21
مباني شناخت

اصول عقايد را نادرست مى دانند و مردم را به پژوهش در عقايد ، توصيه مى كنند . ۱
اينك ، براى آن كه ديدگاه اسلام درباره «تقليد در اصول عقايد» به خوبى روشن شود ، آيات و احاديث مربوط به آن را در اين جا مى آوريم .

تقليد در عقايد از منظر قرآن

قرآن كريم ، در آيات متعدّدى كه به اصول عقايد مربوط اند ، تقليد را زشت شمرده ، آن را تحريم مى كند و از آن باز مى دارد و به صراحت بيان مى دارد كه : آدمى ، تا برايش معرفت كامل و يقين قطعى نسبت به يك نظريّه يا عقيده حاصل نشده ، نبايد از آن پيروى كند و زندگى فردى و اجتماعى اش را بر آن بنيان نهد .
«وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ .۲
و چيزى را كه بدان علم ندارى ، دنبال مكن»
.
اين آيه انسان را به همان حكم روشن عقل ، توصيه مى كند كه : اى انسان! در مسائل عقيدتى ، از نداى وجدان و حكم روشن عقل ، پيروى كن و از تقليد كوركورانه بپرهيز و تا آن زمان كه درستى يك نظريّه را درك نكرده اى ، آن را ملاك رفتارت قرار مده و از آن پيروى منما .
آيه اى ديگر :
«إنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ .۳
به راستى كه بدترين جنبندگان نزد خدا، كران ولالانى هستندكه نمى انديشند»
.

1.ر . ك : عدّة الاُصول ، شيخ طوسى : ج ۲ ص ۷۲۹ ، زبدة البيان ، محقق اردبيلى : ص ۳۴۴ ، كتاب الاجتهاد والتقليد ، آية اللّه سيّد ابو القاسم خويى : ص ۴۱۱ ، الفتاوى الميسرة ، آية اللّه سيّد على سيستانى : ص ۳۷ ، صراط النجاة ، آية اللّه جواد تبريزى : ج ۳ ص ۴۳۹ .

2.اسرا : آيه ۳۶ .

3.انفال : آيه ۲۲ .


مباني شناخت
20

عصر غيبت ، براى آنان كه در استنباط احكام اسلامى از كتاب و سنّت ، تخصصى ندارند ، «مجتهد جامع شرايط تقليد» است .
اما موضوع بحث و پژوهش ما در اين جا ، تقليد در اصول دين از ديدگاه اسلام است و اين كه : آيا اسلام مانند عقل ، تقليد در اصول اعتقادى را مطلقا حرام مى داند؟ يا آن را تجويز مى كند؟ به سخن ديگر ، ديدگاه اسلام درباره وظيفه مردم در اصول اعتقادى چيست : تحقيق يا تقليد؟
هر كس با قرآن و احاديث اسلامى آشنا باشد ، مى داند كه اسلام ، تقليد در اصول عقايد را به صراحت ، تحريم كرده است و با اصرار و تأكيد ، مردم را به تحقيق در مسائل اعتقادى وا داشته و از آنان خواسته با هيچ عقيده اى ، مگر پس از دقّت و وجود برهان عقلى ، دمساز نشوند .
خداوند عز و جل هرگز از مردم نخواسته است كه در برابر كلام او (به عنوان مثال ، در اثبات وجود خدا يا نبوّت پيامبران) ، به طور تعبّدى و تقليدى و بدون برهان عقلى تسليم شوند ؛ بلكه بر وجود خود و نبوّت پيامبران خويش و . . . ، با ادلّه عقلى استدلال مى كند و مردم را به داورى عقل فرا مى خواند .
نيز هيچ پيامبرى ، مردم را به تقليد در اصول عقايد و پذيرش سخن او بدون پرس و جو دعوت نكرده است . همه پيامبران براى اثبات پيامبرى خويش به برهان هاى عقلى استناد نموده اند و مردم را به داورى عقل دعوت كرده اند ، چنان كه از مخالفان خود خواسته اند كه براى اثبات ادّعاهاى خود ، برهان اقامه كرده ، دليل بياورند :
«قُلْ هَاتُواْ بُرْهَـنَكُمْ إِن كُنتُمْ صَـدِقِينَ .۱
بگو : اگر راست مى گوييد ، دليل خود را بياوريد»
.
همچنين مشاهده مى كنيم كه مجتهدان و متخصّصان مسائل اسلامى ، تقليد در

1.بقره : آيه ۱۱۱ ، نمل : آيه ۶۴ . نيز ، ر . ك : انبيا : آيه ۲۴ .

  • نام منبع :
    مباني شناخت
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1388
    نوبت چاپ :
    دوم
تعداد بازدید : 438169
صفحه از 484
پرینت  ارسال به