واژه، بارهای معنایی و فرهنگی متعددی دریافت میکنیم. یعنی از واژه ثار فقط معنای لغوی نمیفهمیم بسیار گستردهتر و فرالغوی است.
برای مثال، واژهای چون «ثار» در لغت به معنای خونخواهی است، اما در معنای کاربردی به «به خروش آمدن» و «طوفانی شدن» تبدیل میشود و واژه الثوره از آن استخراج شد. بنابراین، «یا لثارات الحسین» یعنی فراخواندن جامعه به نهضت، خیزش و جنبشی که در نهایت به انقلاب جهانی و فرج منصور منجر خواهد شد. این مفاهیم در نهجالبلاغه و روایات امام صادق(ع) نیز آمده است؛ ایشان فرمودند که هیچکس از روی زمین نمیتواند خونخواهی سیدالشهدا را بکند، مگر اینکه این کار توسط خداوند صورت گیرد. واژگان قصاص، انقلاب، عقوبت و انتقام، همگی با واژه «ثار» تشابه دارند اما تفاوتهای ظریفی با هم دارند.