تاريخ: پنج شنبه 1394/11/1

016 ـ و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب العالمین و رحمة الله و برکاته

وَ سُلالَةَ النَّبيِّينَ وَ صَفْوَةَ الْمُرسَلِينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ رَحْمَةُ اللّهُ وَ بَرَكَاتُهُ . [۱]

و چكيده پيامبران و گُزيده فرستاده شدگان و خاندان برگزيده پروردگار جهانيان كه رحمت خدا و بركاتش [بر شما باد] !

توضيح واژه ها

سُلالَة : آنچه از چيزى بيرون كشيده مى شود ، خلاصه ، برگزيده ، عُصاره ، فرزند ، نسل . [۲]

النَّبِيِّين : پيامبران ، انبيا . [۳]

صَفْوَة : نُخبه ، زُبده ، بهترين ، برگزيده ترين . [۴]

المُرسَلين : فرستاده شدگان ، رسولان . [۵]

عِتْرَة : خانواده ، خاندان . [۶]

خِيَرَة : بهترين ، منتخب ، برگزيده ، گلچين . [۷]

شرح

واژه «سُلالة» ، چنان كه آمد ، يعنى چيزى كه از چيز ديگرى گرفته شود و بر همين اساس ، در بازگردانِ فارسى آن ، از واژه هاى «عُصاره» و «خلاصه» و «گُزيده» ، بهره مى جويند . براى نمونه ، در ترجمه آيه «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْاءِنسَـنَ مِن سُلَــلَةٍ مِّن طِينٍ» [۸] مى گوييم : «و ما انسان را از عُصاره گِل آفريديم» .

برخى سُلاله را به معناى «نسل» مى دانند و اين مفهوم ، با معناى اصلى سُلاله ، تناسب دارد ؛ زيرا نسل ، فرزندانى هستند كه از پدران به جاى مانده اند و به ديگر سخن ، عصاره پدران خويش اند .

چكيده و خلاصه هر شى ء را «صَفْوة» مى گويند و از همين رو ، واژه هاى «صفوة» و «سُلالة» ، به گونه اى با يكديگر مترادف اند .

خلاصه پيامبران عليهم السلام

در توصيف امامان به عُصاره رسولان و پيامبران ، دو پرسش وجود دارد : نخست آن كه : چگونه امامان ، عصاره و چكيده پيامبران هستند ؟ و ديگر آن كه حكمت كاربرد دو واژه نبى و مُرسَل چيست ؟

در پاسخ نخستين سؤال ، مى گوييم : امام ، عُصاره تمامى خصوصيات جسمى پيامبران ، نظير : طهارت ، پاكى و استعدادهاى فوق بشرى انبياى پيشين است . اگر چه امام ، خلاصه تمامى ويژگى هاى جسمى و معنوى پيامبران پيشين است ؛ امّا از آن جا كه در عبارت ديگرى ، امامان ، ميراثدار پيامبران [۹] معرّفى شده اند و مهم ترين ميراث رسولان ، علم و معنويت آنان است ، «سُلالةُ النَّبيّين» و «صَفْوَةُ الْمُرسَلين» ، به عُصاره برترى هاى جسمى پيامبران ، تفسير مى شوند .

تفاوت «نبى» با «رسول»

واژه هاى «النَّبيّين» و «المُرسَلين» ، معرّف دو گروه از پيامبران الهى هستند . نبى ، كسى است كه به عالم غيب ، اتّصال دارد و از خداوند ، خبر مى دهد و چنانچه وظيفه رساندن وحى الهى به مردم نيز به او واگذار گردد ، به مقام رسالت رسيده و او را «رسول» مى نامند . بنا بر اين ، پيامبرِ مُرسَل ، نبى اى است كه مُرشد ، مربّى و رهبر ديگران است و پيامبرِ غير مُرسل ، نبى اى است كه تنها وظيفه خويش را از منبع وحى ، دريافت مى كند و نمى تواند مربّى ديگران باشد .

پيامبران مُرسل نيز بر دو گونه اند : آنانى كه كتاب و شريعت خاصّى دارند و به اولو العزم ، نام بُردارند ؛ و گونه ديگر ، پيامبرانى هستند كه با وحى ، ارتباط دارند ؛ ولى شريعت و كتاب پيامبرِ اولو العزمى را تبليغ مى كنند .

خلاصه همه خوبى ها

امام ، در باور شيعى ، عُصاره تمام پيامبران مُرسل و غير مُرسل است و همه نيكى هاى انبيا را فراهم آورده است و به ديگر سخن ، امام معصوم ، خلاصه خوبى هاست . در روايت است كه بقيّة اللّه عليه السلام ، آخرين حجّت خدا ، به هنگام ظهور ، در كنار كعبه ، خطاب به مردم ، چنين مى گويد :

مَعاشِرَ الخَلائِقِ! ألا مَن أرادَ أن يَنظُرَ إلى إبراهيمَ وَ إسماعِيلَ فها أنَا إبراهيمُ ، وَ مَن أرادَ أن يَنظُرَ إلى مُوسى وَ يُوشِعَ فها أنا مُوسى ، وَ مَنْ أرادَ أن يَنظُرَ إلى عيسى وَ شَمعُونَ فها أنا عيسى ، وَ مَنْ أرادَ أنْ يَنظُرَ إلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وَ أميرِ المُؤمِنينَ فها أنا مُحَمَّدٌ ، وَ مَنْ أرادَ أن يَنظُرَ إلَى الأئِمَّةِ مِن وُلدِ الحُسَينِ فها أنا هُم واحِدا بَعدَ واحِدٍ فها أنا هُم فَليَنظُر إلَىَّ . [۱۰] هان ، گروه مردمان ! آن كه مى خواهد به ابراهيم و اسماعيل عليهماالسلام بنگرد ، بداند كه من ، ابراهيم هستم ؛ و آن كه مى خواهد به موسى و يوشع عليهماالسلام نگاه كند ، بداند كه من ، موسى هستم ؛ و هر كه مى خواهد به عيسى و شمعون عليهماالسلام بنگرد ، بداند كه من عيسى هستم ؛ و هر كه مى خواهد به محمّد صلى الله عليه و آله و امير مؤمنان عليه السلام نظر افكند ، بداند كه من ، محمّد هستم ؛ و هر كه مى خواهد به امامان از فرزندان حسين عليه السلام بنگرد ، بداند كه من ، يكىْ يكىِ آنان هستم . پس به من بنگرد . امام عليه السلام با شمارش يكايكِ پيامبران و امامان عليهم السلام ، خود را عُصاره فضائل همه آنان ، معرّفى مى كند . در ادامه اين روايت ، آمده است كه امام عليه السلام ، سپس به خواندن كتاب هاى پيامبران پيشين مى پردازد ، به گونه اى كه شگفتى همگان را برمى انگيزانَد .

در حديث ديگرى ـ كه در منابع كهن ما آمده است و نسبت به روايت قبل ، از اعتبار بيشترى برخوردار است ـ ، امام مهدى عليه السلام در كنار كعبه ، نماز مى خواند و سپس مى فرمايد :

يا أيُّها النّاسُ ! إنّا نَستَنصِرُ اللّهَ عَلى مَن ظَلَمَنا ، وَ سَلَبَ حَقَّنا ، مَن يُحاجُّنا فِى اللّهِ فَأنا أولى بِاللّهِ وَ مَن يُحاجُّنا فى آدَمَ عليه السلام فَأنا أولَى النّاسِ بِآدَمَ ، وَ مَن حاجَّنا فى نُوح عليه السلام فَأنا أولَى النّاسِ بِنُوح ، وَ مَن حاجَّنا فِى إبراهِيمَ عليه السلام فَأنا أولَى النّاسِ بِابراهِيمَ ، وَ مَن حاجَّنا بِمُحَمَّدٍ فَأنا أولَى النّاسِ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، وَ مَن حاجَّنا فِي النَّبِيِّينَ فَنَحنُ اُولَى النّاسِ بِالنَّبِيينَ ، وَ مَن حاجَّنا فِى كِتابِ اللّهِ فَنَحنُ أولَى النّاسِ بِكِتابِ اللّهِ . [۱۱] اى مردم ! ما خداوند را در برابر كسانى كه به ما ستم كردند و حقّ ما را رُبودند ، به يارى مى طلبيم . هر كس در باره خدا با ما گفتگو كند ، من شايسته ترينِ افراد نسبت به خداوند هستم ؛ و هر كس در باره آدم عليه السلام با ما گفتگو نمايد ، من نزديك ترينِ مردم به آدم هستم ؛ و هر كس در باره نوح عليه السلام با ما گفتگو كند ، من نزديك ترين افراد به نوح هستم ؛ و هر كس در باره ابراهيم عليه السلام با ما گفتگو كند ؛ من نزديك ترين افراد به ابراهيم هستم ؛ و هر كس در باره محمّد صلى الله عليه و آله با ما گفتگو كند ، من نزديك ترين كسان به محمّد صلى الله عليه و آله هستم ؛ و هر كس در باره پيامبران با ما گفتگو كند ، ما نزديك ترين مردم نسبت به پيامبران هستيم ؛ و هر كس در باره كتاب خدا با ما گفتگو كند ، ما نزديك ترينِ مردم به كتاب خدا هستيم .

عترتِ برگزيده پروردگار جهانيان

در نخستين جمله اين قسمت از زيارت ، امامان عليهم السلام «سُلالَة النَّبيين» معرّفى مى شوند كه به معناى نسل و دودمان پيامبران است و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز در زمره پيامبران الهى است ؛ امّا با خطاب ديگرى ، همان مفهوم ، تكرار مى شود ؛ زيرا عترت ، معنايى شناخته شده است كه به نزديكانِ ويژه ، [۱۲] اطلاق مى گردد و از سويى ، با تعبير زيباى «خَيْرَةَ رَبِّ العالَمين ؛ برگزيده پروردگار جهانيان» ، عظمت مقام پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را مى نمايانَد ؛ يعنى آنان ، نزديك ترين كسانِ برگزيده پروردگارِ جهانيان هستند و چنين تكرارى ، بسيار لطيف است كه «سُلاله» ، در آغاز اين عبارت و «عترت» ، در فرجام آن آمده است . [۱۳]

 


 

[۱] عبارت «ورحمة اللّه وبركاته» عطف بر «السلام عليكم» است كه در آغاز دعا به كار رفته است .

[۲] «السليل ، الولد و سُلالة الشَّى ء : ما استلّ منه» (الصحاح ، ج ۵ ، ص ۱۷۳۱) .

[۳] «جمع النَّبى : هو الَّذى أنبأ عن اللّه » (لسان العرب ، ج ۱۵ ، ص ۳۰۲) .

[۴] «الصّاد و الفاء و الحرف المُعتل : أصل واحد يدلّ على خلوص من كلّ شوب» (معجم مقاييس اللغة ، ج ۳ ، ص ۲۹۲) . «الصّفوة ، بالكسر : خيار الشَى ء و خلاصته و ما صفا منه» (النهاية ، ج ۳ ، ص ۴۰) .

[۵] «أرسلتَ فلانا فى رسالة ، فهو مرسَلٌ و رسول» (لسان العرب ، ج ۱۱ ، ص ۲۸۴) .

[۶] «عترة الرَّجل : أخصّ أقاربه» (النهاية ، ج ۳ ، ص ۱۷۷) . «عترة فلان : أى منصبه ، و أيضا : أقرباؤه» (معجم مقاييس اللّغة ، ج ۴ ، ص ۲۱۷) . «عترة الرَّجل : أولياؤه» (مجمع البحرين ، ج ۲ ، ص ۱۱۶۱) .

[۷] «الخِيَرَة : مصدر إسم الاختيار» (العين ، ج ۴ ، ص ۳۰۲) .

[۸] سوره مؤمنون : آيه ۱۲ .

[۹] ر . ك : ص ۱۷۵ : «و ورثة الأنبياء» .

[۱۰] الهداية الكبرى ، ص ۳۹۷ . اين روايت ، از جهت سند ، معتبر نيست ؛ امّا مضمون آن هماهنگ با روايات معتبر است .

[۱۱] تفسير العيّاشى ، ج ۱ ، ص ۶۵ ، ح ۱۱۷ ؛ بحار الأنوار ، ج ۵۲ ، ص ۲۲۳ ، ح ۸۷ .

[۱۲] النهاية ، ج ۳ ، ص ۱۷۷ : «أخصّ أقاربه» .

[۱۳] براى آشنايى بيشتر با ويژگى هاى اهل بيت عليهم السلام ، ر . ك : اهل بيت عليهم السلام در قرآن و حديث ، ج ۱ ، ص ۲۳۰ «لا يقاس بهم أحد» .

  • و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب الع (دانلود)

  • و سلالة النبیین و صفوة المرسلین و عترة خیرة رب الع (دانلود)