قرآن گواه اعجاز خود

پرسش :

قرآن چگونه گواهی به معجزه بودن خود داده است؟



پاسخ :

قرآن خود را آيت روشن و معجزه بيّن پيامبر خاتم مى شمارد:

(وَقَالُواْ لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْهِ ءَايَتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْأَيَتُ عِندَ اللَّهِ وَ إِنَّمَآ أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ * أَوَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّآ أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَبَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَرَحْمَةً وَ ذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ.[۱]

گفتند: چرا بر او نشانه هايى از سوى پروردگارش نازل نشده است ؟ بگو: نشانه ها در پيشگاه خداوند است ، و من قطعاً بيم دهنده آشكارم. آيا براى آنان كافى نبود كه ما بر تو كتاب را فرستاديم كه بر آنها تلاوت مى شود. همانا در اين، رحمت و پندى است براى گروهى كه ايمان مى آورند.)

اين آيه ، به صراحت دلالت دارد كه قرآن مجيد از جهت معجزه بودن، كافى و بلكه در حدّ اعلا درجه اعجاز است؛ زيرا خداوند، آن را بى نياز كننده از تمام معجزات شمرده است و «كفايت» در آيه پيش گفته ، به معناى رسيدن به مرتبه اى است كه ديگر نيازى به غير آن باقى نماند.[۲]

قرآن به اين اندازه اكتفا نكرده، از مخالفان خويش و بلكه همه مردم جهان در طول تاريخ مى خواهد كه اگر در الهى بودن آن ترديد دارند، تمام نيروى فكرى، معنوى و مادّى خود را بر روى هم گذارند و با يكديگر همكارى كنند تا مانند آن را بسازند! اين حقيقت، همان چيزى است كه متكلّمان مسلمان از آن به «تحدّى[۳](دعوت به گفت وگو، مبارزه و معارضه)» ياد مى كنند:[۴]

(أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ * فَلْيَأْتُواْ بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُواْ صَدِقِينَ.[۵]

يا مى گويند قرآن را به خدا افترا بسته؛ بلكه آنان ايمان ندارند. اگر راست مى گويند، سخنى همانند آن بياوريد).

و نيز آيات:

(أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَتٍ وَ ادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَدِقِينَ * فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَآ أُنزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ.[۶]يا مى گويند: دين (قرآن) را به دروغ ساخته است. بگو: اگر راست مى گوييد، ده سوره برساخته مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى توانيد، فرا بخوانيد. پس اگر شما را اجابت نكردند، بدانيد كه آنچه نازل شده است، به علم خداست).

(قُلْ فَأْتُواْ بِكِتَبٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَآ أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَدِقِينَ.[۷]

بگو: پس اگر راست مى گوييد، كتابى از جانب خدا بياوريد كه از اين دو هدايت كننده تر باشد تا پيروى اش كنم).

در نقلى از امام رضا عليه السلام آمده است كه خداوند - تبارك تعالى - قرآن را با همين حروفى فرو فرستاد كه همه عرب با آن سر و كار داشتند. سپس فرمود:

(قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَ الْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْءَانِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا.[۸]

بگو: اگر آدميان و پريان گرد آيند تا همانند اين قرآن را بياورند ، نتوانند مثل آن را بياورند هر چند پشتيبان هم باشند).

از آيات تحدّى نيز روشن مى شود كه قرآن، معجزه اى فكرى - فرهنگى است كه به حضور شخص پيامبر وابسته نيست؛ بلكه وجودِ هميشه پا بر جاى اين كتاب در ميان بشر ، معرّف حقانيت آن است.


[۱]عنكبوت : آيه ۵۰ - ۵۱.

[۲]مجمع البيان : ج ۸ ص ۳۵.

[۳]ر . ك : ج ۱ ص ۳۶۵ (تحدّى قرآن).

[۴]المغنى في أبواب التوحيد والعدل : ج ۱۶ ص ۲۳۶.

[۵]طور : آيه ۳۳ - ۳۴ .

[۶]هود : آيه ۱۳ - ۱۴.

[۷]قصص : آيه ۴۹.

[۸]ر . ك : ج ۱ ص ۳۶۸ ح ۲۴۴ .



پاسخگو : بخش پاسخ گویی پایگاه حدیث نت