105
مباني شناخت

اگر نادان سكوت كند ، مردم اختلاف نمى كنند.
به حقيقت ، اگر نادان در آن جا كه تخصصى ندارد ، از اظهار نظر خوددارى ورزد ، اختلافات فكرى و عقيدتى ، برچيده مى شود و انديشه ها به نقطه مشترك مى رسند .
اگر نادان در حوزه ، دانشگاه ، بازار و . . . ، سكوت كند و از اظهار نظرهاى مذهبى ، سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و . . . بپرهيزد ، و خلاصه اگر غير متخصّصان ، در مسائل عقيدتى اظهار نظر نكنند ، اختلافات از جامعه بشرى ريشه كن مى گردد .
در دوران معاصر و در طول تاريخ ، شاهد ده ها مكتب و صدها عقيده و هزاران فكر متفاوت و بلكه متضاد هستيم و شاهديم كه هر كس گروهى را اطراف خود جمع كرده است و خود را صاحب نظر و رئيس سازمان و گروه مى پندارد و ديدگاه خود را بر آنان فرض مى كند . اگر از ريشه اين اختلافات به طور اساسى جستجو كنيم ، به ريشه هايى مى رسيم كه امام على عليه السلام بدان اشاره فرمود : اظهار نظر نادانان و غير متخصّصان و تحميل ديدگاه هاى پوشالى خويش بر حقيقت و واقعيت .
اگر صاحبان انديشه مصمم شوند كه رأيى را تا قطعى نشده ، ابراز نكنند و فرضيّه هاى اثبات نشده را به عنوان ديدگاه هاى علمى عرضه ندارند ، اختلاف به صورت ريشه اى از جامعه بشرى بركَنده مى شود و انديشه ها در زمينه حقايق هستى ، به نقطه هاى مشترك مى رسند ؛ چرا كه حق ، يكى بيش نيست و نمى تواند بيشتر از يكى باشد .
از سوى ديگر ، در ميان همه ديدگاه هاى متناقض و انديشه هاى مختلف و عقايد متضاد ، يك عقيده صحيح و علمى و مطابق با واقع ، وجود دارد و ساير ديدگاه ها قطعا نادرست ، غير علمى و غير واقعى اند . پس چگونه مى شود كه


مباني شناخت
104

فناست! هر كه نحو نياموزد ، عمرش را در نادانى ، تباه كرده است . اگر بخواهى از نيمه باقى مانده عمرت بهره ببرى ، مى بايد اين دانش را بياموزى .
ناخدا قدرى انديشه كرد و پاسخ اين اديب مغرور بر او گران آمد . چيزى نگذشت كه طوفان در گرفت و دريا متلاطم شد و امواج ، دريا را فرا گرفت . كشتى به تلاطم افتاد و از اين سو به آن سو پرت مى شد و به واژگونى نزديك شده بود كه ناخدا رو به عالِم نحو كرد و ديد خود را باخته و دست از پا نمى شناشد . فرصت را براى پاسخگويى به وى غنيمت شمرد و گفت : اى استاد! آيا شنا بلدى؟ عالِم نحو پاسخ گفت : خير ، شنا نمى دانم . ناخدا گفت : تمام عمرت بر فناست! براى نجات ، چاره اى جز شناگرى نيست .
چه اندك اند عالِمانى كه به سانِ اين نحوى نمى انديشند و فريفته غرور علمى نيستند ، بويژه در مسائل اعتقادى ؛ ليكن مغروران ، خواه آنان كه هرگز به پژوهش نپرداخته اند و خواه آنان كه از دريا به قطره اى اكتفا كرده اند ، در اين كه اجتهاد را تنها از آنِ خويش مى دانند و به خود حق مى دهند تا در هر زمينه اى ولو زمينه اى كه در تخصّصشان نيست ، اظهار رأى كنند ، همگى برابرند .

بنياد اختلافات عقيدتى

يكى از ريشه هاى اساسى اختلافات عقيدتى و تضاد ميان نظريّه هاى حاكم بر جهان ، در همين اظهار نظر غير متخصّصان ، نهفته است . وقتى نادان عالِم نما اظهار نظر مى كند ، ديگر نادانان ، بدون توجّه به تخصص و به عنوان اين كه او عالم است ، از او مى پذيرند و از وى پيروى مى كنند و بدين صورت ، عقايد و نظريّه هاى متضاد شكل مى گيرد . از امام على عليه السلام سخنى در اين زمينه نقل شده است كه اگر آن را معجزه امام تلقّى كنيم ، مبالغه نكرده ايم :
لَو سَكَتَ الجاهِلُ مَا اختَلَفَ النّاسُ.۱

1.كشف الغمّة : ج ۳ ص ۱۳۹ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 424626
صفحه از 484
پرینت  ارسال به