13
مباني شناخت

در ميان مكتب هاى جهان ، نمى توان به مكتبى دست يافت كه براى باورهاى انسان ها، چنين احترام و ارزشى قائل باشد. از همين رو، در منظر اسلام، پژوهش هاى عقيدتى ، در صدر تمامى پژوهش ها قرار دارد. پس ، سزاوار است كه مراكز علمى ، دينى و دانشگاهى در تمام كشورهاى اسلامى ، پيش و بيش از هر چيز به اجراى پژوهش ها ، سخنرانى هاى علمى و ديگر امور مربوط به عقايد ، اهتمام ورزند .
در بخش هاى آينده ، به تفصيل از اهتمام اسلام به مباحث شناخت (معرفت شناسى) سخن خواهد رفت. در اين جا به صورت گذرا به داستانى تربيتى و بسيار آموزنده در اين زمينه اشاره مى كنيم .

داستانى آموزنده

شيخ صدوق (م 381 ق) از محدّثان بزرگ شيعه ، در كتاب هاى معروف خود (معانى الأخبار ، الخصال و التوحيد) از شخصى به نام قدام بن شريح بن هانى ، از پدرش ، روايت مى كند كه : در روز نبرد جَمَل ، مردى باديه نشين نزد امير مؤمنان عليه السلام آمد و گفت : اى امير مؤمنان! آيا تو مى گويى كه خدا يكى است؟
اين پرسش از نظر جنگجويان ـ كه غرق در نبرد بودند و هيچ كارى جز برنامه ريزى عمليات و طراحى نقشه هاى جنگى نداشتند ـ هيچ مناسبتى با شرايط آن روز نداشت و اگر كسى سؤالى مى كرد ، مى بايد سؤالش به جنگ مربوط مى بود. بدين جهت وقتى ديدند كه پرسش باديه نشين از مسئله اى اعتقادى است و به نبرد مربوط نيست و او مى توانست آن را در فرصتى ديگر بپرسد ، از موقعيت ناشناسى او خشمگين شدند و صدايشان از هر سو به اعتراض بلند شد .
امام على عليه السلام چون باديه نشين را در ميان حمله و اعتراض جنگجويان ديد ، با سخنى تاريخى و پندى بزرگ و آموزنده ، آن را جبران كرد و به دقّت از اهمّيت مباحث اعتقادى پرده برداشت . او چنين فرمود :
دَعوهُ ، فَإِنَّ الَّذى يُريدُهُ الأَعرابِيُّ هُوَ الَّذي نُريدُهُ مِنَ القَومِ!او را رها كنيد. به راستى آنچه باديه نشين مى طلبد ، همان است كه ما از اين گروه (جَمَليان) مى خواهيم.


مباني شناخت
12

«كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ .۱
هر كس بر حسب ساختار [عقيدتى] خود ، عمل مى كند»
.
از اين رو ، عقايد ، شخصيت درونى و حقيقت وجودى انسان را مى سازند و همين باورها او را به سمت عمل وا مى دارند و جهت را بدو مى نمايند. حال ، اگر عقيده درست و سازگار با واقعيت باشد ، راه زندگى انسان ، درست است ، و اگر عقيده نادرست و باطل باشد ، راه زندگى ، جز به تباهى نمى انجامد.
بدين جهت، اسلام، پيش از هر چيز به تصحيح باورها اهتمام دارد و حقيقتا نمى توان از مكتبى سراغ گرفت كه بيش از اسلام بر نقش و ارزش عقيده تأكيد ورزد .
در اسلام ، «عقيده» معيار سنجش تمام رفتارها حتى رفتارهاى شايسته است ؛ زيرا رفتارهاى شايسته نيز اگر از عقيده درست و به حق بر نخيزند ، ارزشمند نيستند. امام باقر عليه السلام مى فرمايد :
لا يَنفَعُ مَعَ الشَّكِّ وَ الجُحودِ عَمَلٌ.۲با ترديد و انكار ، هيچ رفتارى سودمند نيست.
معناى اين سخن ، آن است كه درستى عمل و فايده و نقش آن در تكامل و رشد انسانى ، به درستىِ عقيده انجام دهنده آن وابسته است . از اين رو ، اگر در انسانْ عقيده درست شكل نگيرد و منكِر حقيقت شود ، يا در حقيقتْ شك بورزد ، ممكن نيست رفتارى كه از چنين عقيده اى بر مى آيد ، سالم باشد و يا فايده برساند ؛ زيرا عقيده ، انگيزه عمل را مى سازد و عمل را جهتدار مى كند و اين انگيزه و جهتگيرى است كه مفهوم عمل و شايستگى و عدم شايستگى آن را تعيين مى كند .
از همين روست كه بر حسب اعتقادات اسلامى ، پس از مرگ و به هنگام ورود به جهان ديگر ، نخستين پرسش ها از انسان كه در پرونده اعمالش ثبت مى گردد، از باورهاست ، و پرسش اوّل ، آن است كه : به كدام خدا ايمان آوردى؟ به چه دينى عقيده داشتى؟ امامى كه از او پيروى كردى ، كه بود؟ ۳

1.اسرا : آيه ۸۴ .

2.الكافى : ج ۲ ص ۴۰۰ ح ۷ ، فقه الرضا عليه السلام : ص ۳۸۸ ، بحار الأنوار : ج ۷۲ ص ۱۲۴ ح ۱ .

3.ر . ك : ميزان الحكمة : باب ۳۲۱۱ (آنچه در قبر ، از آن سؤال مى شود) .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438295
صفحه از 484
پرینت  ارسال به