تاريخ: یکشنبه 1394/11/4

023 ـ و المثل الاعلی

وَ المثل الأعْلى .

و نمونه برتر ...

توضيح واژه ها

المَثَل : نمونه ، الگو ، سخن ، صفت ، حجّت ، برهان .[۱]

الأعْلى : برتر ، بلندتر ، بزرگ تر .[۲]

شرح

واژه «المثل» را در اين عبارت ، مى توان «المَثَل» و يا «المُثُل» خواند ؛ زيرا مُثُل ، جمع «مَثَل» است و با اين بخش «زيارت جامعه» ـ كه همه صفات به صيغه جمع آمده است ـ ، سازگارى دارد ؛ امّا نمى توان آن را پذيرفت ؛ زيرا در اين صورت ، «العُلْيا» بايد ، صفتِ «المُثُل» مى شد ؛ ولى در متن موجود ، «الأعْلى» ، صفت آن است كه از نظر نحوى ، تطابق صفت و موصوف با «المَثَل» ، محقّق مى شود . از سويى ، «المَثَل الأعْلى» ، تلميح زيبايى به آيه «وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى»[۳]دارد و به اين اعتبار ، تمام امامان عليهم السلام ، ذات مقدّس واحدى هستند كه مَثَل اعلاى حقّ اند و بنا بر همين قاعده ، «كَهْفِ الوَرى» و «الدَّعْوَة الحُسْنى» ـ كه آن دو نيز مفرد هستند ـ تمام پيشوايان معصوم عليهم السلام را در برمى گيرند .

تبيين مثل اَعلا

قرآن كريم ، مَثَل اَعلا را براى خداوند ، ثابت مى داند :

«وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى . و صفتِ والا [و برتر ] براى خداست » .

در حالى كه مِثل و مانند را از پروردگار ، نفى مى كند و همانندى را براى خداوند ، نمى پذيرد :

«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ ءٌ .[۴]چيزى همانند او نيست» .

بنا بر اين ، خداوند ، مِثل ندارد ؛ امّا مَثَل دارد . واژه شناسان ، مَثَل را به معناى صفت ، نمونه و حجّت مى دانند و برخى مفسّران معتقدند كه معناى اصلى «مَثَل» ، صفت است و مَثَل هاى معروف نيز از آن رو مَثَل ناميده مى شوند كه در زبان هاى مختلف ، صفتى مشهور مى گردد و در هر جاى مناسب و مشابهى به كار مى رود .[۵]

بدين سان ، مَثَل اَعلا در آيه «وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى» ، به صفات كمالى خداوند ، مانند : حيات ، علم ، قدرت ، عزّت و عظمت ، اشاره مى كند كه در ميان بندگان ، به گونه اى ناقص وجود دارد ؛ ولى در بالاترين مرتبه و به گونه اى كامل و انحصارى براى خداوند ، ثابت است .[۶]

براى نمونه ، كسى كه به صفتِ علم مزيّن مى شود ، عالِم ناميده مى شود ؛ ولى دانش او در برابر مجهولاتش ، بسيار اندك است . بسيارى از علوم امروزى ، در گذشته مجهول بوده است و همين سيرِ كشف مجهولات ، نشان مى دهد كه دانش بشر ، ناقص است و به سوى كمال حركت مى كند ؛ امّا علمِ خداوند ، بى نهايت است و براى آن ، حدّ و مرزى نيست و در دانش بى نهايت او ، جَهل ، راه ندارد . بنا بر اين ، اگر چه هر دانشمندى عالم است ؛ ولى صفتِ برتر علم ، از آنِ خداست .

خداوند ، براى آن كه صفات خود را در روى زمين نشان دهد ، از بندگانش مى خواهد كه مطيعِ او باشند . طبق نقلى ، در حديث قدسى آمده است :

عَبدى ! أطِعنى أَجعَلكَ مَثَلى .[۷]بنده من ! مرا فرمان ببر تا تو را همانند خود ، قرار دهم .

از همين روايت ، مى توان رابطه «مَثَل اَعلا» با اهل بيت عليهم السلام را دريافت ؛ زيرا امام ، مطيع ترين انسان ها در برابر خداوند است و خدا نيز او را «مَثَل» خود در روى زمين قرار داده تا نمايانگر دانش ، عزّت ، عظمت و ساير اوصاف الهى در روى زمين باشد .

توضيح مَثَل خدا

بايد دانست كه آفريدگار ، كمالِ انسان را مى نماياند و هموست كه مسير تكامل را در فرمانبرى از خود ، قرار داده است و هر اندازه كه فرامين خدا ، اطاعت گردد و نواهى او ترك شود ، افق تكامل ، نمايان تر خواهد شد و مقام خليفة اللّهى ـ كه همان جانشينى خداست ـ ، در فراسوى افق معهود ، مشهود است و بدين سان ، آدمى ، مظهر اسما و صفات حق مى گردد و خداگونه عمل مى كند و اين ، مقامى است كه حق به او مى بخشد . بنا به نقلى ، در حديثى قدسى آمده :

يَابنَ آدَمَ ! أنا حَىٌّ لا أَموتُ ، أطِعنى فيما أمَرتُكَ أَجعَلكَ حَيّا لا تَموتُ . يابنَ آدَم ! أنا أقولُ لِلشَّى ءِ: كُن ، فَيكونُ . أطِعنى فيما أمَرْتُكَ أجعَلكَ تَقُولُ لِلشَّى ءِ: كُن فَيَكُونُ.[۸]اى فرزند آدم ! من ، زنده اى هستم كه نمى ميرم . از فرمان هاى من اطاعت كن تا تو را زنده اى قرار دهم كه [هرگز] نميرى .

اى فرزند آدم ! من به هر چه بگويم : «هست شو! » ، هست مى شود . از فرمان هاى من اطاعت كن تا تو را چنان قرار دهم كه به هر چه بگويى : «هست شو ! » ، هست شود .

ثمره اطاعت هميشگى از خدا ، فانى شدن اراده انسان در اراده الهى است و آدمى ، وقتى حقيقتِ بندگى را به جاى آورد ، اراده اى جز اراده خدا ندارد و همانى را مى خواهد كه خدا بخواهد و گوش و چشم و زبان او ، همگى گوش و چشم و زبان الهى را تجلّى مى بخشد و اين مقام ، رهاورد اوج تقرّب به خداست كه در حديثى استوارْسند ، مشهور به «حديث قُرب نوافل» از پيامبر رحمت ، چنين آمده است كه خداى سبحان فرمود :

ما تَقَرَّبَ إلىَّ عَبدٌ بِشَى ءٍ أحَبُّ إلَىَّ مِمَّا افتَرَضتُ عَلَيهِ وَ إنَّه لَيَتَقرَّبُ إلَىَّ بِالنّافِلَةِ حتّى اُحِبَّهُ فَإذا أحبَبتُهُ كُنتُ سَمعَهُ الّذى يَسمَعُ بِهِ ، وَ بَصَرَه الَّذى يُبصِرُ بِهِ ، وَ لِسانَهُ الَّذى يَنطِقُ بِهِ ، وَ يَدَهُ الَّتى يَبطِشُ بها ، إن دَعانى أجَبتُهُ وَ إن سَأَلَنى أعطَيتُهُ .[۹]هيچ بنده اى با وسيله اى كه نزد من محبوب تر از آنچه بر او واجب كرده ام ، باشد ، به من نزديك نشد . همانا او با مستحبّات به من نزديك مى شود ، تا آن جا كه او را دوست بدارم ، و چون دوستش بدارم ، گوش او ، مى شوم كه با آن بشنود و چشم او مى شوم كه با آن ببيند و زبان او مى شوم كه با آن سخن بگويد و دست او مى شوم كه با آن ضربه بزند . اگر مرا بخواند ، پاسخش را مى دهم و اگر از من خواهشى كند ، به او مى دهم .

حديث قرب نوافل ، نه تنها مَثَل خدا را بر روى زمين معرّفى مى كند ، بلكه نمونه خدا شدن را ممكن هم مى داند ؛ يعنى :

رسد آدمى به جايى كه بجز خدا نبيند

بنگر كه تا چه حدّ است مقام آدميّت .

و چنين انسانى به ميزان مجاهدت خود ، مظهر اسما و صفات الهى مى شود و اراده او ، همان مشيّت الهى خواهد بود و خداگونه ، عمل مى كند . اين همه ، ويژگى مَثَل خداست ، نه مَثَل اعلاى او كه شرحش خواهد آمد .

برترين مَثَل

مَثَل اعلاى الهى و برترين مَثَل او ، كسانى اند كه مظهر تامّ اسما و صفات الهى هستند و عبارت اند از : پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت او ، چنان كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود :

نَحنُ كَلِمَةُ التَّقوى وَ سَبِيلُ الهُدى وَ المَثَلُ الأعلى .[۱۰]ما [ خاندان ] ، كلمه تقوا ، راه هدايت و نمونه برتر هستيم .

در سخنى ديگر ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به امام على عليه السلام فرموده است :

أنتَ حُجَّةُ اللّهِ ، وَ أنتَ بابُ اللّهِ ، وَ أنتَ الطَّرِيقُ إلَى اللّهِ ، وَ أنتَ النَّبَأُ العَظِيمُ ، وَ أنتَ الصِّراطُ المُستَقِيمُ ، وَ أنتَ المَثَلُ الأعْلى .[۱۱]تو ، حجّت خدايى . تو ، درِ [به سوى ] خدايى . تو ، تنها راه رسيدن به خدايى . تو ، خبر بزرگ هستى . تو ، راه راستى . تو ، نمونه برترى .

آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله بيان كرده ، ترجمانى از آيه شريف «وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى»[۱۲]است و در حقيقت ، على عليه السلام به عنوان والاترين خليفه الهى معرّفى شده است و امامان عليهم السلام ـ كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را جانشين خود مى داند ـ ، نيز چنين اند .

بنا بر اين ، آنچه در «زيارت جامعه» آمده ، بيان همان آيه شريفى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را تبيين فرموده و پيشوايان معصوم را به عنوان برترين نمونه و والاترين مَثَل الهى شناسانده است . در اين ويژگى ، براى آنان ، شريكى نيست . البته راهِ مَثَل اعلا شدن ، براى همگان گشوده است تا هر كس بتواند ، به آنان نزديك تر شود و بهره بيشترى ببرد . امير مؤمنان عليه السلام ، فرموده است :

إنَّكُم لا تَقدِرونَ عَلى ذلِكَ وَ لكِن أعِينونى بِوَرَعٍ وَ اجْتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدادٍ .[۱۳]شما نمى توانيد چنين باشيد ؛ امّا مرا در پارسايى و كوشش و پاك دامنى و درستكارى ، يارى دهيد.


[۱]«مَثَل الشَّى ء : صفته ؛ الشَّى ء الّذى يُضْرَبُ لشى ءٍ مَثلاً» (لسان العرب ، ج ۱۱ ، ص ۶۱۱) .

[۲]«علا : عُلوّ كلّ شى ءٍ : أرفعه ...» (لسان العرب ، ج ۱۵ ، ص ۸۳) .

[۳]سوره نحل ، آيه ۶۰ .

[۴]سوره شورا ، آيه ۱۱ .

[۵]ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن ، ج ۱۲ ، ص ۲۷۷ .

[۶]همان ، ص ۲۷۹ .

[۷]الجواهر السنيّة ، ص ۳۶۱ .

[۸]إرشاد القلوب ، ص ۷۵ .

[۹]الكافى ، ج ۲ ، ص ۳۵۲ ، ح ۷ .

[۱۰]الخصال ، ص ۴۳۲ ، ح ۱۴ .

[۱۱]عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ۲ ، ص ۶ ، ح ۱۳ .

[۱۲]سوره نحل ، آيه ۶۰ .

[۱۳]نهج البلاغة ، نامه ۴۵ .

  • و المثل الاعلی (دانلود)

  • و المثل الاعلی (دانلود)