173
مباني شناخت

سلسله شناخت هايى را در وجود خود مى يابد كه اين شناخت ها نه حسّى است و نه عقلى؛ به اين معنا كه نه منبع حس مى تواند اين شناخت ها را توليد كند و نه منبع عقل ، مانند : علاقه به فرزند ، رحم و عطوفت ، بى رحمى و قساوت ، و . . .
هر انسانِ بالغ و سالمى در وجود خود به فرزند احساس علاقه مى كند . آيا اين احساس از راه چشم و يا گوش و يا قوه لامسه و ذائقه و شامه به او منتقل شده؟ يا از راه عقل و انديشه به اين احساس رسيده است؟
پاسخ قطعا منفى است . مِهر و عشق ، چيزى نيست كه بتوان آن را به وسيله حواسّ پنجگانه شناخت و يا از راه انديشه و تدبّر به آن رسيد ؛ بلكه نوعى تجربه درونى است كه جز شخص علاقه مند و عاشق ، كسى نمى داند كه عشق چيست .
وقتى انسان منظره جان خراشى را مى بيند ، چشم او نمى سوزد ، و نيز هيچ يك از حواس پنجگانه او احساس سوزش نمى كند ، مغز و عقل و انديشه او هم نمى سوزد ؛ ولى احساس مى كند كه دلش مى سوزد .
وقتى انسان از كسى متنفّر است ، حواس پنجگانه او احساس تنفّر نمى كند ، عقلش هم احساس تنفّر نمى كند ؛ بلكه دلش احساس تنفّر مى نمايد .
جايگاه مهر و محبت ، جايگاه كينه و نفرت ، جايگاه رحم و شفقت ، و به طور كلّى ، مركز همه شناخت هاى غير حسّى و كليّه عواطف و احساسات درونى ، «قلب» و يا دل آدمى است .

معناى قلب در مبحث شناخت

بنابر آنچه ذكر شد ، كلمه «قلب» سه معنا دارد كه در هر سه معنا نيز به كار مى رود .
معناى اول : تلمبه خانه خون؛ معناى دوم : مركز تفكر و تدبّر ؛ و معناى سوم : مركز شناخت هاى غير حسّى و غير عقلى .
در مبحث شناخت ، هر جا كه «قلب» به عنوان يكى از منابع شناخت در كنار «عقل» و «حس» مطرح مى شود ، مقصود ، معناى سوم (يعنى مركز شناخت هاى


مباني شناخت
172

سه گونه مى توان آن را تعريف و تفسير كرد .
معناى اول «قلب» ، عبارت از «تلمبه خانه خون» است . بر اساس اين معنا ، اگر بخواهيم قلب را تعريف كنيم ، بايد بگوييم : قلب ، عبارت از عضوى صنوبرى شكل است كه در سمت چپ قفسه سينه قرار دارد و وظيفه آن رساندن خون به تمام بدن است .
معناى دوم «قلب» ، عبارت از «عقل» است ؛ يعنى مركز انديشه كه به عنوان دومين منبع شناخت ، مورد بحث و بررسى قرار گرفت .
امام كاظم عليه السلام ، ضمن نصايحى به يكى از شاگردان خود به نام هشام بن حكم مى فرمايد :
يا هِشامُ ، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقُولُ فى كِتابِهِ:«إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» . ۱اى هشام ! خداوند متعال در كتاب خود مى فرمايد: «به راستى كه در آنچه مطرح شد ، يادآورى است براى كسى كه داراى قلب باشد.
سپس امام توضيح مى دهند كه منظور از قلب در آيه كريمه ، عقل است . ۲ يعنى كسى كه انديشه و عقل داشته باشد و بتواند درباره آنچه خداوند متعال فرموده است بينديشد ، قطعا متنبه و متذكّر مى شود و از راه خطايى كه رفته است ، باز مى گردد .
معناى سوم قلب عبارت از مركز شناخت ها و آگاهى هايى است كه نه حسى است و نه عقلى ، بلكه از عمق وجود انسان به طور ناخود آگاه مى جوشد .
انسان علاوه بر شناخت هاى حسّى كه از راه حواس پنجگانه براى او حاصل مى شود ، و شناخت هاى عقلى كه از راه انديشه و فكر به وجود مى آيد ، يك

1.ق : آيه ۳۷ .

2.الكافى : ج ۱ ص ۱۶ ح ۱۲ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438217
صفحه از 484
پرینت  ارسال به