تاريخ: یکشنبه 1394/10/27

005 ـ و معدن الرحمه

وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ .

و معدن رحمت ...

توضيح واژه ها

مَعْدِن : اسم مكان ، به معناى مقر ، محلّ استقرار ، محلّ رويش ، كان . [1]

الرَّحْمَة : بخشندگى (در باره خداوند) و مهربانى (در باره انسان) . [2]

شرح

تعبير «معدن رحمت» بودن ، ويژگى ديگرى است كه امامان عليهم السلام به آن ، شناخته مى شوند . واژه «رحمت» ، در زبان فارسى ، پُركاربرد است و مفهوم آن ، تقريبا براى همه آشكار است . امّا تركيب «معدن رحمت» براى امامان ، مفهومى دقيق است كه در راستاى رحمت خداوندى معنا مى يابد . بنا بر اين ، پيش از آن كه رحمت امامان را معنا نماييم ، اقسام رحمت حق تعالى را از نظر مى گذرانيم :

اقسام رحمت الهى

جمله «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» ، سرآغاز كتاب وحى است كه اقسام رحمت الهى را معرّفى مى كند : «رحمان» و «رحيم» . عالمان و مفسّران ، در تعريف و تبيين محدوده اين توصيف ، سخن ها گفته اند كه در اين مختصر نمى گنجد و تنها به بررسى اجمالى آن در اين نوشتار مى پردازيم :

۱ . رحمت فراگير

«رحمان» ، صيغه مبالغه اى است كه گستره اى فراگير دارد و تمامىِ آفريدگان را شامل مى شود و قرآن ، از آن ، به رحمت عام خداوند ، تعبير مى كند . چنين رحمتى ، همگان را در بر مى گيرد ؛ يعنى همه عالميان در پرتو مهربانى و بخشندگى خداوند ، به سر مى برند و بقاى موجودات ، به عنايت حق تعالى است . خداوند ، رحمت خود را بدون هيچ قيد و استثنايى ، فراگير مى داند و مى فرمايد :

«رَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْ ءٍ . [3] بخشايشم ، همه چيز را فرا گرفته است » .

و از آن جا كه اراده الهى ، بِالفعل است و ميان اراده او و تحقّق آن در خارج ، فاصله اى نيست ، همه بندگان به خواست خداوند ، در سايه رحمت او قرار دارند ، و طمع ، در چنين رحمتى است كه بندگان را به خواهش از او ، ترغيب مى نمايد :

اللّهُمَّ إنّى أسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الّتى وَسِعَت كُلَّ شَى ءٍ . [4] بار خدايا ! من به [ حقّ ] رحمتت كه همه چيز را در بر مى گيرد ، از تو درخواست مى كنم .

عنايت الهى ، كافر و گَبْر و تَرسا نمى شناسد و از كوچك ترين ذرّات هستى نيز غافل نيست .

۲ . رحمت ويژه

«رحيم» ، صفت مشبّهه اى است كه بر ثبات و تداوم رحمت خداوند ، دلالت مى كند و از آن به رحمت خاص ، تعبير مى كنند ، و آن ، مهربانى و عنايت ويژه اى است كه گروهى از بندگان را در بر مى گيرد و همگان از وصول به آن محروم اند . بنا بر روايتى ، امام صادق عليه السلام در تفسير «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» مى فرمايد :

الرَّحمنُ بِجَمِيعِ خَلقِهِ ، وَ الرَّحيمُ بِالمُؤمِنِينَ خاصَّةً . [5] [ خداوند ] رحمتگر به تمامى آفريدگانش است و مهربان ، تنها بر ايمان آورندگان .

رتبه رحيم ، برتر از رحمان است و همه آفريده هاى الهى ، از رحمانيّت حق ، بهره مند هستند ؛ ولى دست يازيدن به رحمت ويژه حق ، پيمودن مراتبى را مى خواهد كه او خواسته است ، و اگر صفاتى مانند نيكوكارى ، در وجود بندگان رُخ بنمايد ، در پرتو عنايات ويژه اى خواهند بود كه ناستودنى است :

«إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ . [6] بخشايش خداوند ، به نيكوكارانْ نزديك است» .

خداوند ، در ديگر آيات قرآن ، رحمت خاص را ويژه مؤمنان دانسته و فرموده است :

«وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا . [7] و او نسبت به ايمان آورندگان ، مهربان است» . «إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ . [8] او نسبت به آنان ، دلسوز و مهربان است» .

بنا بر اين ، مؤمنان نيكوكار ، هماره از رحمت ويژه حق برخوردارند و در دنيا و آخرت ، مهربانى و بخشندگى حق تعالى را مى يابند .

مظهر رحمت حق

اوصاف حق ، در وجود انسان هاى كامل ، تجلّى پيدا كرده است و كامل ترين انسان ها ، يعنى وجود مقدّس پيامبر صلى الله عليه و آله ، نماد رحمانيت و رحيميّت حق در ميان بشر شده ، تا آن جا كه «پيامبرِ رحمت» ، ناميده شده است . قرآن ، در توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد :

«وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلَا رَحْمَةً لِّلْعَــلَمِينَ . [9] و ما تو را نفرستاديم ، مگر رحمتى براى جهانيان» .

چنين توصيفى ، پيامبر را به عنوان مظهر رحمانيّت خداوند ، معرّفى مى كند كه تمامى آسمانيان و زمينيان ، از رحمت او برخوردارند . فرشتگان مقرّب نيز با رحمت پيامبر صلى الله عليه و آله آرام مى گيرند . رسول خاتم ، پس از نزول آيه «وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلَا رَحْمَةً لِّلْعَــلَمِينَ» ، از جبرئيل عليه السلام پرسيد : «آيا اين رحمت عام ، به تو هم رسيده است ؟»

جبرئيل عليه السلام پاسخ داد : آرى . پيش از آن كه آيه «ذِى قُوَّةٍ عِندَ ذِى الْعَرْشِ مَكِينٍ ؛ نيرومندى كه نزد خداوند عرش ، گرامى و داراى مكانت و منزلت است » ، [10] در باره من نازل شود ، از پايان كار بر خود هراسناك بودم و پس از آن ، آرام گرفتم . [11]

چه سخن پندآموزى كه فرشته مقرّب خدا هم نسبت به فرجام كار خود ، بيمناك است ! پس چگونه مى توان خطاهاى خويش را ناديده انگاشت و رسيدن آسان به سراى ايمنى را دست يافتنى دانست . زنهار ، كه حركتى بايد !

پيامبر صلى الله عليه و آله ، مظهر رحيميت خداوند هم هست ؛ چرا كه در معرّفى او فرموده است :

«لَقَدْ جَآءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالمُؤْمِنينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ . [12] هر آينه ، براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه به رنج افتادنتان ، بر او گران است ، به [ هدايت ]شما دل بسته است و نسبت به مؤمنان ، دلسوز و مهربان است» .

رحمت خداوند ، در وجود پيامبر صلى الله عليه و آله تجلّى كرده است و پيام آورِ مهربانى ، دلسوزانه ، مؤمنان را به سوى خوش بختى ، ره نمون شد و نيك انجامىِ آنان را طلب كرد و اسلام را بر پايه مهرورزى بنا نهاد و فرمود :

هَلِ الدّينُ إلّا الحُبُّ ؟ [13] آيا دين ، چيزى جز مهرورزى است؟

امامان اهل بيت عليهم السلام نيز تمام اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله را به ارث برده اند و وجودشان از مهرورزى و عشق به بندگان خدا ، لبريز است . كدام نوايى ، همچون مويه على عليه السلام در درازناى تاريخ ، ماندگار شد ، آن هنگام كه از تعرّض به دارايى هاى زن يهودى ، ناله سر داد و فرمود :

فَلَو أنَّ إمرَءً مُسلِما ماتَ مِن بَعدِ هذا أسَفا ما كانَ بِهِ مَلومَا بَل كانَ عِندى بِهِ جَدِيرَا . [14] اگر پس از اين حادثه ، مسلمانى از اندوه بميرد ، جاى ملامت نيست ؛ بلكه در نزد من ، شايسته است .

آيا اين ، جز صفت رحمانيت اوست ؟

هدف امامان عليهم السلام آن بوده است كه صفت هاى رحمان و رحيمى خداوند ، در جامعه جريان يابد و عاطفه و محبّت ، نماد فرهنگ جامعه اسلامى گردد و زايش چنين فرهنگى ، در سخنان و نگاشته هاى اهل بيت عليهم السلام هويداست . امام على عليه السلام در نامه اى به مالك اشتر مى نويسد :

وَ أشعِرْ قَلبَكَ الرَّحمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ المَحَبَّةَ لَهُم ... فَإنَّهُم صِنفانِ : إمّا أخٌ لَكَ فِى الدّينِ أو نَظِيرٌ لَكَ فِى الخَلقِ . [15] دل خود را آكَنْده از مهر و محبّت و لطف نسبت به مردم گردان ... زيرا كه مردم ، دو دسته اند : يا برادرِ دينى تواند و يا در آفرينش همانند تو هستند .

على عليه السلام ، معدن رحمت حق ، ملاك مهرورزى را تنها دين نمى داند . در نگاه مولا ، هر آفريده اى از آن جا كه آفريده اوست ، دوست داشتنى است و بايد دانست آنانى كه عاطفه و ترحّم در وجودشان ريشه استوارى ندارد ، در سراى آخرت از محبّت حق محروم اند ، چنانچه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود :

مَنْ لَمْ يَرحَم لا يُرْحَم . [16] كسى كه رحم نكند ، به او رحم نمى شود .

البته فرهنگ اسلامى ، راه برخورد با سركشان را نيز مى آموزد و مى گويد كه در برابر آنان ، بايد محكم و استوار بود . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه خود «أَشِدَّآءُ عَلَى الْكُفَّارِ» [17] بود ، گردنكشان را تنها بر جاى خودشان مى نشاندْ و هرگز در نبرد ، فرمانى نظير آنچه كفّار در قطعه قطعه كردن بدن حمزه انجام دادند ، صادر نفرمود . پيروان راستين پيامبر صلى الله عليه و آله نيز به همه آفريده هاى خدا ، عشق مى ورزند و مهر و محبّت در جودشان ، متبلور است و آزارِ هيچ موجودى در نزدشان خوشايند نيست . در مكتبِ اهل بيت عليهم السلام ، آزار حيوان نيز پسنديده نيست و هر كه حيوانى را بيازارد ، دوزخى خواهد بود .

از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود :

إنَّ إمرَأةً عُذِّبَت فى هِرَّةٍ رَبَطَتْها حَتّى ماتَتْ عَطَشا . [18] زنى ، به سبب آن كه گربه اى را بسته بود تا از تشنگى بميرد ، به عذاب ، گرفتار آمد .

آرى ! زائر ، در هر بار تشّرف به محضر امام معصوم ، بايد مهربان تر از گذشته باز گردد ؛ زيرا به قرارگاه رحمت حق ، پناه آورده است و براى خود ، توشه اى گران بها گِرد آورده است .


[۱] «المعدن : مكان كلّ شى ءٍ يكون فيه أصله و مبدؤه» (لسان العرب ، ج 13 ، ص 279) .

[۲] «الرحمة : المغفرة» (لسان العرب ، ج 12 ، ص 230) . «و فى بنى آدم عند العرب : رقّة القلب و عطفه» (همان ، ص 231) .

[۳] سوره اعراف ، آيه 156 .

[۴] مصباح المتهجّد ، ص 844 .

[۵] الكافى ، ج 1 ، ص 114 ، ح 1 .

[۶] سوره اعراف ، آيه 56 .

[۷] سوره احزاب ، آيه 43 .

[۸] سوره توبه ، آيه 117 .

[۹] سوره انبيا ، آيه 107 .

[۱۰] سوره تكوير ، آيه 20 .

[۱۱] ر . ك : بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 306 .

[۱۲] سوره توبه ، آيه 128 .

[۱۳] الكافى ، ج 8 ، ص 80 ، ح 35 .

[۱۴] همان ، ج 5 ، ص 5 ، ح 6 ؛ نهج البلاغة ، خطبه 27 .

[۱۵] نهج البلاغة ، نامه 53 .

[۱۶] كنز العمّال ، ج 3 ، ص 163 ، ح 5971 .

[۱۷] سوره فتح ، آيه 29 .

[۱۸] مكارم الأخلاق ، ج 1 ، ص 280 ، ح 864 .

  • و معدن الرحمه (دانلود)

  • و معدن الرحمه (دانلود)