تاريخ: یکشنبه 1394/11/4

027 ـ و مساکن برکة الله

وَ مَساكنِ بَرِكَةِ اللّه .

و قرارگاه هاى بركت خداوند ...

توضيح واژه ها

مَسَاكِن : جمع «مَسكن» ، به معناى منزل ، قرارگاه ، خانه . [1]

بَركَة : رشد ، افزايش ، فزونى . [2]

شرح

واژه «بركت» ، در لغت به معناى تداوم ، رشد و گسترشِ خير است [3] و به عبارتى رساتر ، بركت ، يعنى سود بسيار و پايدار ، و دعا براى بركت ، به معناى درخواست نعمت بيشتر و پايدار است . يكى از ويژگى هاى اهل بيت عليهم السلام ، «مَسَاكِنِ بَرَكَةِ اللّه » است ؛ يعنى منزلگاهى هستند كه بركات خداوند ، در آنها جاى دارد .

مبدأ همه بركات

سرآغاز همه خوبى ها و بركات در نظام آفرينش ، خداوند است و همه آفريده ها ، به اندازه ظرفيّت و شايستگى خود ، از بركات الهى برخوردارند :

«قُلِ اللَّهُمَّ مَــلِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ ءٍ قَدِيرٌ . [4] بگو : بار خدايا ! اى فرمان فرماى هستى! هر كه را بخواهى ، فرمان روايى مى بخشى و از هر كه بخواهى ، فرمان روايى را باز مى سِتانى ، و هر كه را بخواهى ، عزّت مى بخشى ، و هر كه را بخواهى ، خوار مى سازى . [سر رشته] خير ، به دست توست . همانا تو بر هر كارى ، توانايى» .

در ميراث دعايى ما ، خداوند ، پديدآورنده بركت هاست و برخى اوصاف او ، چنين است : «يا مُنزِل البَركات ؛ [5] اى فرو فرستنده بركت ها !» و «يا جاعِل البَرَكات ؛ [6] اى پديد آرنده بركت ها !» و «يا مُخْرِجَ البَرَكاتِ مِنْ مِعادِنِها ؛ [7] اى برآورنده بركت ها از سرچشمه هايش !» و... .

مظهر بركات الهى

خداوند ، براى بهره مند شدنِ انسان ها از بركت هاى بى شمارش ، مظاهر گوناگونى را فراهم آورده تا آدمى به وسيله آنها ، زندگى اش را سودمند و پايدار نمايد . موارد ياد شده ، برخى از اين مظاهرند :

۱ . پيامبران عليهم السلام

پيامبرانِ الهى ، كامل ترين مظاهر بركات الهى هستند و از اين رو ، خداوند ، عيسى عليه السلام را از زبان خودش ، «مبارك» معرّفى مى نمايد :

«وَ جَعَلَنِى مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ . [8] و مرا ، هر جا كه باشم ، مبارك قرار داد» .

از پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله نيز در تفسير اين آيه نقل شده كه فرمود : «مرا به هر طرف كه روى آورم ، بسيار سودبخش ، قرارداد» . [9]

و بر اساس نقل ديگرى ، پيامبر صلى الله عليه و آله در معرّفى خود فرموده است :

جُعِلَ فىَّ النُبوَّةُ وَ البَركَةُ . [10] در من ، پيامبرى و بركت ، نهاده شده است .

۲ . اهل بيت عليهم السلام

اهل بيت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز پس از ايشان ، كامل ترين مظاهر بركات خدايند و براى همين ، آنان را به عنوان «مَساكِنُ بَرَكَة اللّه ؛ قرارگاه هاى بركت خداوند» مى شناسيم . خداوند ، بركت هاى خود را به واسطه پيشوايان معصوم ، به سوى آفريدگانش سرازير مى كند . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در وصف اهل بيتش و بركت هاى آنان ، طبق نقلى فرمود :

بِهِم يَعْمُرُ بِلادَهُ ، وَ بِهِم يَرزُقُ عِبادَهُ ، وَ بِهِم نَزَّلَ القَطرَ مِنَ السَّماءِ ، وَ بِهِمْ يُخْرِجُ بَرَكاتِ الأرضِ . [11] به سبب آنان ، خداوند ، سرزمين هاى خود را آباد مى كند و به خاطر آنان ، خداوند ، بندگان خود را روزى مى دهد و به سبب آنان ، خداوند از آسمان ، باران مى فرستد و بركت هاى زمين را مى رويانَد .

بنا بر اعتقاد شيعه ، هر يك از امامان عليهم السلام در زمان خود ، پُر بركت ترين موجود روى زمين هستند و هيچ كس پُر سودتر از ايشان نيست . مُفضّل بن عمر ـ راوى مشهورِ امام صادق عليه السلام ـ در اين باره مى گويد : امام صادق عليه السلام از فرزندش موسى بن جعفر عليهماالسلام ـ آن هنگام كه نوجوان بود ـ ياد كرد و فرمود :

هذا المَوْلودُ الَّذى لم يُولَد مَولُودٌ أعظَمَ بَرَكَةً على شِيعَتِنا مِنهُ . [12] اين ، مولودى است كه در خاندان ما ، فرزندى با بركت تر از او براى شيعيان ما ، به دنيا نيامده است .

مانند همين سخن ، از امام رضا عليه السلام در باره فرزندش امام جواد عليه السلام ـ كه خُردسال بود ـ ، نقل شده است كه فرمود :

هذا المَولودُ الَّذى لَم يُولَد مَولُودٌ اَعظَمَ بَرَكَةً عَلى شيعَتِنا مِنْهُ! اين ، مولودى است كه فرزندى با بركت تر از او براى شيعيان ما به دنيا نيامده است . [13]

مجموعه اين احاديث ، بيانگر بابركت بودن وجود مقدّس پيشوايان معصوم عليهم السلام است كه در هر زمانى ، بركات زمين به وجود آنان ، وابسته است .

گُلى از باغ بركتِ امام

اگر چه همه هستى ، مرهون وجود امام معصوم است ؛ امّا گاهى برخى پاكْ سيرتان ، واسطه بركتِ امام مى شوند . مرحوم شيخ حبيب اللّه گلپايگانى ، از عالمانِ دورانِ معاصر بود كه در مشهد مقدّس مى زيست و دستِ شفابخش او در ميان مردم ، مشهور بود . [14] يكى از مراجع كنونى تقليد كه با آن مرحوم ارتباط داشته ، ماجراىِ دست بابركتِ او را به نقل از آن مرد الهى براى نگارنده چنين بازگو فرمود : «در حدود چهل سال ، هر روز صبح ، نخستين زائر حرمِ ثامن الأئمه امام رضا عليه السلام بودم و نماز شبم را پشتِ درِ صحن مى خواندم [15] تا اين كه بيمار شدم و مرا در بيمارستان امام رضا عليه السلام بسترى كردند . شرايط بيمارستان و بى حجابى پرستارها ، مرا مى آزرد . بسيار متأثّر شدم و با همان حال ، به گنبد مطهّرِ امام رضا عليه السلام رو كردم و گفتم : آقا ! من چهل سال ، نخستين زائر تو بودم و الآن ، اين وضعيت ، برايم غير قابل تحمّل است . آقاجان ! نمى خواهى عنايتى كنى؟

با گفتن اين جمله ، صحنه تغيير كرد و خودم را در باغى پُر گل ديدم كه امام رضا عليه السلام بر روى تختى نشسته بود . ايشان ، يكى از گل ها را چيد و به دست من داد . تا گل به دستم رسيد ، خود را در بيمارستان يافتم ؛ ولى حالم كاملاً خوب شده بود . از بيمارستان ، مرخّص شدم . از آن روز ، دستى را كه به گلِ اهدايى امام رضا عليه السلام خورده ، به هر بيمارى مى زنم ، حالش خوب مى شود» . [16]

بركت امام رضا عليه السلام ، آن چنان گسترده است كه حتّى اثر برخورد گُلِ اهدايى او به دست شخصى هم ، صدها بيمار را شفا مى دهد . آرى! بايد گفت : هر چه ارتباط انسان با «مساكن بركةِ اللّه » بيشتر شود ، خير و بركت ، در زندگى نيز بيشتر خواهد شد . گفتنى است كه شمارى از دوستان نزديك اين جانب ، شفابخشى دستِ آن بزرگوار را در مورد خود ، تجربه كرده اند .


[۱] . «المسكن : المنزل» (لسان العرب ، ج 13 ، ص 212) .

[۲] . «البركة : النّماء و الزيادة» (لسان العرب ، ج 10 ، ص 395) .

[۳] . ر . ك : خير و بركت از نگاه قرآن و حديث ، ص 339 .

[۴] . سوره آل عمران ، آيه 26 .

[۵] . مهج الدعوات ، ص 120 .

[۶] . البلد الأمين ، ص 361 .

[۷] . العدد القوية ، ص 75 .

[۸] . سوره مريم ، آيه 31.

[۹] حلية الأولياء ، ج 3 ، ص 25 .

[۱۰] . معانى الأخبار ، ص 56 ، ح 4 .

[۱۱] . كمال الدين ، ص 260 ، ح 5 .

[۱۲] . الكافى ، ج 1 ، ص 309 ، ح 8 .

[۱۳] ر . ك : همان ، ص 321 ، ح 9 .

[۱۴] مرحوم ميرزا حبيب اللّه گلپايگانى ، در سال 1297 ق ، در گلپايگان متولّد شد و در جوانى براى ادامه تحصيل ، با پاى پياده به مشهد مقدّس مشرّف شد و در همان جا به تدريس و تعليم ، همّت گمارد . وى در سال 1343 ش ، ديده از جهان ، فرو بست (گنجينه دانشمندان ، ج 7 ، ص 513) .

[۱۵] . اين خاطره ، مربوط به سال هاى پيش از انقلاب اسلامى است و در آن سال ها ، شب ها درِ حرم مطهّر را مى بستند و اندكى بيش از اذان صبح ، مى گشودند .

[۱۶] . مرحوم شيخ حبيب اللّه گلپايگانى ، اثرِ دستِ بابركتش را در روزهاى آغازين پس از اين ماجرا ، بسيار بيشتر از روزهاى پايانى عمر خويش مى دانست و معتقد بود كه در آغاز ، به محضِ تماس با بيمار ، حال او بهبود مى يافت ؛ ولى گذر زمان و دستِ زدن به بدن بيمارانى كه اهل معصيت بودند، از بركتِ آن كاسته بود و اثرِ اوّليه را نداشت .

  • و مساکن برکة الله (دانلود)

  • و مساکن برکة الله (دانلود)